ساعت ۸:۲۵ صبح

نور صبح مثل عسل طلایی از لای پرده‌های توری می‌ریزه توی اتاق. پنجره‌ها بسته‌ان، اما من دلم بازه، پر از شور، پر از میل. بدنم انگار داره با آهنگ ناشناخته‌ای می‌رقصه. جلوی آینه می‌ایستم. موهام مثل موج‌های شب روی شونه‌هام می‌ریزن. لبخند می‌زنم، یه لبخند دلبرانه، از اونایی که می‌تونه قلب هر کسی رو بلرزونه. […]

ساعت ۸:۲۵ صبح بیشتر بخوانید »

برای نمره کونی‌ شدم

این داستانی که میخوام بگم مال ۱۶ سالگیمه واینکه چطور شد که من کونی شدم.داستان مال قبل انقلابه …   تازه وارد ۱۶ سالگی شده بودم و کلاس سوم دبیرستان بودم .دوسالی بود که شبها کیرم راست میشه و بعض شبها خواب سکسی میدیدم که دارم فلان دختر یا فلانهن پیشه رو میکنم بعض شبهام

برای نمره کونی‌ شدم بیشتر بخوانید »

هم اتاقی ۲۲ سانتی

من سام هستم ۲۶ سالمه و بخاطر اینکه ورزش میکنم هیکل نسبتا خوبی ساختم و باسنم هم خوشفرم و ژله ایه و کمر باریکم حسابی قلمبه و گوشتی بودن باسنم رو به چشم میاره، من ۱۴ سالگی واسه اولین بار دادن رو تجربه کردم و از اون موقع چندین بار حسابی حال کردم و واسه

هم اتاقی ۲۲ سانتی بیشتر بخوانید »

کیر سیاه پوست

سلاام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه این داستانی ک دارم مینویسم مربوط ب سکس ۶ ماه پیشه .   اولین باریه ک مینویسم شاید توی داستان نوشتن زیاد خوب نباشم اما چیزی ک برام اتفاق افتاده رو مینویسم.   اسمم آرشه ۲۱ سالمه واسه تفریح اومده بودم دبی و از طرفی هم مدت زیادی بود

کیر سیاه پوست بیشتر بخوانید »

بکن ثابت

سلام، من آرشم و 25سالمه پوستم سفیده. قدم 172 و وزنم حدودا هشتاده. چندساله که یه بکن ثابت دارم که کونی شخصیشم، اما ماجرای کون دادنم از 16سالگی شروع شد.   من یه دوستی دارم که اسمش رضاست و 4 سال ازم بزرگ‌تره و توی گیم‌نت باهم دوست شدیم. البته بعدا اعتراف کرد که به

بکن ثابت بیشتر بخوانید »

دنیای جدید

سلام. من زهرا هستم 18 سالمه و این قضیه مربوط میشه به چند سال قبل…   من ی دختر عمو دارم ب اسم مریم ک اون موقع 19 سالش بود و مث خودم تک فرزنده و من مث خواهر بزرگترم دوسش دارم ، و خانواده هامون زیاد با هم رفت و آمد داریم، داستان از

دنیای جدید بیشتر بخوانید »

برای صاف کردن بدهی‌های شوهرم باید بدم

سلام مهسا هستم ۳۳ سالمه و امیر شوهرم ۴۰ سالشه. من و امیر چهار ساله ازدواج کردیم وهنوز بچه دار نشدیم .ما زندگی نرمالی داشتیم تا اینکه امیر که تو کار وسایل گوشی و لبتاب بود. شریکش پول امیر و دو نفر دیگه رو میبره واز ایران خارج میشه بعدا امیر ازش شکایت میکنه اما

برای صاف کردن بدهی‌های شوهرم باید بدم بیشتر بخوانید »

فاکرای شمال محاله یادم بره

تابستون همین امسال بود مرداد ماه که یه مسافرت خانوادگی رفتیم و یه ویلا کرایه کرده بودیم ، همون روز اول بود رسیده بودیم ویلا و تقریبا ساعت 11 رسیدیم اونجا همه از راه خسته بودن ظهر خوابیدن منم یه چرتی زدم ولی زود بیدار شدم و دیدم همه خوابن گفتم برم توی حیاط ویلا

فاکرای شمال محاله یادم بره بیشتر بخوانید »

جق سرپایی

سلام. اصغر هستم پسر اکبر. من الان ۴۸ سالمه و تهران زندگی میکنم.   این داستان برای وقتی هست که مجرد بودم  یعنی خواهر و برادرهایم همه ازدواج کرده بودند و فقط من خونه بودم و با پدر و مادرم زندگی میکردم ولی وقتی کاری نداشتم و چون تنها بودم روزهای تعطیلی میرفتم خونه خالم

جق سرپایی بیشتر بخوانید »

داستان سکس پژمان جمشیدی

داستان سکس پژمان جمشیدی چیه؟ هیچی‌! یه هنرجیشه ی کونی‌ خایه مال نظام به دستور خود رژیم چوسلامی یه فیلم جدید راه انداخته که بازم حواس شما رو از مشکل اصلی‌ مملکت پرت کنه وگرنه یکی‌ مثل پژمان جمشیدی که خودش کونه چیکار به این کارا … چه تجاوزی چه کشکی… الانم داره به کوس

داستان سکس پژمان جمشیدی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا