سکس با غزل

سلام خدمت تمامی دوستان اسم من باربد هست و 21 سالمه دانشجویه رشته نرم افزار این اولین داستانی هست که دارم می نویسم پس دیگه به بزرگواری خودتون ببخشید . بریم سر اصل مطلب من یه عمو دارم که سه تا دختر داره که یکیشون 20 ساله شه و اون دو تای دیگه از من […]

سکس با غزل بیشتر بخوانید »

ماجرای من و دختردایی جیگر

سلام به دوستان عزیز میخوام خاطره ای که برام اتفاق افتاده براتون تعریف کنم وبگم که داستانم عین واقعیت و از این تخمی تَخَیُلی ها نیست! راستی ببخشید که خودمو معرفی نکردم من اسمم علی و19 سالمه این خاطره هم مال سال 90 . از مشخصات خودم من قدم 183 و پوستم سفید ” چارشونم

ماجرای من و دختردایی جیگر بیشتر بخوانید »

آندوسکوپی مادرزنم

سلام خدمت دوستان .از این که خاطرمو میخونین ممنونم.اول بگم چون خاطرم واقعیته و جز حقیقت چیزی نیست زیاد طولانی نیست چون نه با زور مادرزنمو کردم نه چیزه دیگه.دانشگاه بودم که ازدواج کردم بعد اتمام دانشگاه رفتم خدمت .من اون موقع سرباز بودم البته چون متاهل بودم تو شهرم خدمت میکردم.یه روز تابستون که

آندوسکوپی مادرزنم بیشتر بخوانید »

دختر تپل همسایه

سلام.من امید هستم.31سالمه از ارومیه.تا حالا چندین داستان براتون تعریف كردم كه فكر میكنم با توجه به نظراتتون جالب بوده باشه.امروز هم یه داستان دیگه براتون دارم كه امیدوارم از این همخوشتون بیاد و نظر بدین. من سال اول دانشجویی بودم و دختر ناز همسایمون زهره داشت برای كنكور آماده میشد.زهره دختری خوشگل و ناز

دختر تپل همسایه بیشتر بخوانید »

عملیات نجات!

سلام به کل بکس شهوتناک 🙂 .امروز اومدم یکی از با حال ترین خاطره های سکسی که البته مربوط به دوستم و همسایشون میشه رو از زبون دوستم براتون تعریف کنم. یه روز گرم تابستونی بود من هم به خاطر گرمای زیاد هوا خونه نشسته بودم تا یه کم هوا خنک تر بشه با رفقا بریم

عملیات نجات! بیشتر بخوانید »

مسافرخونه

از ناصر خسرو که پيچيدم تو کوچه مروی ضربان قلبم اونقدر تند شده بود كه احساس می كردم الان از قفسه سينه م می زنه بيرون . بدنم داغ شده بود . با خودم فکر کردم « امروز ديگه به علامتاش جواب می دم » . دو روز پيش به مسافرخونه اومده بودن . از

مسافرخونه بیشتر بخوانید »

الکی الکی

سلام.من ایکس هستم از تهران.24 سالمه و تپلی و با مزه هستم.(البته به گفته ی دوستان).این خاطره مربوط میشه به هفته پیش.موقعی که مثل یه جسد داشتم از سر کار برمیگشتم و می خواستم ماشینو پارک کنم متوجه فعل و انفعالاتی در انباریه یکی از همسایه هامون شدم.(ادای برخی توضیحات:پارکینگ آپارتمان ما دو طبقه است

الکی الکی بیشتر بخوانید »

زنم دخترهمسايه رو برام جور كرد

سلام هومنم خاطره اولم بنام چطورشوهر مادرزنم شدم راخوانديد وديديد چطور اتفاقي اولين سكس خارج ازازدواجم واقع شد. تايك ماه درترس وعذاب وجدان غوطه ميخوردم تااينكه يك شب اتفاق عجيب تري افتاد. سحر همسرم بعدشام گفت بايدبا هم حرف بزنيم و برايم گفت دوسال تدارك ميديده تامن ومادرش سكس كنيم گفت وقتي كيرت توكس زن

زنم دخترهمسايه رو برام جور كرد بیشتر بخوانید »

زن طبقه پایینی

اسم من علی هستش.19 سالمه.این داستانی که میخوام واستون تعریف کنم بر میگرده به هفت ماه پیش. در ضمن دوستان اینو بگم که این داستان واقعیت داره. مثل داستان دیگران چرند وپرند نیست.{که بیام یه خاطره ی الکی از سکس با محارم بنویسم.} خوب گفتم داستان بر میگرده به 7ماه پیش.زمانیکه ما تصمیم گرفتیم خونه

زن طبقه پایینی بیشتر بخوانید »

کس به جای ناهار

سلام گرسنم بود.كسي خونه نبود رفتم از طبقه بالا كه خانه يكي از دوستاي بابا بود و اونجا با ما زندگي ميكردن غذا بگيرم كه خاله همون دوست بابا اومد بعد از سلام احوالپرسي من بهش گفتم جريان اينه و غذا هم نداريم و كسي هم خونه نيست . گفت منم تنهام صبر كن بيام

کس به جای ناهار بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا