آزیتا کس تنگ

یه روز ظهر تابستون که زنم از صبح رفته بود خونه مادرش من ماشین برداشتم در مغازرم بستم رفتم تو خیابون دنبال کس آخه خیلی هوس تنوع کرده بودم میخواستم به کیرم یه حالی بدم زیر پل سیدخندان بودم دیدم دو تا کس دارن تو پیاده رو راه میرن یه پرایدم واسشون وایستاده من رفتم […]

آزیتا کس تنگ بیشتر بخوانید »

مجتمع نوشین

اون روز طبق روال همیشگی به شهرداری منطقه رفته بودم . روز شنبه بود و ازدحام جمعیت بیداد میکرد . به واسطه چند سال رفت و آمد ، با اکثر کارمندای واحد شهرسازی و درآمد و طرح تفصیلی و بیشتر آدمای کار راه انداز شهرداری منطقه رفاقت نسبی پیدا کرده بودم . مردم اون ور

مجتمع نوشین بیشتر بخوانید »

سهیلا

صبح جمعه بود.کامپيوترم را روشن کردم و با بی حوصلگی شروع به گشتن صفحه های مختلف سايت ها شدم.توی يکی از سايت ها ی سكسی مشغول تماشای عكس بودم كه زنگ در زده شد.در را كه باز كردم زن همسايه روبه رويی بود.اسمش سهيلا بود؛ زنی ميانه سال با گونه های استخوانی و پوست گندمی.

سهیلا بیشتر بخوانید »

گی با سید

سلام اسم من حمید و خاطره ای که میخوام بنویسم مربوط میشه به چند سال پیشیه روز که تو مترو بودم پسر خوش قیافه ای رودیدم که تو مترو کنارم وایساده بود قدش ازمن کوتاهتر بود سر صحبتو باز کرد و فهمیدم که طرف اینکارس از مترو که بالا میومدیم دستمو به کونش کشیدمو بهش

گی با سید بیشتر بخوانید »

راننده اژانس

سال 82 بود كه خدمت سربازي ام تمام شد و دنبال يه لقمه نون حلال بودم ولي متاسفانه به هر دري زدم نتونستم كه شغل مناسبي گير بيام تا اينكه تصميم گرفتم كه ماشين بابامو بگيرم و تو آژانس كار كنم. يه آژانس كه مال يكي از دوستاي بابام بود رفتم و خودمو معرفي كردم

راننده اژانس بیشتر بخوانید »

سکس گروهی با خواهرم شراره

سلام.من امیر هستم و 22 سالمه. راستش من توی تمام این مدتی که از زندگیم می گذشت هیچ وقت با هیچ زن و دختری سکس نداشتم و همیشه حسرت یه سکس خوب رو تو دلم داشتم ولی موقعیتش پیش نمی اومد.اطرافم هم دختر زیاد بود و اولین و نزدیک ترین دختر بهم،خواهر بزرگم شیدا بود.خب

سکس گروهی با خواهرم شراره بیشتر بخوانید »

کردن خواهر زن هلو

سلام دوستان من حمید هستم 26 ساله اهل استان مرکزی میخوام یه داستان واقعی و به دور از تخیل براتون بزارم همتون کف کنین.داستان از جایی شروع شد که ما هوس زن گرفتن کردیم.اقدامات خواستگاری انجام شدو ما شدیم داماد یه خانواده سپاهی رو زای اول خیلی سخت بود رفت و امد و اینجور صحبت

کردن خواهر زن هلو بیشتر بخوانید »

ظهر تابستان

کیه؟-ببخشید میشه درو باز کنیشما؟-مریم هستم همسایه بغلیشرمنده کلید آیفون خرابه العان میام درو باز میکنم-نه زحمت نکشید با سارا خانوم کار داشتم بهش بگی ممنون میشمآخه میدونی سارا رفته اهواز خونه آجیش تا یک هفته قرار بمونه اونجا یک لحظه صبر کنی درو باز کردم-لازم نیست درو باز کنی وفتی اومد میبینمشآخه من باهات

ظهر تابستان بیشتر بخوانید »

بوتیک دار جذاب

سلام.اسمم سوسنه این خاطره مربوط به 3سال پیشه منه اون موقع تازه پیش دانشگاهی و تموم کرده بودم.مشتری یکی از بوتیکهای معروف شهرمون بودم از مانتو تاپ شلوار جین و…هر وقت اsms از طرف بوتیک برا دیدن اجناس جدید میومد با کله میرفتم اونجا..صاحب بوتیک یک پسر از خونواده های معروف شهر بود که هر

بوتیک دار جذاب بیشتر بخوانید »

مهسا کون گنده

اسم من حامده و 22 سالمه یه روز داشتم از دانشگاه برمیگشتم خونه که دیدم یه دختر منتظره تاکسی هستش صورتش سفید و تپل بود چشماشم مشکی جلوش ماشینمو نگر داشتم و ازش خواستم سوار شه نگاه قشنگی داشت دوباره که بهش گفتم سوار شد تو را از هر دری حرف زدیم گفت اسمش مهساست

مهسا کون گنده بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا