همسايه جديد
داستان از اونجا شروع شد كه شهناز و شوهرش از شمال اومدن و شدن همسايه عمه پير من. اسمم سيامكه و دوستام بهم ميگن سيا.از نظر ظاهر هميشه جلب توجه ميكردم. بيشتر رنگ سفيد پوستم با چشماي سياه و صورت خوش تركيب و قد بلندم نظر زنها و دخترا رو فورا جلب ميكنه اما بازم […]
