مدرک جرم
بر اساس يک داستان واقعي داستان از اونجايي شروع ميشه که من با دختري دوست شدم. مدتي از دوستيمون ميگذشت که خيلي بهم علاقهمند شده بود منم خيلي دوستش داشتم… يه روز بهش گفتم…شقايقم؟ بله عشقم!يه چند روز قرار بزار بريم شمال.امير جان! من نميتونم!!!مامان بابام بهم اجازه نميدن!!!خلاصه با کلي اينورو اونور با […]
