مامان حرف گوش کن من

از وقتي كه خودم را شناختم زندگيم پر از آشفتگي بود. دعوا و درگيري پدرم با مادرم. پدرم يك آدم عياش و خوشگذران و البته پولدار بود. هميشه در مسافرت كاري خارج از كشور بسر مي‌برد. هرگز به من و مادرم توجهي نمي‌كرد. و به دنبال كار و كسب و كير خودش بود. وقتي از […]

مامان حرف گوش کن من Read More »

خواب

سلام من دانشجوی سال دوم پزشکی دانشگاه سراسری شیرازم اهل تهرانم ولی کرج زندگی میکنیم کلا تو خودمم تنهایی و ترجیح میدم به همه چیز اقا بریم سر اصل مطلب روز جمعه بود منم سر جلسه امتحان مین ترم یکی از درسایی که من خیلی زش خوشم میومد استاد باحالی داشتیم خلاصه من داشتم ورقه

خواب Read More »

زنی که گم شده بود

سلام بر همه دوستان عزیز اسمم امیره و 19 سال سن دارم . تازه دانشجو شدم ترم اولی خوب بهتره از موضوع اصلی خارج نشیم . من تا یه هفته پیش هیچ سکس واقعی نداشتم اما تو این هفته یه اتفاق جالبی برام افتاد یه روز عادی بود مث همیشه اماده شدم برم دانشگاه تو

زنی که گم شده بود Read More »

بوس کوچولو

تابستون بود و منم برای اینکه تو خونه نمونمو با دوستام باشم کلاس برداشته بودم .کلاسام اغلب تا ساعت 7 طول میکشید .یه روز کلاسم ساعت 5 تموم شد تو مسیر خونه بودم که دوست پسرم زنگیدو گفت که خونشون خالیه و من برم پیشش هر چی گفتم که نزدیک خونه امو بابام گیر میده

بوس کوچولو Read More »

اشتباه

سلام.این خاطره خیلی عذابم میده پیش هیچ کس نمیتونستم درد و دل کنم گفتم اینجا بنویسم سبک شم.میل خودتونه که باور کنین یا نه.19 سالمه و اهل یکی از شهرای غربی ایرانم.یه دختر کرد.با احسان تو وبلاگم آشنا شدم.هر دو تامون عاشق شهرمون بودیم و درباره شهرمون مینوشتیم.من یه دختر بینهایت کنجکاوی بودم و به

اشتباه Read More »

ماجرای کون دادنم به زوج

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز اسم من شایان هستش 25 سال دارم امروز می خوام ماجرایی رو براتون تعریف کنم که هنوز ادامه داره اول اینو بگم من تازگی ها علاقه زیادی به مفعول بودن برای یه زوج (زن و شوهر) پیدا کردم برا همین بفکر دنبال کردن این مسئله که چطوری یه زن

ماجرای کون دادنم به زوج Read More »

انتقام بزرگ

  میخوام داستان خودم رو با مادر یکی از هم مدرسه ای هام که بر میگرده به ۱۳ سال پیش براتون تعریف کنم ، اسم اون شخص محمد….  بود که یک سال از من کوچیک تر بود ، من در این داستان برای اون خانوم جیگر از اسم مستعار شیما استفاده می کنم . شروع

انتقام بزرگ Read More »

کون درد زن دایی

بعد اینکه دایی سر یه ماجرایی زندان افتاده بود و ماشینشم توو پارکینگ بود زن دایی خوشکله ازم خواست تا برا ترخیص کمکش کنم منم از این فرصت استفاده کردمو راه افتادیم پی استعلامو پارکینگ و این حرفا .روز اول ترخیص نشد اما روز دوم که تلفنی هم باهاش صحبت کرده بودم ودر مورد دوست

کون درد زن دایی Read More »

دست های بسته

سلام، داستانی که من نوشتم، داستانیه که دوست داشتم بخونم و همه جا دنبالش گشتم، توی سایت های ایرانی،خارجی، داستان ها و فیلم ها، اما هیچوقت پیدا نکردم، داستان های BDSM یا با بی سلیقگی و بدون جزئیات نوشته شدن، یا اغراق بیش از حد دارن، یا اینقدر کثیفن که حالم رو به هم می‌زنن،

دست های بسته Read More »

تجاوز برادرم به من

من مهسا هستم 20 سال دارم.دانشجوی معماری هستم یه داداش دارم به اسم مهدی.مهدی خیلی روی من غیرتی بود نمیزاشت زیاد بیرون برم یا خیلی بیش از حد رو من حساس بود.داداشم خیلی درشت هیکله و خوش اندامه باشگاه پرورش اندام میره.من خیلی تو کف سکس بودم دوستداشتم با یکی سکس کنم با دوستام زیاد

تجاوز برادرم به من Read More »

Scroll to Top