اولین سکس با برادر بزرگتر

سلام اسم من هست شیرین هستش و می خوام خاطره اولین سکسم رو که با داداش بزرگم بود رو براتون تعریف کنممن بچه دوم خونه هستم و دو تا برادر دارم رضا که از من 3 سال بزرگتره و اون یکی هم پارسا که از من 9 سال کوچیکترهالان که دارم این داستان رو می […]

اولین سکس با برادر بزرگتر بیشتر بخوانید »

سارینا و علی کیرکلفت

امروز میخوام یکی از بهترین و شیرین ترین خاطرات سکسمو بنویسم یکماهی بعد از طلاق از یوسف دلم لک زده بود واسه یه کیر کلفت آخه منی که هر شب کیر داشتم حالا واسم خیلی سخت بود سعی میکردم یکیو واسه خودم گیر بیارم که بعد هم واسم مشکل ساز نباشه تا دلی از عزا

سارینا و علی کیرکلفت بیشتر بخوانید »

من و زن عمو

ماجرایی که میخوام تعریف کنم برمیگرده به تابستون سال قبل.من یه عمویی دارم که چندسالی میشه ازدواج کرده و2تادخترداره بیشترنداره که هردوشون کوچیکن.من ازتمام فامیل بیشترخونه عموم میرفتم اوایل برای گذران وقت وسرگرمی خونه عموم میرفتم ولی هرروزی که میگذشت بیشترچشمام به اطرافم بازمیشدوکم کم علاقه من به زن عموبه طورغیرارادی بیشترمیشد.من خیلی توکف زن

من و زن عمو بیشتر بخوانید »

زن داداشم منو خر کرد

من از اسمهای مستعار تو نوشتم استفاده میکنم و این اسمها اصلا واقعی نیست ومنم فقط واقعیتی که برام اتفاق افتاده رم می نویسم بگذریم ماجرای من بر میگرده به 8 سال قبل زمانی که کلاس اول دبیرستان بودم 16 سال داشتمو تو اوج بلوغ و حس های عجیب غریب اون سن و سال راستی

زن داداشم منو خر کرد بیشتر بخوانید »

پسر شهوتی

سلام اسم من امید میخوام ماجرای که بین منو مامانم اتفاق افتاد براتون تعریف کنم ما یه خانواده چهار نفری مامانم که 37سالش پدرم 44سالشوخواهرم12 وخودم درحال حاضر 18سالمه. من از بچگی شهوتم زیاد بود نمیدونم چرا دست خودم نبود یادم میاد دختر خاله هام از دستم فراری بودن چون تو یه فرصت کوچولو میمالیدم

پسر شهوتی بیشتر بخوانید »

پسرخاله و سکس زوری

سلام،اسم من سميراست و ٢٠ سالمه، اين داستان رو مينويسم و اميدوارم رو سايت بره ، فقط به اميد اينكه پسرايى كه اينجا ميان و اين خاطره منو ميخونن هيچوقت بلايى كه سر من اومد رو به سر كسى نيارن.– دو سال پيش،دى ماه بود كه پدربزرگم فوت كرد. همه ى اقوام خونه ى اونا

پسرخاله و سکس زوری بیشتر بخوانید »

خوابگاه دختران

سال 87 بود که توی شهرستان محلات دانشگاه قبول شدم اولش بابام مخالفت می کرد و گیر داده بود که یه سال دیگه بخون تا تهران قبول شی اما اون قدر دایی و عمو و عمه و خاله و دیگه کل فامیل اومدن روی مخش کار کردند تا اجازه داد که من برم شهرستان. البته

خوابگاه دختران بیشتر بخوانید »

سکس سارا با استاد دانشگاه

سلام دوستان منم تصميم گرفتم خاطره ي سکسي خودمو براتون تعريف کنمراستش من سه سال پيش که 19سالم بود وارد دانشگاه شدم و به عنوان يکي از دختراي نمونه بين هم ترمي هام مي درخشيدم هم از لحاظ زيبايي هم از لحاظ درسخلاصه اينکه همه ي پسرا يه جورايي پيغام پسغام مي دادن و پيشنهاد

سکس سارا با استاد دانشگاه بیشتر بخوانید »

افسون، زنی با موهای شرابی

مثل هر غروب جمعه دیگه یه چیزی مثل کتری داغ، ته دلم قل قل می زد که پاشو از خونه برو بیرون، مکان علافی ما هم که مثل همیشه کافی نت دوستم علی بود.در خونه رو که می بستم صدای ننم بلند بود که شب دیر نیای.خیابونا مثل همیشه نم داشتن، نم آدمایی که مثل

افسون، زنی با موهای شرابی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا