کون سفید خالم

سلام منم یه خاله دارم که حدود یک ساله با هم رابطه داریم خالم 38 سالشه و یه کون سفید وگنده داره کسشم خیلی نازه فقط سینه هاش یه خورده کوچیکه ولی خیلی باهاله هر وقت که شوهرخالم سر کاره من به بهانه ی دانشگاه رفتن میرم خونشون و یه حال اساسی با هم میکنیم […]

کون سفید خالم Read More »

داداش جونم

سلام به همه کسانی که عاشق سکس خانوادگی هستن خودمو معرفی کنم من مریم 28ساله 2ساله که ازدواج کردم از یکی از شهرهای ایران. داستانو بنویسم که حوصلتون سر نره من یه داداشی دارم خیلی پسر خوش هیکل وخوشگل هست شوهرم خیلی موقع یخاطر کارش به بیرون شهر میره یه بار زنگ زد که 2شب

داداش جونم Read More »

يك فرشته نجات ، يك عجوزه پير

ساچمه پولوي سگي را كه كوفت كردند بساط عرقشان را پهن كردند. من چپيدم كنج ديوار و يك سيگار آتش زدم ، با تماشاي آدمهاي بيچاره و درب و داغان و از ياد رفته حال خوشي به آدم دست نميداد ، انگار نه انگار كه يكيشان امروز از طبقه چهارم زمين خورده بود و مغزش

يك فرشته نجات ، يك عجوزه پير Read More »

هدیه سعید جون

سلام خيلی وقت بود بخاطر مسائلى ترجيح ميدادم تنها باشم. دوستام با دوست دخترهاشون خوب وخوش بودن و چندبار بهم پيشنهاد دادن يه نفر جور کنن تا از تنهايى بيام بيرون. اما هرکاري ميکردم ته دل راضی نبودم. يروز دوستم سعيد اومد گفت دارم با مهناز بهم ميزنم چون شرايطمون باهم جور نيست.پرسيد دلت ميخاديمدت

هدیه سعید جون Read More »

سکس با پرنسس دانشگاه

سلام به روی ماه همه من حامد هستم 23 ساله.بدون حاشیه میرم سر اصل مطلب.داستان من برمیگرده ب سال 91 برج 10.بهمن ماه بود مثل هروز صبح با احمد دوستم راهی دانشگاه شدیم. احمد پرستاری میخوند و من شیمی،نزدیک دانشگاه که شدیم چشمم روی یه پرنسس قفل شد از بس خوشگل و خوش اندام بود

سکس با پرنسس دانشگاه Read More »

گی بازی در 30 سالگی

سال 87 بود که پرهام به من زنگ زد ….. سلام کامی … چطوری !؟ ..می یای باهم بریم دبی ؟! من: آره پایه هستم اما کی !؟ پرهام : برا اواخر شهریور …خوبه من : آره ….بزن بریم.   اینو براتون تعریف کنم که ما هردو از دختر بازای توپ محل بودیم اون زمان

گی بازی در 30 سالگی Read More »

نقشه مادرم برای سکس بامن – فصل دوم

بعد ازصحبتم با دوستم بهروز دراین اندیشه بودم که امشب چه خواهد شد . ساعت از8 گذشته بود که بهروزقصد رفتن کرد مامان هم ازخرید ورفتن به فروشگاه شهروند آمده بود که کلی با خوراکی های خریداری شده ازمن وبهروز پذیرایی کرد. مامان به بهروزگفت: خب چرا میری شام پیش ما باش برات که تهیه نمی

نقشه مادرم برای سکس بامن – فصل دوم Read More »

بهترین اردو

سلام من حسینم و الان 26 سالمه. حدودا 16 سالم بود و به دبیرستان می رفتم ما توی دبیرسان همیشه طی سال دو تا اردو داشتیم که ی دونم توی ماه اذر بود یکی هم توی اسفند. اردویی که توی اسفند اون سال برگزار شد اردویی به مشهد بود. با قطار به مشهد حرکت کردیم

بهترین اردو Read More »

دکتر روانشناس و من

اسمم النازه و24 سالمه حدود یک سال پیش با دوست پسرم بهم زدم از لحاظ روحی خیلی آشفته بودم یکی از دوستام یه دکتر روانشناسه بهم معرفی کرد خوب منم ازش وقت گرفتمو رفتم پیشش اوووووووووووووف که چقدر خوشتیپ بود!دکتره انگار از من بدش نیومده بود هر دفعه که می رفتم پیشش روان درمانیم میکرد

دکتر روانشناس و من Read More »

سکس تو تعطیلات عید

سلام من امیر حسین هستم و خیلی وقته میام شهوانی ولی تازه عضو شدم. من حدودا هیکل تو پر و چهارشونه ای دارم ولی از قیافه ی خودم. یاد راضی نیستم . خاطره ای ک میخواستم بنویسم مربوط میشه به تعطیلات عید 92 که با داییم و پسر خاله داییم و دوست دخترش رفتیم شمال.

سکس تو تعطیلات عید Read More »

Scroll to Top