خدا قسمت کنه خونه خالی رو

سلام دوستانٰ این داستان مربوط میشه به تقریبا سه ماهه پیش رابطه من و غزاله .من و غزاله تقریبا یک سالی میشه که با هم دوست هستیم و همدیگرو دوست داریم و باهم چند باریرابطه محدود داشتیم. با توجه به موقعیت کاری من فقط یک هفته شهر خودمون هستم و غزاله ازاین شرایط راضی نیست […]

خدا قسمت کنه خونه خالی رو بیشتر بخوانید »

این یه داستان سکسی نیست

اونایی که میگن خیانت به زنشون قابل تحملتر از سکس ضربدریه آدمای خودخواهی هستن این قابل تامل و البته ستایش است که با جرات و جسارت پا روی خودخواهی خودت بگذاری و اجازه بدهی همسر محترمت همگام با خودت از لذت سکس بهره مند بشه خیلیا عاشق پرنده هستن ولی خودخواهی اونا باعث میشه پرنده

این یه داستان سکسی نیست بیشتر بخوانید »

سکس بینظیر سه نفره

این داستانو چند روز پش برای من و زنم اتفاق افتاده ایشون واقعا زن سکسی و زیباییه و کمتر پیش میاد تویه بیرون رفتن ساده مزاحمی نداشته باشه نزدیک 5 ساله که ازدواج کردیم عاشق همیم و از نظر سکس بسیار داغیم. حدودپنج ماهه که بی دلیل به سکس زنم با مرد دیگری فکرمیکنم و این

سکس بینظیر سه نفره بیشتر بخوانید »

چرا من نکنم ؟

خيلی وقت بود به خواهرم نظر داشتم.يعنی هميشه می خواستم بدنشو لخت ببينم.حتی اگه فقط يه ذرش هم که شده .لباس کوتاه که می پوشيد من هميشه چشمام دنبال اين بود که وقتی ميشينه و پاهاشو دراز می کنه من چجوری می تونم لای پاهاشو بيشتر ببينم.تنها که می شدم لباس زيراشو همرو ناز می

چرا من نکنم ؟ بیشتر بخوانید »

به زور كيرمو ميكنه تو سوراخش

سلام دوستان اسم من عليرضاهست و در تهران زندگي ميكنم . ١٦ سالمه و قيافهي خوب و قد و هيكل نسبتاً خوبي دارم. اين يكي از جالب ترين و زيبا ترين خاطرات عمرمه . من الان توي يه مدرسه در نارمك درس ميخونم من تا دوم دبيرستان بچه ي ساكت و خيلي درسخوني بودم ولي

به زور كيرمو ميكنه تو سوراخش بیشتر بخوانید »

آشنایی با شیرین

من فرزینم. سی و چهار ساله و متاهل ساکن محمدیه قزوین. یه کاری هم داریم که حقوقش با حق بیکاری فرقی نداره واسه همین مسافرکشی هم می کنم. البته بعضی وقتا. سه سال پیش بود که واسه خاطر یه دوست دختر یه تومن پیاده شدم ، و همین باعث شد که دیگه نبینمش. رفت که

آشنایی با شیرین بیشتر بخوانید »

امتحان زبان

اونروز حالم زیاد خوب نبود. کمی بیشتر از خیلی از دست خودم ناراحت بودم . ازاینکه به اون راحتی به حامد پا داده بودم از خودم بدم اومده بود(این حالت تفریبا بعد از اولین سکس برای هرکسی پیش میاد) ولی خوب ما ادما معمولا بلدیم کارهای خودمون رو توجیه کنیم . خوب منم به خودم

امتحان زبان بیشتر بخوانید »

از دفتر خاطرات یک کونی!

چشم هامو باز مي کنم. صبح شده، توهنوز خوابي اما منو محکم تو بغلت گرفتي، گرمي تنت رو خوب حس مي کنم، آخه لباس تنم نيست يک کمي سرده. ساعت رو نگاه مي کنم ده و ربع، آروم پتو رو کنار مي زنم تا بلند بشم که تو هم بيدار مي شي مي گي –

از دفتر خاطرات یک کونی! بیشتر بخوانید »

سکس ضربدری فراموش نشدنی ما

من، اسماعیل نزدیک 7 ساله در یه اداره کار می کنم. اونجا یه دوستی دارم که با هم خیلی نزدیک هستیم . قبل از کار با هم دوست بودیم و سربازی رو با هم بودیم و با هم در این اداره مشغول بکار بودیم . دوران مجردی با هم بودیم . و با هم حموم

سکس ضربدری فراموش نشدنی ما بیشتر بخوانید »

سکس داغ من و بهنام

سلام. من عسلم 19 سالمه و تو تهران بزرگ زندگی میکنیم.تک فرزندم.مامی و ددی هم چون زود ازدواج کردن خیلی جوونن.رابطه خوبی باهاشون دارم و خیلی آزادم و مغرور.هروقت کسی میگه چرا عسل انقد آزاده مامیم میگه چون مغروره و غرورش اجازه خطا بهش نمیده.(البته بعضی جاها میده)همه هم اینو میگن .و این به خاطر

سکس داغ من و بهنام بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا