مدرک جرم

  بر اساس يک داستان واقعي داستان از اونجايي شروع ميشه که من با دختري دوست شدم. مدتي از دوستيمون ميگذشت که خيلي بهم علاقهمند شده بود منم خيلي دوستش داشتم… يه روز بهش گفتم…شقايقم؟ بله عشقم!يه چند روز قرار بزار بريم شمال.امير جان! من نميتونم!!!مامان بابام بهم اجازه نميدن!!!خلاصه با کلي اينورو اونور با […]

مدرک جرم Read More »

من و خواهرزنم در بازداشتگاه مادربزرگ

عصر 27 اسفند بود تو جاده فيروزكوه -دماوند بودم ميخاستم برم باغ (گلخانه) رفيقم و گلي را كه براي فروش در شب عيد سفارش داده بودم نگاهي بياندازم اما بايد طبق سفارش همسرم قبلش به مادربزرگ مشترك من و همسرم سري ميزدم و حالش را ميپرسيدم خونه مادربزرگ در وسط يك باغ قديمي گيلاس يك

من و خواهرزنم در بازداشتگاه مادربزرگ Read More »

نيره چادري

  من فرشاد 28 ساله هستم.يه مغازه بوتيك زنونه تو يكي از خيابوناي تهرون دارم.مي خوام يه داستان سكسي با يكي از مشتريهامو واستون تعريف كنم. حدودا 1 ماهه قبل ساعت 12 ظهر بودكه داشتم جواب مشتريا مو مي دادم و سرم حسابي شلوغ بود.البته رضا دوستم هم كمكم مي كرد.كه يه خانم چادري حدودا

نيره چادري Read More »

با یه تیر ۲ نشون زدم

  اسم من شاهپور هست این خاطره مال زمانیست که ۱۷ سال داشتم،،،من یه دختر عمه( رویا ) داشتم که نه زیاد خوشکل بود و نه زشت ولی‌ یه شیطون واقعی‌ می‌تونم بگم همه رو سر کار میذاشت و خلاصه با همه یجوری میلا سید، من زیاد اونو جدی نمی‌گرفتم یکی‌ اینکه ازش خوشم نمیامد

با یه تیر ۲ نشون زدم Read More »

کونی شدن مهدی

  سلام دوستان اسم من مهدی هست الان18 سال دارم می خوام داستان کونی شدنم را تعریف کنم من خیلی حشری هستم اول دوست داشتم بکنم ولی بعد ها دیدم از کون دادن خیلی حال میده من با تمام دوستام سکس داشتم یه روز تو خونه هیشکی نبود حشری شدم خواستم جق بزنم یکم کیرم

کونی شدن مهدی Read More »

بهترین سکس سمیرا

  سلام.این اولین داستان منه که دارم مینویسم براتون.من اسمم سمیرا 22 ساله هستم.راستش این داستان که دل چسب ترین سکس من هست با دوستم رضا.اما قبلش باید یه چیزیرو تعریف کنم 1 سال پیش با یه پسری آشنا شدم به اسم علی.بعد از یه مدت کاملا بهش علاقمند شدم.و اون هم همین ادعارو داشت.من

بهترین سکس سمیرا Read More »

فتانه خواهرزنم

  اسم من محمد و یه خواهرزن دارم که اسمش فتانه است و 6 سال از من بزرگتره. فتانه هیکل سکسی و گوشتی داره و خوشگله. من شمالیم و خواهرزنم هم شمالیه و تموم خونوادش شمالن، اما خواهرزنم با پسر تهرونی ازدواج کرده و رفته تهرون. فتانه هر دو سه ماه یه بار به مدت

فتانه خواهرزنم Read More »

از کون مریم نمی شد گذشت

  سلام رضا25 ساله هستم این داستانی رو که میگم من 22 ساله بودم و دختر خاله ی خوشگلم مریم20 سالش بود.ما خیلی باهم صمیمی و راحت بودیم چون خانواده هامون همیشه و همه جا باهم میرفتن حتی واسه شب نشینی خونه اقوام هم باهم میرفتن.تا اینکه یه روز عصر من و مریم نو حیاط

از کون مریم نمی شد گذشت Read More »

فردین بازی برا دوس دختر دوستم

سلام به دوستان عزیز چند سالی که داستانهای شمارو گهگاهی دنبال می کنم این دفعه تصمیم گرفتم منم یکی اَز داستانهای سکسی مو براتون تعریف کنم امیدوارم خوشتون بییاد من بچه دزفولم الان که این داستان دارم واستون مینویسم 29 سالمه قد 170 وزن 79 راستی همه اسما مستعارن ماجرا اَز اُنجا شروع شد که

فردین بازی برا دوس دختر دوستم Read More »

مرجان خواهرزنم

  با سلام اسم من بابک 30ساله متاهل هستم وخدود 6 سال است ازدواج کردم من یک خواهر زن دارم به اسم مرجان که16 ساله با قد165 وزن60 با سایز سینه70 وکون نسبتا بزرگ داستان از اونجایی شروع شد که یک روزمن با همسرم خونه پدر خانمم بودیم که هنگام برگشتن خانمم گفت که مرجان

مرجان خواهرزنم Read More »

Scroll to Top