سکس جنوب شهری

ﻫﻮﺍ ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺮﻡ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﻛﺎﺭﻡ ﻛﻪ ﺗﻮ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﺤﻠﻪ ﻫﺎﻱ ﺷﻤﺎﻝ ﻏﺮﺏ ﺷﻬﺮﻩ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺑﻴﺎﻡ ﺳﻤﺖ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﻛﻪ ﺟﻨﻮﺏ ﺷﻬﺮ ﺑﻮﺩ ﺳﺮ ﻇﻬﺮ ﺑﻮﺩ ﺁﺧﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻳﻚ ﺗﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﺗﻌﻄﻴﻞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻛﺎﺭﺍﻱ ﻋﻘﺐ ﻣﻮﻧﺪﻩ… ﺑﺎ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﭘﺮﺍﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﮔﻪ ﮔﺎﻫﻲ ﻫﻢ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻣﻴﺰﺩﻡ ﺭﺍﻩ […]

سکس جنوب شهری بیشتر بخوانید »

ارضا شدنم در ماشین پیرمرد مایه دار

ساعت 8 شب از کلاس زبان می اومدم خونه .یه ماشین بی ام و جلوم نگه داشت منم از سردی هوا کلافه شدم پریدم تو ماشین.کم کم سر صحبت و باهام باز کرد همش دست می کشید روی پاهام از ظاهرش معلوم بود مرد مایه داریه .در داشبورد و باز کرد سه تا تراول صد

ارضا شدنم در ماشین پیرمرد مایه دار بیشتر بخوانید »

اولین بوسه

سلام 22 سالم بود و همه دخترای هم سن و سالم تو فامیل شوهر کرده بودند و حداقل یه بچه هم داشتند!!! اما من که توی یه دانشگاه معتبر توی یه رشته ی دهن پر کن داشتم در مقطع کارشناسی ارشد خر خونی می کردم همچنان سرم بی کلاه مونده بود . قیافه ام بدکی

اولین بوسه بیشتر بخوانید »

اولین سکس با شوهر آینده

اولین سکسی که من داشتم مال پارسال بود.تازه 18 سالم تموم شده بود.هیکلم بد نیست.چاق نیستم لاغرم نیستم. بسکتبالیستم.برای همینم بازوهای شکیلی دارم مثل بعضی از دخترا که گوشت بازوهاشون افتاده نیستم خودم دیدم که می گم)) .تا قبل از اون قضیه هیچ سکسی نداشتم.یه روز مامانم بهم گفت که پنجشنبه همون هفته یعنی دو

اولین سکس با شوهر آینده بیشتر بخوانید »

زدن پرده نیلو به دست خودش

سلام من اولین باره دارم داستان مینویسم اگه بد بود دیگه خودتون ببخشید اسم من سهیله دانشجو ترم فارغ التحصیل رشته نرم افزار و 23 ساله این داستان مال زمانیه که من 21 ساله بودم آشنایی من و نیلوفر از جایی شروع شد که من برای ترم اول اومده بودم ثبت نام دانشگاه چند روز

زدن پرده نیلو به دست خودش بیشتر بخوانید »

دم مالی نامزدم

می دونستم که هیچ دختری تا بیست سالگی نداده نیست.یعنی بیشتر این جوری فکر می کردم.نصیبم هم زنی شد که به قولی مالیده شده بود.هنوز عقد که نکرده بودیم می رفتم به بهانه درس دادن حسابی با هم حال می کردیم.البته در حد مالیدن.تا این که در نهایت عقد کردیم.می دونستم که یه پسر عمه

دم مالی نامزدم بیشتر بخوانید »

عاقبت شک بی دلیل

سلام. من سینا هستم 25 سال سن دارم و این اولین داستانمه که براتون مینویسم. اول از خودم براتون بگم که پسری نسبتا قد بلند 180 با پوست سفید و وزن حدودا 74 موی مشکی و خوش تیپ. از دور چهرم داد میزنه مهندس باشم. محل زندگیمم غرب تهرانه. بریم سراغ اصل داستان. یه روز

عاقبت شک بی دلیل بیشتر بخوانید »

پاساژ علاالدين

براي تعمير گوشي موبايلم رفته بودم پاساژ. گوشيو دادم گفت 20 دقيقه دور بزن امادست منم همينطور تو پاساژ ول ميچرخيدم و گوشيارو نگاه ميكردم پيرمردي حدود 60 ساله كه يكم سخت راه ميرفت با يه دختر حدود 30 ساله نزديكه من گوشيا رو نگاه ميكردن من تو دلم گفتم دمش گرم باباهه اومده واسه

پاساژ علاالدين بیشتر بخوانید »

جريان کون دادن من

با سلام من مهرداد هستم از شيراز قابل توجه دوستانم گرامي من گي هستم اکثرا ميکنم و خيلي کم اتفاق ميافته که بدم.اين داستان واقعي رو که براتون مينويسم مربوط ميشه به حدود 15 سال پيش يه بچه اي توي کوچه ما بود که کون لبي داشت چاق نبود ولي توپر بود من چند بار

جريان کون دادن من بیشتر بخوانید »

اولین سکس با نرگس

کلاس اول دبیرستان بودم ، چیز زیادی راجب دوس داشتن نمیدونستم اما همیشه وقتی عموم میومد خونمون با خانوادش حس خوبی داشتم.ما تو شهرستان بودیم و اونا اصفهان بودن .عموم اینا هر 5-6 ماه 1بار میومدن شهرستان و هر موقع میومدن من همیشه پیششون بودم، خونه کنار مادر بزرگ و پدر بزرگم هست و اونا

اولین سکس با نرگس بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا