اردو در کوه

بچه ها می گفتن مستقیم از یال اصلی بکشیم بالا و وقت تلف نکنیم ولی چون خیلی زود اومده بودیم و مه غلیظی روی کوه گرفته بود مخالفت کردمو گفتم اول بریم قوش گلی. توی هر برنامه یه نفر سرپرست می شد و هیشکی دیگه رو حرف سرپرست حرفی نمی زد. راه رو به طرف […]

اردو در کوه بیشتر بخوانید »

اولین سکس در ۳۳ سالگی

سلام اسم من سارا الان 33 سالمه میخوام خاطره اولین سکسمو براتون تعریف کنماز خودم بگم که اصلان دختر زیبایی نیستم یه قیافه خیلی معمولی دارم قدم 165 وزنم حدود 55 هستش تو یه خانواده کاملان مذهبی به دنیا امدم و بچه اخر خانوادم و تا سن 33 سالگی هنوز ازدواج نکردم راستش با هر

اولین سکس در ۳۳ سالگی بیشتر بخوانید »

برگهايی از دفتر خاطرات يک فاحشه

شب شده بود و ميخواستم برم ، با لوازم آرايش کمی که داشتم ، آرايش مختصری کردم ، ولی از اونجايی که خودم خوشگل بودم ، با همون اندک آرايش خيلی خوشگلتر شدم ، راه افتادم به سمت شهر ، ساعت نه و نيم شب بود که بالای شهر رسيده بودم ، واقعا زندگی در

برگهايی از دفتر خاطرات يک فاحشه بیشتر بخوانید »

اولین بار که کونم رو نشون دادم

خوب، فکر کنید که از خانواده ای مردم دار با وضع مالی خوبی هستم که دورو بر ما آدم های زیادی بودند و به دلیل اینکه خونه بزرگی داشتیم همیشه میهمان های مختلفی از فک و فامیل گرفته تا دوست و آشنا تو خونه ما بودند. من هم از نظر درسی آدم نسبتا موفقی بودم

اولین بار که کونم رو نشون دادم بیشتر بخوانید »

آرش و خواهر و دوست دخترش

من آرش هستم ، 18 سالمه.خانواده ی درهم ورهمی دارم ، پدرم مهندس عمرانه و یه شرکت واردات شیرآلات ساختمانی از آلمان و هلند داره و بیشتر اوقات سفره و پیش ما نیست ، مادرم هم به خاطر اینکه گاهی اوقات فشارای عصبی داره و افسردگی میگیره 6 ماه ایران پیش ماست و 6 ماه

آرش و خواهر و دوست دخترش بیشتر بخوانید »

سکس منو خواهر دوست داشتنی ام

سلام اسم من اشکانه 18 سالمه اهل تهرانم خوشکل و دختر پسند . خانواده ما 4 نفره . منو بابام و مامانمو خواهر نازم . خواهرم 25 سالشه لیسانس مامایی رو میخواد بگیره خودمم دارم واسه کنکور میخونم . بزار برم سر اصل مطلب از 15 سالگی که یاد گرفتم سکس چیه و با توجه

سکس منو خواهر دوست داشتنی ام بیشتر بخوانید »

ناهید زن همسایه

طبق معمول هر روز حدودای ساعت 6 بعد از ظهر بود که رسیدم خونه . آپارتمان من تو یک مجتمع24 واحدی تو سعادت آباد بود. کمی خسته بودم و رفتم که دوش بگیرم. وقتی از حمام اوومدم بیرون احساس کردم که نیاز به سکس دارم و باید ترتیب یکی رو بدم ، ولی از اوونجا

ناهید زن همسایه بیشتر بخوانید »

ملیحه

یکی از آشنا ها یک شرکت تاسیس کرد ومن به عنوان اولین نیرو استخدام شدم قرار شد من مقدمات شروع کاررا فراهم کنم. یه مدت تنها بودم تا اینکه یک روز مدیر عامل گفت یکی از اشنا ها یک نفر میفرسته خودت باهاش صحبت کن ببین بدرد منشی میخوره یک قرار داد باهاش بنویس .روز

ملیحه بیشتر بخوانید »

خواهرزنم مهری

سلام اسم من غلامه و 30 سال سن دارم چند وقت طول کشید تا به خودم به قبولونم این داستان رو بنویسم. البته داستان نیست واقعیته شاید تلخ باشه ولی مساله اینه که اتفاق افتاده. داستان مربوط میشه به خواهر زنم مهری. اون چند سالی از من بزرگتره و 2 تا هم بچه داره رابطم

خواهرزنم مهری بیشتر بخوانید »

بازنده

شب خیابون الرقته روی صندلی های بیرونی KFC نشسته بودم با ولع خاصی سیگارم رو میكشیدم و طبق معمول به جمعیت بی پایان خیره بودم. همیشه با دیدن این همه جمعیت كه توی هم میلولیدن اولین سوالی كه از خودم میپرسم اینه كه هدف ما از زندگی چیه؟ ( و هرگز هم به جواب نرسیدم)

بازنده بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا