اوج لذت با مینا

خیلی وقت بود دنبال یه رابطه جدید میگشتم دیگه 28سالم بود و نیازام خیلی داشت اذیتم میکرد از یه طرف هم شرایطم بهم اجازه نمیداد که ازدواج کنم ، دوست داشتم یکی تو زندگیم باشه که بتونیم نیازهای همدیگرو برآورده کنیم کسی باشه که مثل همه دخترا تا دو کلمه باهاش صحبت کردی نگه بیا […]

اوج لذت با مینا بیشتر بخوانید »

تالاب

كم‌وبيش مي‌شناختمش. در نمايندگي يك شركت بزرگ كامپيوتري كار مي‌كرد و هجده، نوزده ساله مي‌نمود؛ گو اين‌كه بعدها دريافتم بیست‌وپنج سالگي را پشت سر گذاشته است. دختركي بود زيباروي و خوش‌اندام كه صلابت و البته شيطنتي دل‌نشين در چهره‌اش موج مي‌زد. با اين همه، تا پيش از آن شب، تنها در دفتر شركت و در

تالاب بیشتر بخوانید »

رامسر و عشق تپل من

یه چند وقتی بود نتونسته بودم مسافرت برم و یا تفریح درست حسابی نداشتم . خودمو بدجور مشغول کار وبار کرده بودم هر موقع هم که خانوادم می خواستن برن جایی من میموندم و کارهارو اداره میکردم تا اینکه تصمیم گرفتم برم شمال تقریبا اواخر خرداد بود ما تو رامسر یه ویلای معمولی داریم دو

رامسر و عشق تپل من بیشتر بخوانید »

دختر دایی نازنین

من از بچگی عاشق نازنین بودم و با وجود اینکه دختر دائیم 10سال از خودم کوچیک تر بود احساس عجیبی بهش داشتم .کلا ما زیاد خونه کسی نمیریم و خوب داییم هم از این قاعده مستثتا نبود،به همین دلیل دیدار ما با هم محدود به همون عید تا عید می شد . سالها همینجور گذشت

دختر دایی نازنین بیشتر بخوانید »

رازی در شرکت

تازه محل کارم را عوض کرده بودم و در یک شرکت خصوصی جدید کار پیدا کرده بودم به خاطر تجربه ای که در محل کار قبلیم پیدا کرده بودم و این که اکثر کادر فنی شرکت جدید مسن بودند و چندان بروز نبودید این شانس رو داشتم که مسئولیتی بالاتر از سن و سالم داشته

رازی در شرکت بیشتر بخوانید »

سکس با دوست پسرم و دوستش

سلام من ساناز هستم 22 ساله از تهران . دختری با قد 168 و وزن 60 و اندامی معمولی نمی خوام بیخودی از خودم تعریف کنم . پوستم سفیده و خیلی کم مو هست بدنم . ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم چند وقت پیش برام اتفاق افتاده . من یه دوست پسر 25 ساله

سکس با دوست پسرم و دوستش بیشتر بخوانید »

بعد از سالها، سکس

سلام بارانم یه دختر عادی مث همه ی دخترا با یه سرگذشت شاید شنیدنی که فکر نمیکنم این سایت جای بازگو کردنش باشه . ماجرایی که میخوام براتون نعریف کنم به تازگی برام اتفاق افتاده ولی باید قبلش یه فلش بک مختصر به روابطم در گذشته بزنم… موقعی که هنوز دانشجو بودم با پسری دوست

بعد از سالها، سکس بیشتر بخوانید »

اولین سکس با برادر بزرگتر

سلام اسم من هست شیرین هستش و می خوام خاطره اولین سکسم رو که با داداش بزرگم بود رو براتون تعریف کنممن بچه دوم خونه هستم و دو تا برادر دارم رضا که از من 3 سال بزرگتره و اون یکی هم پارسا که از من 9 سال کوچیکترهالان که دارم این داستان رو می

اولین سکس با برادر بزرگتر بیشتر بخوانید »

سارینا و علی کیرکلفت

امروز میخوام یکی از بهترین و شیرین ترین خاطرات سکسمو بنویسم یکماهی بعد از طلاق از یوسف دلم لک زده بود واسه یه کیر کلفت آخه منی که هر شب کیر داشتم حالا واسم خیلی سخت بود سعی میکردم یکیو واسه خودم گیر بیارم که بعد هم واسم مشکل ساز نباشه تا دلی از عزا

سارینا و علی کیرکلفت بیشتر بخوانید »

من و زن عمو

ماجرایی که میخوام تعریف کنم برمیگرده به تابستون سال قبل.من یه عمویی دارم که چندسالی میشه ازدواج کرده و2تادخترداره بیشترنداره که هردوشون کوچیکن.من ازتمام فامیل بیشترخونه عموم میرفتم اوایل برای گذران وقت وسرگرمی خونه عموم میرفتم ولی هرروزی که میگذشت بیشترچشمام به اطرافم بازمیشدوکم کم علاقه من به زن عموبه طورغیرارادی بیشترمیشد.من خیلی توکف زن

من و زن عمو بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا