کلفت تر از مال سعید

کلفت تر از مال سعید   سلام مهناز هستم 25 ساله از خود تعریف نباشه زیباترین و خوش‌استایل ترین زن فامیل هر دو طرف هستم قد 170 وزن 66 سایز باسن XL کمر باریک سایز L سینه هام 80 گردن بلند و مو خرمایی از تهران، دو سال پیش ازدواج کردم همسرم 29 ساله از […]

کلفت تر از مال سعید بیشتر بخوانید »

بازگشت از هایپر

من عمید هستم بیغیرت کونی چند روز پیش از هایپر ساعت حدود 11 بود برگشتم خونه یه چیزی بردارم تا رسیدم دم در واحد دیدم صدای زنم داره میاد بعد هم صدای یه پسره بعد ها فهمیدم تعمیر کار که پسره داشت میگفت شوهرت نیاد که دیدم زنم گفت نترس اون ساعت 2 3 میاد

بازگشت از هایپر بیشتر بخوانید »

یک اتفاق باور نکردنی

امروز جمعه ۱۲ اسفند قرار بود در کارخونه موروثی پدریمان که مال ۶ وارث بود بعد از سالها جلسه بذاریم تا تکلیف ادامه یا فروش کارخونه گرفته بشه از وراث چهارتن سه برادر و یک خواهر که ایران نیست منو وکیل کرده و ورثه‌ی دو برادرمان که فوت کرده بودند هر‌کدام یکی ۵ فرزند و

یک اتفاق باور نکردنی بیشتر بخوانید »

یک اشتباه

دختری که عاشق و معشوق بودیم سر یک اشتباهم عروس داداش، و زن برادر زاده ام شد سالها گذشت مونا سومین و آخرین فرزندشم با سزارین دنیا آورد به بهانه های گوناگون باهاش تماس بدنی می‌گرفتم دستمو به شکمش می‌زدم که مواظب باش چاق نشی پاهاشو ساقشو دست می‌کشیدم ولی رون و باسنشو روم نمی

یک اشتباه بیشتر بخوانید »

ترشحات یک مغز جقزده

ترشحات یک مغز جقزده *** سلام اسم من حسینم ۲۱ سالمه کیرم ۲۰ سانته و کلفته و میترا هم همسایمونه حدود یک و هفتاد پنج قدشه و حدود ۳۵ سالشه این سفیده کون بزرگ و کسش که نگم براتون . من خیلی تو کفش بودم و بیشتر موقع ها با اسمش جغ می زدم .

ترشحات یک مغز جقزده بیشتر بخوانید »

گاییدن زن یک آخوند عمامه سیاه

گاییدن زن خوشگل یک آخوند عمامه سیاه… اوایل پاییز امسال آخوندی همسایه دیوار به دیوارمون شد خونه هایی که ما زندگی می‌کنیم گاز کشی نشده ویلایی دوقلو هستن آخوند قلوی سمت شمالی را تازه خریده ما سمت جنوبی بودیم دیواری دو جداره بین این دو ویلا هست و محوطه مان مشترکه روزی خواهر بزرگم شنیدم

گاییدن زن یک آخوند عمامه سیاه بیشتر بخوانید »

سکینه کرونیکلز

اسمم سکینه است ۳۶ ساله که چند سالیست اسممو برادر شوهرم عوض کرد پدرمو نمی بخشم که اسم ایرانی برام نگذاشت؟! بچه بودم مقنعه سرم بود پشت سر مامان و بابام ادای نماز خواندن را در میاوردم تا یادم دادند از شش سالگی روزه کله‌گنجشکی بگیرم تو نه سالگی که جشن تکلیف تو مدرسه برامون

سکینه کرونیکلز بیشتر بخوانید »

چرا سخت بگیرم؟

من عمید هستم کونی متاهل بیغیرتم زنمم میدونه ولی به روم نمیاره واسه عید پارسال رفتیم ایران اصفهان اول رفتیم خونه مادر زنم بعد رسیدن زنم رفت حموم بعد زهرا خواهر زن 20 سالمو صدا زد کارش داشت دیگه اونم دوش گرفت بعد یه ساعت اومدند بیرون بعد من رفتم حموم جون دیدم شورت زنمو

چرا سخت بگیرم؟ بیشتر بخوانید »

لذتی که هرگز تکرار نشد

لذتی که هرگز تکرار نشد… سال ۹۴ در یکی از روستاهای توابع اشکورات شمال سمت مرزی استان قزوین تو خونه‌ی ویلایی دو طبقه که طبقه پایین چندین اتاق و انباری و غیره داره همه طبقه بالا زندگی می‌کنیم حیاط حدود بیش از ۱۰۰۰ متر در ورودی از کوچه عریض ۱۶ متری باز میشه تا برسیم

لذتی که هرگز تکرار نشد بیشتر بخوانید »

شهلا جنده ی من شد

خیلی وقت بود شهلا رو تو خیابون میدیدمش. همیشه اتفاقی و تصادفی جلوم سبز می شد. با اینکه سنش از من خیلی بالاتر بود، ولی چهرۀ خیلی سکسی و جذابی داشت. شاید مردای دیگه اونو شبیه یه زن معمولی میدیدن: بدون آرایش و بدون لباسای چسبان؛ ولی من که به زنهای جاافتاده و بالغ علاقه

شهلا جنده ی من شد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا