صیغه با دخترخاله

سلام اسم من مجتبی فامیلی رو نمیتونم بگم چون خودتون میدونیین چرا راستش من داستان زیاد نوشتم ولی نه از این نوع این اولین بارمه لطفا بعد از داستان نظرتونو بگینپدر من و شوهر خالم چهار سال می شد که باهم یک ساختمان دو طبقه ساخته بودن و باهم اونجا زندگی میکردیم تو این چهار […]

صیغه با دخترخاله بیشتر بخوانید »

انتقام از مردی که عشقم رو دزدید

سلام اسم من آرمانه و26 سالمه داستانی رو که میخوام بگم کاملا واقعی وبدون شاخ وبرگ اضافس.حدود 2سال پیش تو دانشگاه با عشقم زهره آشنا شدم وخیلی زود به هم علاقه مند شدیم زهره برعکس دخترای دیگه که باهاشون بودم لاشی و نارو زن نبود ومنو به خاطر خودم میخواست وهمین واسم ارزش زیادی داشت.ما

انتقام از مردی که عشقم رو دزدید بیشتر بخوانید »

با اجازه خانم معلم

فوق لیسانسمو در رشته نرم افزاری کامپیوتر گرفته بودم و استاد دانشگاه شده بودم . سی و دو سالم بود و هنوزاز دواج نکرده بودم . البته چند سال می شد که تدریس می کردم . اون روزواسه یه سری از فر هنگیان و معلمین یه آموزش ضمن خدمت گذاشته بودند و من باید می

با اجازه خانم معلم بیشتر بخوانید »

وقتی داریوش منو گایید

سلامخیلی دلم می خواست داستان سکس خودم با همسرم رو یه جایی که هیچ کس ما رو نشناسه تعریف کنم و جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم . پس از کسانی که دوست ندارند اینجور داستانا بازگو بشه معذرت می خام.اسم من ماراله ، 24 سالمه . تازه از قبولی توی مقطع فوق لیسانس دانشگاه

وقتی داریوش منو گایید بیشتر بخوانید »

اطلاعیه فوق العاده! راه اندازی آزمایشی‌ تالار گفتگوی شهوتناک

دوستان عزیز شهوتناک با درود. بنا‌ به درخواست عده زیادی از شما عزیزان تالار گفتگوی شهوتناک به صورت آزمایشی‌ راه اندازی شد. نسخه بتای انجمن شهوتناک در حل حاضر در اختیار شماست. در این انجمن سعی شده رضایت خاطر شما هر چه بیشتر فراهم بشه. برای عضویت اینجا را کلیک کنید شاد باشید

اطلاعیه فوق العاده! راه اندازی آزمایشی‌ تالار گفتگوی شهوتناک بیشتر بخوانید »

روژان در آغوش آرامش

اینم از آخرین قسمت سری داستان های روژان (روژان قربانی عشق و شهوت، روژان پناه هوس مردای شب، طعم تلخ سکس و روزگار روژان) کمی طولانی تر از قسمت های قبل شده. ترجیح دادم داستان بی دلیل کش نیاد و به قسمت بعدی نکشه. پایان این داستان اگه دست خودم بود شاید جور دیگه ای

روژان در آغوش آرامش بیشتر بخوانید »

شهوت، دوستی، عشق

این یک داستان تقریبا 80 درصد واقعی هست که یکم پیاز داغشو زیاد کردم و اینکه این داستان سکسی نیست و مربوط میشه به همجنسگرایی و حالا هر چه قدر میخواید فحش بدید و در ضمن این اولین باری هست که داستان مینویسم داستام از اون جا شروع شد که من قرار شد با یکی

شهوت، دوستی، عشق بیشتر بخوانید »

شب عروسی من و داداشم

منتظرم شب بشه و باز با عشقم سکس کنم، ……. می‌خوام ماجرای اولین سکس با داداشم (عشقم) که پردم رو زد براتون تعریف کنمراستی‌ سکسه خواهرو برادر هرکس دوس نداره، نخونه، فحشم اگه بدین همش لایق خودتون و نوش جون خودتون، چون با تخم چپ داداشم برخورد می‌کنه و برمی‌گرده به خودتون…. اول از خودمو

شب عروسی من و داداشم بیشتر بخوانید »

سكس من و خاله مهديه

يک خاله دارم اسمش مهديه است و 33 سال داره و قد نسبتا بلندي داره و اندام خيلي قشنگي داره. موضوع از اين جا شروع ميشه که من تو دانشگاهي نزديکي ميدان ونک قبول شدم و خودم و خانوادم تصميم گرفتيم که من پيش خالم بمونم چون خونشون نزديک دانشگام بود. منم که خيلي خوشحال

سكس من و خاله مهديه بیشتر بخوانید »

دنیای واقعی

با اون هيكل چاقش يك مانتو كوتاه پوشيده بود با شلوار سفيد كه حسابی رونهاشو بيرون انداخته بود. همين طور كه داشتيم حرف مي زديم ، حس كردم داره به شوهرم نخ ميده. شوهرم هم حسابی تو بحرش رفته بود : به هم لبخند مي زدن…فردای اون روز من به شوهرم تو اداره زنگ زدم

دنیای واقعی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا