اولین کون دادنم به صاحب بوتیک

سلام اسم من روح الله است. اهل اصفهانم این خاطره صرفا برای بیان بخشی از بیوگرافی خودم که مربوط به سال 1379 می باشد را براتون تعریف میکنم. من اصولا ادم شاد و خندانی بودم و دارای روابط اجتماعی بالا. یک روز رفتم پاساژ و برای اینکه یک شلواری بخرم و وارد یک مغازه شده […]

اولین کون دادنم به صاحب بوتیک Read More »

وقتی شوهر خواهرزنم قهر کرده بود

من ارمین 35 سالمه کارمندم یه زن خوش اندام و خوشکل و بند بالا دارم که فک کنم بیشتر کسایی که میبیننش آرزوی کردنشو دارن و البته شاید این آرزو رو به گور ببرن..از طرفی من حالا بعد از ده سال که از زندگی زناشوییم میگذره از لحاظ سکسی به بن بست رسیدم و دیگه

وقتی شوهر خواهرزنم قهر کرده بود Read More »

هیچکی خواهرزن نمیشه

  یه خواهرزن دارم عالی. اولاش احساس خاصی نداشتم. بعدها فهمیدم به خاطر قرار گذاشتن با دوست پسرش از مدرسه اخراج شده و بعد با وساطت برگشته. یه روز ازم خواست براش انشا بگم بحث رو کشیدم به طرفی که برام ماجرای دوست پسر و اخراجش رو بگه ولی طفره میرفت.   خلاصه گذشت تا

هیچکی خواهرزن نمیشه Read More »

اولین سکس، یک ساعت قبل از امتحان

سلام من امیر هستم و الان 27 سالمه این داستان کاملا واقعیه و مربوط به زمانیه که من تازه رفته بودم دانشگاه. من 19 سالم بود و ترم اول معماری و با دختر دوست مامانم که شمارشو از گوشی مامانم کش رفته بودم دوست شدم. مینا 21 سالش بود، سفید، قد بلند، واقعا باربی و

اولین سکس، یک ساعت قبل از امتحان Read More »

خالم سکسی بود

سلام من امیرم از استان کردستان اولین باره که داستان مینویسم یه داستان داشتم نمیدونستم کجا تعریفش کنم واسه همین اومدم اینجا رو پیدا کردم امیدوارم مورد پسندتون باشه حتما نظر هم بدید! حدودا 17سالمه184 قدمه 96 کیلو وزن دارم از نظر چهره هم بد نیستم …از بچگی خیلی جق میزدم و تعداد استمناهام در

خالم سکسی بود Read More »

سکس خطری با زهره حشری

  سلام من امینم 23ساله از اصفهان!خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم ماله وقتیه که من 18سالم بود و در مقطع پیش دانشگاهی رشته ی ریاضی درس میخوندم!خب بهتره شروع کنم امیدوارم خوشتون بیاد:اوایل زمستون بود و هوا خیلی سرد زنگ آخر دیفرانسیل داشتیم و فوق العاده خسته کننده،حسابی کلافه شده بودم،ده دیقه به

سکس خطری با زهره حشری Read More »

خارش خاله جونم

سلام . اسم من ساشاست 26 ساله و داستانی که می خوام تعریف کنم حدود 3 ماه پیش اتتفاق افتاد . یک خاله دارم که 3 دختر داره و حدودا 40 سالش هست . فحش ندید . زود ازدواج کرده 15 سالگی و به خاطر همین بچه هاش الان بزرگ شدن و خالم جوونه .

خارش خاله جونم Read More »

پدر دوست دخترم سر رسید

  سلام من ارمان بیست یک ساله هستم دوست دخترم ارزو نوزده ساله هست این موضوع بر میگرده به هفت ماه پیش, ما یه دوستیه خیلی معمولی داشتیم در حد لب , مثل همیشه شب به هم اس میدادیم که ارزو گفت فردا میای خونمون کسی نیست من گفتم نه عزیزم یهو یکی میاد ابرومون

پدر دوست دخترم سر رسید Read More »

مامان نوشینم

من امید هستم و با مامانم نوشین خانم زندگی می کنم. من ماجراهای زیادی با مامانم داشتم و دارم که بسیار گفتنی است. از سه سال پیش تا حالا که از ماجرا ها ی ساده شروع شد و رسید به حالا که هر موقع که بخواهیم هم دیگه رو ارضا می کنیم … سه سال

مامان نوشینم Read More »

ماساژ زن شوهردار

اکثر دوستان داستانای تخیلی مینویسن اما مال من کاملا واقعیه …قصه از اونجا شروع شد که من چند سال قبل عاشق خواهر زن داداشم شده بودم که اسمش نرگس بود. فوق العاده خوشگل و خوش اندام بود . مدتی مخفیانه با هم حرف میزدیم و بیرون میرفتیم اما اون قبل از اینکه اصلا من بتونم

ماساژ زن شوهردار Read More »

Scroll to Top