سکس زوری عمم با مامانم

سلام امروز ميخوام واستون خاطره ای بگم که هم بهترين خاطرم بوده هم بدترين.من يه عمه دارم به اسم طاهره که شهرستان زندگی می کنه و هر هفته 5 شنبه جمعه مياد تهران سنشم 43 ساله. مامان من هم 45 ساله داره.عمم به مامانم خيلي حسوديش مي شد آخه مامانم بهش سربود اینم بگم که […]

سکس زوری عمم با مامانم بیشتر بخوانید »

لز من و صبا

ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﻨﻪ ﻭ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﻧﺎﺷﯽ ﮔﺮﯾﻢ ﺭﻭ ﺑﺒﺨﺸﯿﻦﺿﻤﻨﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ ﺍﺯ ﮐﺴﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﺠﻨﺲ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺪﺷﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﻭ ﻧﺨﻮﻧﻦ ﮐﻪ ﺍﺫﯾﺖ ﻧﺸﻦ! ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ )ﺳﺎﺭﺍ(ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ﮐﻼﺳﻤﻮﻥ ﺧﻮﺷﻢ ﺍﻭﻣﺪ!ﺍﺳﻤﺶ ﺻﺒﺎ ﺑﻮﺩ! )ﻣﺴﺘﻌﺎﺭ( ﻫﯿﮑﻞ ﭘـُﺮﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺮﺥ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﺑﻮﺩ!ﭼﺸﻤﺎﺵ ﻗﻬﻮﻩ

لز من و صبا بیشتر بخوانید »

مسافر عزیز من

در مغازه وایستاده بودم حدود ساعت 10 شب بود یه خانم که یه بچه بغلش بود امد ازم سوال کرد که هتل کجاست خیلی خوشگل بود سینه های خیلی با حالی داشت از اونجایی که شالشو باز گذاشته بود حسابی دید زدم متوجه شدم که موقعی داشتم بهش ادرس میدادم داره بهم حال میده ادرس

مسافر عزیز من بیشتر بخوانید »

لذت اولین سکس با زن عمو

ﺳﻼﻡ. ﻣﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺳﮑﺴﯿﻢ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﻟﺬﺕ ﺑﺨﺶ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ. ﻭﻟﯽ ﻗﺒﻠﺶ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺧﺪﻣﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪ ﺑﮕﻢ:ﺁﺧﻪ ﺑﺎﺑﺎﺟﻮﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺯﻥ ﺗﻤﺎﺱ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺮﯾﻊ ﺁﺑﺶ ﻣﯿﺎﺩ

لذت اولین سکس با زن عمو بیشتر بخوانید »

ديگه خيلي بدم نمي اومد

تازه داشت چشمام گرم خواب مي شد ، كه جيغ و وق بچه تو بغل كنار دستيم ، چورتم رو پاره كرد . نگاهي از روي دلخوري بهش كردم ، يه پسر بچه چهار پنج ساله اي بود ، انگاري كه از گرماي اتوبوس به تنگ اومده بود . مادرش كه زني ميان سالي بود

ديگه خيلي بدم نمي اومد بیشتر بخوانید »

مامان مذهبی یا…؟

ﺳﻼﻡ. ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﻦ2ﺗﺎ ﺑﺨﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻦ.ﺧﻮﺍﻫﺸﺎ ﺍﻭﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﺎ ﺧﻮﺷﺸﻮﻥ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﻓﺤﺶ ﻧﺪﻥ ، ﻧﺨﻮﻧﻦ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺗﻠﻒ ﻧﮑﻦ- ﻣﺮﺳﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ:ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺮ ﻭ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺯﺩﻡ ﻭ ﺍﺻﻼ1ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﻢ

مامان مذهبی یا…؟ بیشتر بخوانید »

دو حس میان پاهایم

ﺷﺮﺗﻢ ﺭﺍ ﻣﺜﻞ ﭘﻮﺳﺖ ﻣﻮﺯ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻢ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ.ﺭﻓﺖ ﺳﺮﺍﻍ ﻛﻨﺪﻭﻱ ﻋﺴﻞ ﻣﻴﺎﻥ ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ؛ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻲﻣﺎﻟﻴﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻲﺯﺩﻡ:ﺧﻮﺷﻢ ﻣﻴﺎﺩ، ﺑﻴﺸﺘﺮ، ﺧﻮﺷﻢ ﻣﻴﺎﺩ… ﻛﻨﺪﻭﻳﻢ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻣﻲﺧﻮﺍﺳﺖ، ﻛﺸﻴﺪﻣﺶ ﺭﻭﻱ ﺧﻮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ:ﺯﻧﺒﻮﺭﻛﺖ ﺭﻭ ﻣﻲﺧﻮﺍﻡ، ﺑﻜﻨﺶ ﺗﻮﻱ ﻛﻨﺪﻭﻱ ﻋﺴﻠﻢ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﺗﺤﻤﻞ ﻧﺪﺍﺭﻡ… ﺍﻳﻦ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺑﺎﺭﻱ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺗﻮﻱ ﺗﺨﺘﺨﻮﺍﺏ ﺑﻪ

دو حس میان پاهایم بیشتر بخوانید »

سکس جنوب شهری

ﻫﻮﺍ ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺮﻡ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﻛﺎﺭﻡ ﻛﻪ ﺗﻮ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﺤﻠﻪ ﻫﺎﻱ ﺷﻤﺎﻝ ﻏﺮﺏ ﺷﻬﺮﻩ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺑﻴﺎﻡ ﺳﻤﺖ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﻛﻪ ﺟﻨﻮﺏ ﺷﻬﺮ ﺑﻮﺩ ﺳﺮ ﻇﻬﺮ ﺑﻮﺩ ﺁﺧﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻳﻚ ﺗﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﺗﻌﻄﻴﻞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻛﺎﺭﺍﻱ ﻋﻘﺐ ﻣﻮﻧﺪﻩ… ﺑﺎ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﭘﺮﺍﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﮔﻪ ﮔﺎﻫﻲ ﻫﻢ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻣﻴﺰﺩﻡ ﺭﺍﻩ

سکس جنوب شهری بیشتر بخوانید »

ارضا شدنم در ماشین پیرمرد مایه دار

ساعت 8 شب از کلاس زبان می اومدم خونه .یه ماشین بی ام و جلوم نگه داشت منم از سردی هوا کلافه شدم پریدم تو ماشین.کم کم سر صحبت و باهام باز کرد همش دست می کشید روی پاهام از ظاهرش معلوم بود مرد مایه داریه .در داشبورد و باز کرد سه تا تراول صد

ارضا شدنم در ماشین پیرمرد مایه دار بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا