سکس من و علی

سلام دوستای خوبم ,من داستانای همتون رو خوندم ,تصمیم گرفت سکس خودم با عشقمو براتو بنویسم,من حدود 9 ماه پیش با ی نفر ب نام علی دوست شدم ,چند وقت از دوستیکون گذشت احساس کردم ی چیزی تو من دار شکل میگر احساسمو ب علی گفتم ,گفتم ک عاشقش شدم ,اون از این حرف منو […]

سکس من و علی بیشتر بخوانید »

خانواده باکلاس دوستم

وسطهای سال تحصیلی یه نفر جدید اومد تو كلاسمون از همون روز اول كنار من نشست چند روز اول خیلی معمولی با یه سلام و علیك خشك و خالی گذشت پسر بدی نبود كم كم با هم رفیق شده بودیم از حرفاش فهمیدم كه باباش از اون خرمایه هاست و كلی وضعشون خوبه یه روز

خانواده باکلاس دوستم بیشتر بخوانید »

با هم ارضا شدیم

  بعد از كلي تشكر كردن و رفتن مهمونا ،در رو بستيم و همو بغل كرديم.سرمو گذاشتم رو سينش. حس فوق العاده اي داشتم،شنيدن صداي قلب و نفس كشيدن كسي كه از ته دل دوسش داري خيلي آرامش بخشه. دستش كنار صورت و گوشمو قلقلك ميداد. تو افكار شيرنم غرق شده بودم!ثنا! باتو دارم حرف

با هم ارضا شدیم بیشتر بخوانید »

لاله عشق من

  سلام… میخوام داستانِ اولین سکسم رو که بعد از اون دیگه سکسی نداشتم، براتون تعریف کنم…اولین بارمه که داستان می نویسم پس اشتباهات املایی و نگارشی داستون رو به بزرگی کیرتون ببخشید…من آرمانم(اسم مستعار)24 سالمه…واستون نمیگم داستانم راسته یا نه .خودتون تو نظراتون حدستون رو بنویسید… داستان از اونجایی شروع شد که من واسه

لاله عشق من بیشتر بخوانید »

شکار زهره

  سلام کوچیک همتون سامان هستم، 20سالمه و اهل اهواز هستم. این اولین داستانی هستش که میخوام براتون بنویسم. داستانم رو کامل مینویسم واسه همین طولانیه که امیدوارم به بزرگی خودتون ببخشید. یکی از همکارای بابام خارج از شهر یه باغ داره. هر چند وقت یبار هم مارو دعوت میکنه بریم اونجا واسه تفریح. حدودا

شکار زهره بیشتر بخوانید »

خواب من و شیما

  شهوت؟ عشق؟ به راستی عشق و شهوت با یکدیگر در تضادند!؟ شاید هر دو به هم متصل باشند ولی به کدام رابطه؟ شاید به گفته ی دوستمان: بوسیدن لب آخرین مرحله ی عشق است و اولین مرحله ی شهوت! یا شاید هم…؟ به امید آمیخته بودن شهوتتان با عشق… ——————————————————————————————-   -“بچه ها یه

خواب من و شیما بیشتر بخوانید »

اولین مشروب با طعم سکس

  سلام من پرستو 23 سالمه.میخوام خاطره اولین سکسم با دوست پسرم آرش رو واستون بنویسم.من و آرش اون موقع که این اتفاق افتاد حدود 6 ماه از دوستیمون میگذشت.تو اون مدت ما با هم عشق بازی و تل سکس و این چیزا رو داشتیم.بعضی وقتا خونه اش هم میرفتیم ولی سکس نداشتیم.یعنی یه جورایی

اولین مشروب با طعم سکس بیشتر بخوانید »

سکس با پسرخاله به بهانه احضار ارواح

سلام ابی هستم. میخوام داستان یکی از سکس هامو با پسر خالم بگم. اول اینکه من گی هستم. وقتی 13 ساله بودم پسر خالم باهام دوست شد.پایه سکسم شد.پسر خالم 20 سالش بود. بدنش اینقد خوشگله که کمتر پسری به اون زیبایی بدن داره. تا قبل اینکه دانشگاه برم پسر خالم (هادی) هرگز باهام هارد

سکس با پسرخاله به بهانه احضار ارواح بیشتر بخوانید »

خاطرات سکسی امیر

اسمم امیره الان هم 35 سالمه.یه دوست دختر داشتم كه رفت و امد خانوادگی با هم داشتیم وخیلی با هم راحت بودیم كه بعد 2 سال ازدواج كرد و از شهرمون كه زادگاهمه و نمیتونم اسمشو بگم رفت در دورانی كه با دختر بود یه حالهای با هاش كرده بودم حتی به قول معروف لاپایی

خاطرات سکسی امیر بیشتر بخوانید »

پایان جنگ جهانی با دختر خاله

  سلام دوستای سکسی و کله کیری .من سعید ولی بیشتر صدام میکنن امیر تا سعید هستم20سالمه من و مامانم واینا شیراز زندگی میکنیم.میخوام براتون داستان سکس خودمو با دختر خالم پگاه تعریف کنم که تو شهر دیگه ای از استان فارس زندگی میکنن اول یه کمه در مورد خودم بگم چون میگن اول خویش

پایان جنگ جهانی با دختر خاله بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا