وقتی کسم اولین بار کیر دید

سلام.من خیلی وقته تو سایت میام و داستانهای بچه هارو میخونم.اما خودم داستان ننوشنم چون همیشه میترسیدم از اینکه یکی منو بشناسه!!کلا خیلی از این نظر ترسو هستم و علت اینکه نتونستم اونجور که میخوام سکس داشته باشم بیشتر به خاطر احتیاط کردنای خرکیمه!اما این خاطره مربوط میشه به اولین رابطه فیزیکی که من با […]

وقتی کسم اولین بار کیر دید بیشتر بخوانید »

خانواده من

امشب هم با هر جون کندنی که بود گذشت … همونقد که عاشق شبام ازشون تنفر دارم .اصلا خاصیت شبا چیه ؟ که بعد از یه روز معمولی و مزخرف دیگه تموم کارهای روزمو با خودم بکشم تو تخت خواب تا سر فرصت دونه دونه چکشون کنم ببینیم کجاهاو گند زدمو کجاهاو ریدم !! آخرم

خانواده من بیشتر بخوانید »

اونروز حالم زیاد خوب نبود

اونروز حالم زیاد خوب نبود. کمی بیشتر از خیلی از دست خودم ناراحت بودم . ازاینکه به اون راحتی به حامد پا داده بودم از خودم بدم اومده بود(این حالت تفریبا بعد از اولین سکس برای هرکسی پیش میاد) ولی خوب ما ادما معمولا بلدیم کارهای خودمون رو توجیه کنیم . خوب منم به خودم

اونروز حالم زیاد خوب نبود بیشتر بخوانید »

سکس کارگری

من اسمم محموده و 20 سالمه دیپلم ساخت و تولید دارم و تقریبا میشه گفت 7 ساله در کنار تحصیل شاگرد جوشکاری هستم و الان هم چند ماهی میشه شاگرد نیستم و واسه خودم کار میکنمکارم جوریه که برا ساختمونا سقف کاذب درست میکنم نمیدونم دیدید یا نه همون راویز اگه شنیده باشید.قدم 178 و

سکس کارگری بیشتر بخوانید »

ام. جی

یکسال و نیم میشد که با ویزای کار اومده بودم سیدنی. شیش ماه دیگه از ویزام مونده بود و باید به هر قیمتی که شده اقامت دائم رو میگرفتم چون اصلاًدلم نمیخواست اینجا رو که تازه جا افتاده بودم ول کنم و دوباره برگردم تو اون جهنّم! چند تا راه بود که بمونم:یه راه اینکه

ام. جی بیشتر بخوانید »

دادن ریحانه به بابا

توی آشپزخونه داشتم ظرفارو می شستم که بابا اومد تو آشپزخونه، روی میز ی بشقاب میوه بود که بابا ی خیار برداشتو شروع کرد به خوردن، صدای گاز زدنش میومد، ولی بیشتر از اون صدا ی نگاهی سنگینیو حس می کردم، بابا پشت من ایستاده بودو تکون نمی خورد، میتونستم اینو احساس کنم که بابا

دادن ریحانه به بابا بیشتر بخوانید »

سکس جمعی

سلام من مهران هستم،نمیدونم که خاطره(رمان) قبلیم به اسم بگا رفتن یا نرفتن…1تا4رو خوندین یانه؟این خاطره رو میخوام کوتاه تر بنویسم پس اگه میخوان خوصوصیات رفتار وظاهری من وچند تا از ادمهای این داستان رو بدونین بهتره اون خاطره رو بخونید….قبل از هر چیز بگم اگه دنبال داستان که سه شماره میکشن پایین و دوتا

سکس جمعی بیشتر بخوانید »

سکس با شوهرخواهرم

اسمم مریمه و 22 سالمه .. دانشجوی سال دوم هستم…. موهای بلند مشکی بدن تقریبا سفید..قد حدود 165 و وزن 55 کیلو …یعنی یه دختر دلبر به تمام معنا… با اینکه با هیچ کی رابطه ای نداشتم تا قبل از سکس با حمید… ولی دل هرکی رو تو همون نگاه اول میبردم….نمیدونم چرا اینجور بود…از

سکس با شوهرخواهرم بیشتر بخوانید »

جنایت در هفت اپیزود

یکافسر نگهبان که در سکوت و با تعجب به مرد بلوچ می‌نگریست، آهی کشید و انگشتانش را در موهای جوگندمی‌اش فرو برد. پس از لحظاتی سر بلند کرد و از مرد خواست که گفته‌هایش را بنویسد. مرد بلوچ بی‌آنکه کلمه‌ای بر لب بیاورد، دست‌های دستبند‌زده‌اش را بلند کرد و به او نشان داد. افسر نگهبان

جنایت در هفت اپیزود بیشتر بخوانید »

خاله نرگس

اسم من سینا هستش و23 سالمه و دانشجو هستم. کوچکترین خاله من اسمش هست نرگس (مستعار) و 25 سالشه و الان که دارم این داستان رو می نویسم از شوهرش جدا شده .خاله نرگس خیلی خوشگلتر از بقیه خواهرهاش یعنی مادر من و خاله هام هستش . و از اونجایی که خواستگار زیاد داشت زود

خاله نرگس بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا