جيگراي خيابوني رو از دست نده

چند ماه پيش داشتيم با چند تا از بچه ها تو خيابونا ول ميزديم كه يه دفعه چشممون به يه 206نقره اي افتاد كه توش 3 تا دختر خوشگل بودن. ماهم كه 3 نفر بوديم با خودمون فكر كرديم كه موقعيت ديگه از بهتر نميشه و افتاديم دنبالشون .بعد از چند دقيقه تعقيب و گريز […]

جيگراي خيابوني رو از دست نده بیشتر بخوانید »

اولین تجربه سکسی من با مریم تپل

این داستانی که میخوام براتون بنویسم عین واقعیته خدا شاهده.من داستان نویس نیستم و اولین داستانی هم هست که برای شما عزیزان مینویسم اگه دیدید جالب نیست به بزرگی خودتون ببخشید. این داستان مربوط به اولین سکس من میشه که تقریبا برمیگرده فروردین سال 91 یعنی حدود 6 ماه پیش از خودم بگم که من

اولین تجربه سکسی من با مریم تپل بیشتر بخوانید »

سکس گروهی مریم

صبح اون روز هنوز خواب بودم كه عمم اومد بالای سرم وبیدارم كرد گفت: من و سعید داریم میریم. توهم پاشو صبحانه ات تو آشپزخونه آماده است. راستی یادم رفت بگم كه عمم شاغل بود. صبح می رفت وبعد ازظهر بر می گشت. اون روز هیچ چیزی كه بشه گفت پیش نیامد. حوالی ساعت 3

سکس گروهی مریم بیشتر بخوانید »

مامان جنده دوستم

اول اینکه خاطره من از این خاطرات تخمی تخیلی و توهات ذهن نیست و برای جذابیت بیشتر با اب و تاب و پر و بال دادن به موضوع تعریف کردم بنابرین یکم طولانیه اگه حوصلشو نداشتید نخونید:   قضیه برمیرگرده به ساله هشتاد و هشت تازه وارد دانشگاه شده بودم از اول با دخترای جوون

مامان جنده دوستم بیشتر بخوانید »

اولين لز من

سلام من هستي هستم اين داستان اولين لزم هست البته من لزبين كامل نيستم بيشتر با پسر حال ميكنم تا با دختر ولي اين لزم خيلي بهم حال داد من يه دوست پسر دارم اسمش سيناست دوسش دارم باهمم سكس داريم من قدم 168 وزنم 56 هيكلم خوبه يكم توپر هستم سينه هام 75 هست

اولين لز من بیشتر بخوانید »

سکسی که باعث شد دنیام عوض بشه

سلام اسم من امید هستش و 30 سالمه خاطره ای که میخوام براتون بنویسم ماله 2 سال پیشه زمانی که 28 سالم بود و توی مدرسه ی دخترونه درس میدادم (ولی الان نمیزارن) من معلم ریاضی هستم و میخوام ازسکسی بگم که توی مدرسه اتفاق افتاد من اون موقعه ها خیلی جذاب بودم چون باشگاه

سکسی که باعث شد دنیام عوض بشه بیشتر بخوانید »

جواهری در آغوش من

من یک نویسنده هستم خیلی از سبکای نویسندگی و امتحان کردم. دوست دارم خاطره نویسی به سبک سکسی رو هم امتحان کنم.با اسم مستعار نیما(نزدیک به اسم واقعی خودمه) داستانی که میخوام براتون بگم از یک نظریه شروع شد.اینکه من همیشه برای راضی کردن دوست دخترام به سکس،بهشون توصیه میکردم که منطقی فکر کنن که:

جواهری در آغوش من بیشتر بخوانید »

سکس توی دستشویی موسسه

سلام بچه ها این داستان به جون خودم واقعیه خیلیم قشنگه میخوام از اول واستون بگم سه سال پیش بود بطور اتفاقی با دختری آشنا شدم به اسم مهناز که راستشو بخواید ازشم قبل آشنائینون یه کم خوشم میومد خیلی دختر نازی بود از همه لحاظ خوب بود من اونموقع 20 سالم بود اونم همسن

سکس توی دستشویی موسسه بیشتر بخوانید »

مامانم تو رختکن حمام

ماجرايي را كه ميخوام براتون تعريف كنم مربوط به چند سال پيشه. اون موقع سيزده چهارده سال بيشتر نداشتم. دوستي داشتم كه اتفاقا همسايه ديوار به ديوار ما بود. اسمش كامران بود و يك سال از من بزرگتر بود. اما چون از بچگي با هم بزرگ شده بوديم با هم ندار بوديم و مسايل سكسي

مامانم تو رختکن حمام بیشتر بخوانید »

سکس زیر شیروانی داغ

يه روز ظهر تابستون ساعت دو و سه تو مغازه؛ خودم تنها بودم، هوا هم خيلی گرم بود و پرنده هم تو خيابون پر نمي زد… در همین حین درحالی که پشت پیشخون حوصله ام سررفته بود؛ یهو يه خانوم حدودا چهل ساله که بنظر معلول میومد؛ از اينها که يک پاشون آهن کشی شده

سکس زیر شیروانی داغ بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا