حضور ذهن

حدود دو سال پیش بود.دو سه ماهی بود که با زنم متارکه کرده بودم. از یک طرف فکر اینکه یک زن دیگه بگیرم را اصلا نمی کردم. از طرفی بالاخره مرد بودم و به جنس مخالف نیاز داشتم. یک روز تو بقالی زن جوان چادری را دیدم که برای خرید آمده بود. بدون توجه به […]

حضور ذهن Read More »

سکسم با خواهرم مهری

د از سکس اون شبم با سپیده (دختر خوندم) کلا دیگه نگاهم به دیگران تغییر کرد و احساس می‌کردم خوب مگه چه عیبی داره ۲تا آدم همدیگرو بخوان با هم باشن فارغ از ارتباطات خونی که با هم دارن یا باید و نباید‌های دینی. برای همین به خواهرم که بسیار زیبا بود و تازه هم

سکسم با خواهرم مهری Read More »

بالباستینگ

من علی هستم و 27 سالمه. می خام براتون یکی از خاطراتی که برام اتفاق افتاده تعریف کنم که می دونم ازش خیلی تعجب می کنید. من عاشق بالباستینگم و اکثر گذشت و گذارم تو اینترنت در مورد همین موضوعه ولی متاسفانه هیچوقت نتونسته بودم یک پارتنر خوب برای خودم پیدا کنم و صحبت در

بالباستینگ Read More »

سپیده، من و مامانش

چند وقت بود سپیده اصرار داشت سکس من با مادرشو ببینه و در آخر راضی‌ شدم که این کار رو برای اون بکنم ولی‌ سپید قبول نکرد که مثلا ما رو دید بزنه می‌خواست از سکسم با الهام برایش فیلم بگیرم قبول کردم و در اتاق خوابمان یک دوربین نصب کردم که به چوب پرده

سپیده، من و مامانش Read More »

اولین سکس نیما

نیما هستم 24 ساله از گرگان …میخوام خاطرات اولین سکسی که داشتم رو براتون بگم شاید بپسندین !!!همیشه به این موضوع اعتقاد داشتم که باید تا ازدواجم صبر کنم و با همسرم طعم زیبای سکس رو بچشم اما بیخبر از این بودم که وقتی شهوت میزنه بالا دیگه دست خوده آدم نیست و دین و

اولین سکس نیما Read More »

سفر تهران

هدیه هستم 21 ساله عاشق مطالعه و کتاب خوندنم و واسه همین هر سال نمایشگاه کتاب تهران رو حتما میرم! البته تا امسال با خواهرم یا با دانشگاهی چیزی میرفتم چون خواهرم ازدواج کرد امسال ازادی های من بیشتر شده بود با دوستم تصمیم داشتیم دوتایی بریم و حسابی خوش بگذرونیم از یک ماه قبل

سفر تهران Read More »

جنده بازی های ناموفق

سال 77 بود نزدیکای عصر! حوصله نداشتم داشتم بره خودم سیگار میکشیدم مثله همیشه تو حال خودم بودم….رفیقم علی زنگ زد!- سلام چطوری رضا پاشو بریم بیرون 2تا کس بلند کنیم بزنیم زمین!-باش یک ربع دیگه دمه در خونه باش اونم گفت دارم راه میفتم.تلفن قطع کردم.گفتم کیرم دهنت علی یه امروز خواستیم تنها باشیم.(ولی

جنده بازی های ناموفق Read More »

اتفاق معمولی

صبح زود با صدای مزخرف ساعت آنالگ به سختی چشاش رو وا كرد صدای آلارم ساعتش با ریتم دید دید دید دید دید دید میرفت توی مخش.دوباره چشاش رو بست بالش رو گذاشت روی سرش ولی ساعت همچنان صدا میكرد یه آهی كشید با پشت دستش زد به ساعت از جاش پاشد ساعت رو خاموش

اتفاق معمولی Read More »

خیانت به یاد موندنی

من مریم هستم 20 سالمه و نامزدم حمید 25 سالشه 4 ساله که با هم هستیم ی 3 سالی هست ک حمید پرده منو زده و منو از کس میکنه .تا یادم نرفته بگم من باسن خوبی دارم گرد و بزرگ اینقدر ک چندباری بخاطرش از پسرا متلک شنیدم و سینه های بزرگی دارم رون

خیانت به یاد موندنی Read More »

برادرزاده ام سیما

• از روزي كه برادرم به زندان افتاده بود بيشتر كارهاي خونه ي زن داداش رو من بر عهده گرفته بودم برادرم بخاطر حمل مواد مخدر 25 سال حبس داشت و حدود دو سالشو گذرونده بود .• منم که حشرم بالا بود هفته ای با زیدای دانشگاه یه حالهایی می کردم .• زن داداشم زيبا

برادرزاده ام سیما Read More »

Scroll to Top