حماقت با دختر همسایه

سلام_من عماد هستم22سالمه. داستاني كه ميخوام براتون تعريف كنم برميكرده به 4سال قبل روزي كه خودمو بدبخت كردم_القصه ما ي همسايه داشتيم كه ي دختر 15ساله داشت زيبا بود اما من ازش خوشم نمي اومد جند دفعه متوجه نگاه هاي سنگينش شده بودم اما محلش نميزاشتم _مادرش خيلي به خونمون رفت و آمد ميكرد و […]

حماقت با دختر همسایه Read More »

گی با دایی خوشتیپم

من نیما هستم دانشجوی پزشکی هستم و و از اونجایی که یادمه دوس داشتم یه روز داییم منو بکنه آخه داییم خیلی خوش هیکل و خوشتیپه عاشقشم بخدا بابابزرگم مریض بود و اونا هر سه هفته برای شیمی درمانی میومدن تبریز از اونجایی که پزشک معالجش استادم بود هروقت که حال بابابزرگ بدمیشد زودی میرفتیم

گی با دایی خوشتیپم Read More »

بی اف تصادفی

سلام.من یه دختر 20 ساله ی دانشجوام..قد و هیکلم سکسیه..و یه جورای همه ی بچه های دانشگامون دنبالم بودن…اسم بی افم مازیاره..که الان دوستای خوبی با هم هستیم…اما آشنایی و صمیمیتمون از اونجایی شروع شد که… یه روز صب که می7واستم برم دانشگاه دیر از خواب پاشدم و سرویسمم رفته بود..تند تند آماده شدم و

بی اف تصادفی Read More »

سکس با کتایون

این داستان مربوط میشه به سکس بادخترهمسایمون که اسمش کتایونه .کتایون یه دختر مجرده البته خونواده کتایون 9نفرن که همه خواهر برادراش مجردن کوچکترین فرزند خانوادشون الان 20سالشه خودتون درنظربگیرین 5تاخواهرن که بترتیب سنشون کتا35ساله .م 32ساله .ز29ساله .ز27ساله .م20ساله سهتاهم برادردارن که اولیش 44ساله دومیش 39ساله وآخریش 24ساله.بگذریم ….این کتایون که ماتومحله مون بهش

سکس با کتایون Read More »

روزگار یک روسپی

هوا خیلی سرد بود مثل روز های قبل نود گرفته و ادما به مرور زمان کمتر کمتر میشدند ولی چاره ای نبود باید تو اون سرما منتظر میشدم تا کسی ترمز کنه و بوق اتومبیلشو به صدا در بیاره تا من برم سوار شم وگرنه اونروز پولی نمیتونستم در بیارم .از صبحش پیدا بود که

روزگار یک روسپی Read More »

عاقبت کل کل کردن

سلام به همه این اولین باریه که دارم خاطره مینویسم گفتم خاطره چون حقیقته و اصلا داستان نیست.الان ساعت ۲ نصف شبه ۱۹ تیرماه ۹۲ هست.این خاطره مربوط میشه به دی ماه ۹۱.من فروزان(اسم مستعار)۲۳ ساله تقریبا خوشگل با قد ۱۶۵ وزن ۵۹ هستم سفید و میشه گفت خوشگل.یه روز که مامان گفت داری میری

عاقبت کل کل کردن Read More »

من و زن عموی خوشگلم

من امیدم 24سالمه عمو کوچکم تقریبا 2 سال ازمن بزرگتره و رزا (زن عموم)یه سال از من کوچیک تره ولی یه اندامی داره که نگوو اوف اونا یه طبقه پایین خونه ی ما زندگی می کنن من خییییلی تو کفشم و بعضی وقتا به یادش کف دستیو از این حرفا یه شب وقتی از در

من و زن عموی خوشگلم Read More »

سکس با زن همسایه

اسم من … ساکن یکی از روستاهای دوردست …   مایه همسایه داریم که خونشون تو کوچه پشتیمونه اسمش هست سعیده .این سعیده خانم یه زن 27-28ساله است اما مشخصات کاملش :قدمتوسط –سبزه – اندام متوسط یعنی نه لاغر نه چاق کوووووووون گندددددده ه ه وای هر پسری رو حشری میکنه .خب بریم سر اصل

سکس با زن همسایه Read More »

سکس با نوشین خواهرزاده ام

  سلام بچه ها این اولین داستان منه که دارم براتون مینویسم من 43 سالمه اما بهم اصلا نمیاد عاشق سکس های داغم چون ورزشکارم هیکل خوبی دارم و رو فرم کیر کلفتی دارم که کمتر زنی تحملش کرده کمرمم خیلی سفته دارم براتون ی داستان واقعی مینویسم …. ی خواهر ناتنی دارم که دو

سکس با نوشین خواهرزاده ام Read More »

سارا شاگرد افغانم

سلام دوستان اسمها همه مستعارن و اگه بد مینویسم الان معذرت خواهی میکنم.34 سالمه و مجردم لیسانس زبان دارم و کارم تو مالی یه شرکت .اما چند سال بعد دانشگاهو تدریس میکردم سالای پر برکتی بودن و سکسهای زیادی با شاگردام داشتم .این داستان درباره یه شاگرد افغانیمه که هنوزم با هم هستیم هر چند

سارا شاگرد افغانم Read More »

Scroll to Top