سفر تهران

هدیه هستم 21 ساله عاشق مطالعه و کتاب خوندنم و واسه همین هر سال نمایشگاه کتاب تهران رو حتما میرم! البته تا امسال با خواهرم یا با دانشگاهی چیزی میرفتم چون خواهرم ازدواج کرد امسال ازادی های من بیشتر شده بود با دوستم تصمیم داشتیم دوتایی بریم و حسابی خوش بگذرونیم از یک ماه قبل […]

سفر تهران بیشتر بخوانید »

جنده بازی های ناموفق

سال 77 بود نزدیکای عصر! حوصله نداشتم داشتم بره خودم سیگار میکشیدم مثله همیشه تو حال خودم بودم….رفیقم علی زنگ زد!- سلام چطوری رضا پاشو بریم بیرون 2تا کس بلند کنیم بزنیم زمین!-باش یک ربع دیگه دمه در خونه باش اونم گفت دارم راه میفتم.تلفن قطع کردم.گفتم کیرم دهنت علی یه امروز خواستیم تنها باشیم.(ولی

جنده بازی های ناموفق بیشتر بخوانید »

اتفاق معمولی

صبح زود با صدای مزخرف ساعت آنالگ به سختی چشاش رو وا كرد صدای آلارم ساعتش با ریتم دید دید دید دید دید دید میرفت توی مخش.دوباره چشاش رو بست بالش رو گذاشت روی سرش ولی ساعت همچنان صدا میكرد یه آهی كشید با پشت دستش زد به ساعت از جاش پاشد ساعت رو خاموش

اتفاق معمولی بیشتر بخوانید »

خیانت به یاد موندنی

من مریم هستم 20 سالمه و نامزدم حمید 25 سالشه 4 ساله که با هم هستیم ی 3 سالی هست ک حمید پرده منو زده و منو از کس میکنه .تا یادم نرفته بگم من باسن خوبی دارم گرد و بزرگ اینقدر ک چندباری بخاطرش از پسرا متلک شنیدم و سینه های بزرگی دارم رون

خیانت به یاد موندنی بیشتر بخوانید »

برادرزاده ام سیما

• از روزي كه برادرم به زندان افتاده بود بيشتر كارهاي خونه ي زن داداش رو من بر عهده گرفته بودم برادرم بخاطر حمل مواد مخدر 25 سال حبس داشت و حدود دو سالشو گذرونده بود .• منم که حشرم بالا بود هفته ای با زیدای دانشگاه یه حالهایی می کردم .• زن داداشم زيبا

برادرزاده ام سیما بیشتر بخوانید »

پروین

پروین دختر ساسان – نوشته پدر رمان و داستان نویسی نوین ایران “صادق هدایت” – نوشته در: 21 آذر ماه 1307 پاریس توضیح: “پروین” داستان حماسی – اروتیك (سكسی) هستش كه در مورد “جنگ ایرانیا با عرب ها” كه در سال 22 هجری قمری در شهر ری امروزی (“رغا” قدیم) اتفاق افتاده نوشته شده. صادق

پروین بیشتر بخوانید »

اولین عشقم مریم و کون قشنگش

چهار سال بود دانشگام تموم شده بود و دفتر کارمو راه انداخته بودم. بچه های دانشگاه رو تو پروژه هام سهیم می کردم. اسمش مریم بود یه بچه خوش هیکل با پستونای درشت و یه کون قلمبه که وقتی بیشتر باهاش آشنا شدم . دوست داشت هر لحظه و هر جا زیرم بخوانه. قیافه ی

اولین عشقم مریم و کون قشنگش بیشتر بخوانید »

امتحانا

سال آخر دبیرستان بودم و درسخون.دوست دختر داشتم ولی اصلا تو نخ خانم بازی نبودم.یه روز که تو کوچه بودم دیدم یه زنه خیلی ناز داره میاد تو کوچه از دور که میومد تا از کنارم رد شد اینقدر نگام کرد که فکر کردم حتما یه چیزیم هست که اینقدر نیگام کرد ( از قیافه

امتحانا بیشتر بخوانید »

گاوخونی

چند سال پیش تو ی شهر دیگه دانشگاه قبول شدم بعد از گذروندن چند ترم فهمیدم از نظر مالی خیلی وضعم داره به هم میریزه اینه که با یکی از دوستام که لوله کشی میکرد و ما به شوخی بش میگفتیم کسکش همکار شدم.چند وقتی گذشت تا اینکه ی بار ی کار برداشت بیرون شهر

گاوخونی بیشتر بخوانید »

سکس من و خاله الهه

من اسمم فرهاد بچه تهرانم فوق دیپلم کامپیوتر. الان که دارم این خاطره را واستون مینویسم 27 سالمه و هنوز هم ازدواج نکردم من یه خاله دارم که اسمش الهه است. الهی من قربون خاله خوشکل و مهربونم بشم خاله من 36 سالشه اما ماشالا مثل این دخترای 18 سال خوش اندام و خوشکل مونده

سکس من و خاله الهه بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا