اولین تجربه گی

خوب یادمه 13سالم بود یه روز که دامادمون برای کاری باید میرفت یه شهر دیگه خواهرم تنها بود ، من و پسر عموم که 15 سالش بود رفتیم پیشش بخوابیم . اوایل تابستون بود تو شهر ما مردم تخت میذارن تو حیاط و پشه بند میذارن و رو تخت میخابن ، خواهر دامادمون هم بود […]

اولین تجربه گی بیشتر بخوانید »

تجاوز دردناک به من و دوستم

سلام من الینا هستم و دوستام منو النا صدا می زنن این داستان دردناک منو دوستم بهاره هستش اون سال منو بهاره21سالمون بود داستان از اونجایی شروع می شه که یه بعد از ظهر منو بهترین دوستم بهاره توی یه پارک قدم می زدیم که دو تا پسره جلومون سبز شدن و بهمون خودشونو معرفی

تجاوز دردناک به من و دوستم بیشتر بخوانید »

امیر و کیرش

من فریما 18 سالمه اين ماجرا مال حدود 1 سال پيشه وقتي مدرسه ميرفتم بعداز ي شكست عشقي (حماقت) سخت از طريق wechat با ي پسري اشنا شدم من خودم اهل لاهیجانم ولی توی لاهیجا با کسی دوست نمیشدم ولی طرف عكسمو ديد (قيافم بدك نيست) پيله كرد كه بيا دوست باشيم گفتم نميخوام من

امیر و کیرش بیشتر بخوانید »

سکس تو ماشین با عشقم

دوستان من زیاد میام اینجا.امروزم خواستم خاطرمو بنویسم نه داستان من خودم میدونم که دارم حقیقت رو مینویسم پس هرکی مایله باور کنه هرکی هم که مایل نیس باور نکنه.   اسمم نسیم هستش.17 ساله.قد نرمال.قیافم هم معمولیه.نه زشت.نه خوشگله خوشگل به قول دوس پسرم زنه خوشگل نگه داشتنش سخته. ساعت یک شب بود.چشامو بسته

سکس تو ماشین با عشقم بیشتر بخوانید »

فیزیوتراپی کونم

سلام این خاطره واسه سال 1388 که واسه من اتفاق افتاد اون موقعه من 21 سالم بود . من یه پسر با قد 174 و 75 کیلو وزن داستان از اون جا شروع شد که من تصادف کردم و پام شکست . و بعد از 45 روز که بازش کردم پزشکم گفت باید بری فیزیوتراپی

فیزیوتراپی کونم بیشتر بخوانید »

لاله و امید

سلام دوستان.این اولین داستانیه که میخوام براتون بنویسم امیدوارم خوشتون بیاد.اسم من لاله است یه دختر خوشکل و خوش قیافه و خیلی حشری که دوست داره با کسی سکس کنه که مثل خودش حشری باشه و بدونه چطور یه دختر حشری رو ارضا کنه.داستانی که می خوام براتون تعریف کنم یه داستان واقعیه که مربوط

لاله و امید بیشتر بخوانید »

آخرین سکسم با مریم

سلام خدمت همه ی دوستان اسم من سروشه 21 سالمه اهل اصفهانم قدم 172 و وزنم 65 کیلو هست 6ماهی بود با یه زن مطلقه دوست شده بودم اون 24 سالش بود و بخاطر معتاد بودن شوهرش ازش جدا شده بود.اسمش مریم بود اون خیلی زن سکسی و زیبایی بود خیلی دوسش داشتم این خاطره

آخرین سکسم با مریم بیشتر بخوانید »

سکس در هتل ساری

سلام عزیزای دلم ممنونم که داستان قبلیم رو خوندین و نظرای زیباتونو نوشتین داستان قبلیم همون سکس با برادر شوهر نامردم بود که براتون نوشتم.داستان ایندفعم برمیگرده به استان مازندران و شهر ساری. …. خیلی خسته بودم مادرمو راضی کردم که بریم شمال و یه دو سه روزی بگردیم تا هم خستگیمون در بیاد هم

سکس در هتل ساری بیشتر بخوانید »

سفر به شیراز و وصال خواهرزن ناز

من فرزادم 34 ساله از بوشهر . خاطره ای که میخواهم براتون تعریف کنم واقعی است نه داستان ونه تخیلی ……. داستان از آنجا شروع میشه که من یه زن برادر همسری دارم بنام پریسا که خیلی ناز و حشری هست ومن از خیلی وقت پیش به فکر سکس با او بودم ولی چون من در

سفر به شیراز و وصال خواهرزن ناز بیشتر بخوانید »

منم این وسط کون دادم

سلام من نفس هستم ۲۳ ساله من اصلا داستان نویسی بلد نیستم و آب و تاب دادن هم همینطور!‌ این اولین خاطره منه اگه دوست داشتین بگید بازم بنویسم!‌ اصلا اهل دروغ نیستم و از دروغ متنفرم سابقه سکس چت و نوشتن خاطره هم ندارم!‌ پس به بزرگی خودتون ببخشید اگر بد نوشتم اما کاملا

منم این وسط کون دادم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا