شب رویایی با سپیده

سلام من قسمت پذیرش اتاق عمل ی بیمارستان کار میکنم و این خاطره مربوط میشه به چهار سال پیش که من 26 سالم بود . ی روز ی مریض آوردن اتاق عمل که ی زن مسن بود و ی خانم جوون حدود 23_24 ساله همراهش بود . درطول عمل این خانم جوون چند بار اومد […]

شب رویایی با سپیده Read More »

کون دادن آرش

سلام من ارش22 سالمه.من عادت دارم بی مقدمه حرف بزنم .این خاطره ای که براتون تعریف میکنم بر میگرده به 10 سال پیش من یه دوستی داشتم اسمش شهاب بود شهاب کونی محل بود به همه میداد البته اوایل خودم میکردمش همیشه تو خونه این کارو میکردیم اما یه روزسره کوچه بودیم که شهاب گفت

کون دادن آرش Read More »

همجنسبازی اجباری

داستان از اون جایی شروع شد که من و مهدی پسر داییم رو میگم هر دو برای کنکور درس می خوندیم و فاصله ی محل زندگیمون هم با هم زیاد بود و به علت شغل پدرامون و اینکه در شهر کوچیکی زندگی می کردیم نمی تونستیم که با دختری رابطه داشته باشیم و در دوره

همجنسبازی اجباری Read More »

انجمن زبان

سلام اسمم حمید و23 سالمه و داستانی رو که میخوام براتون بگم مربوط میشه به دو سه سال پیش تقریبا سالهای اول دانشگاهمه سالهای اول خیلی جنبش و جوش داشتم و با همت و کمک چندتا از بچه ها انجمن زبان دانشگاه که فعالیتی نداشت رو راه انداختیم و این داستان مربوط میشه با این

انجمن زبان Read More »

کوس دادن سارا به من

سلام این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال زمان سربازیمه و شاید واستون یه کم عجیب باشه اما بهتون قول میدم اگه این تجربه واسه خودتونم اتفاق بیفته خیلی حشریتون میکنه اسم من امیره 21 سالمه زمانی که میرفتم سربازی خیلی تو کف کوس کردن بودم به همه دوستام سپرده بودم اگه یه کوس

کوس دادن سارا به من Read More »

سکس من و مارال، زن مستاجر

با سلام. اولین باره که دارم همچین کاری میکنم (داستان سکسی مینویسم)، هیچ وقتم فکرشو نمیکردم چنین کاری بخام بکنم، اما خب دیگه، یه حسی نمیذاره ساکت بشینم. پیشنهاد میکنم کسایی که حالو حوصله داستانای طولانی رو دارن اینو بخونن.اسم من سپهره 24 ساله. آدما برام بگیر نگیر دارن – مخصوصا زنا و دخترا –

سکس من و مارال، زن مستاجر Read More »

ازدواج امیر

تابستان پارسال بود. بعد از اين که کنکور دادم خيالم راحت شده بود يکسال همه چيز رو بر خودم حروم کرده بودم و حالا همش وقت داشتم. مامانم تو اين يک سال خيلي به من رسيده بود و من تازه متوجه زحماتش شده بودم و ياد روزهايي که اعصابم از درس خرد بود و بهش

ازدواج امیر Read More »

سارا و استاد

من سارام سفیدم چشام سبزه تیله ایه و به قول بچه ها سگ داره قدم 169 وزنم 62! ترم 2 دانشگاه بودم بجه ها با ی استادی واحد برداشته بودن و همش از خوش تیپی و اخلاق بدش تعریف میکردن میگفتن خوشکله اما به کسی رو نمیده منم خیلی دوس داشتم ببینمش اما موفق نشده

سارا و استاد Read More »

زن 24 ساله همسایه مون

سلام من فرزادم و 28 سالمه و این خاطره ام برمیگرده به زمان کاردانیم وداشتم واسه فوق دیپلم مکانیک درس میخوندم و به خاطر اینکه معافیت کفالت داشتم تونستم گواهینامه رانندگییم رو بگیرم ،ما یه پراید صفر داشتیم ، و تو خونمون فقط من رانندگی میکردم و پدرم که بازنشسته بود به خاطر بیماریش نمیتونست رانندگی

زن 24 ساله همسایه مون Read More »

از سمیرا نمی شد گذشت

فرزاد 25 ساله از بندر عباس هستم از اونجایی که خوشبختانه همیشه خونه خالیم به راهه به واسطه شغل خونواده و خانواده بندر نیستن و معمولا آخر هفته ها میان پیشم مطابق معمول رفتم تمرین و 6 عصر برگشتم با کلی خستگی به واسطه فشار تمرین اون روز خونه .آخه فوتبالستم مثلا .دوش که گرفتم

از سمیرا نمی شد گذشت Read More »

Scroll to Top