اولین سکسم با بهاره

سلام ، اسم من مسعود تک فرزندم بچه تهرانم يه قيافه معمولي هم دارم ، الان حدود 25 سالمه اين داستان ماله زمانيه که من 18 سالم بود و پيش دانشگاهي بودم فقط از اول بگم يه کمي طولاني هاااا خوب شروع ميکنيم : باباي ( اسم بابام امير ) من يه دوستي داره به […]

اولین سکسم با بهاره بیشتر بخوانید »

من و نازنین و منشی شرکت

سلام بر همه ی عزیزان و کاربران فهیم و محترم شهوتناک : خب میخوام داستان خودم و منشی شرکتمون رو براتون تعریف کنم … عارضم به خدمتتون که من رئیس یکی از بزرگترین شرکت های نمایندگی فروش لپ تاپ و فلش و لوازم جانبی کامپیوترام … حالا مارکش رو نمیگم که تبلیغ نشه ، ولی بعد

من و نازنین و منشی شرکت بیشتر بخوانید »

صیغه ای

این برای بار چندمی بود که میومد پیشم مثل همیشه رو مبل نشست و یه شربت براش حاضر کردم آوردم. کنارش نشستم گفتم: خیلی گرمه نه؟ – آره زودتر صیغه رو بخون خسته شدم. میخوام این چادر و روسری در بیارم. – چادرتو درآر بده من تا من آویزون کنم بگومهریت چی باشه و تا

صیغه ای بیشتر بخوانید »

یه روز داغ با سکس

سلام من مهسا هستم و فقط 16سالمه..داستانی که میخوام براتون بگم ماله 3ماهه پیشه و واقعیته.با رضا مدتی بود دوس بودمو هم دیگه رو واقعا دوس داشتیم میدونستم حسش بهم واقعیه و اونجور که میگفت منو واسه ازدواج میخواس.. رضا خیلی پسر با حیایی بود واقعا ،دوسال از من بزرگتر بود و من اولین عشق

یه روز داغ با سکس بیشتر بخوانید »

کردن کون نوشین

سلام مجید هستم(ابلته این اسم مستعارمه) 27 سالمه اهل مشهد لیسانس عمران دارم و مجرد.این اولین داستان سکسی منه. من در دوران دانشجوی سکس های زیادی داشتم که دوست دارم چندتاشون رو براتون تعریف کنم.این داستان نوشین دختر خوشگل و چشم سبزه. نوشین دوست .دوستم بود یک روز که تو خونه دانشجویمون خواب بودم دیدم

کردن کون نوشین بیشتر بخوانید »

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد

یکی از روزای گرم تابستون که دلم برای عشقم یه ذره شده بود عزیزدلم پیام داد. یکم که حرف زدیم گفت بیا با هم یه دور بریم بیرون. شب پیشش زنگ زده بودم و کلی گریه کرده بودم که دلم تنگ شده. اوضاع رو مناسب دیدم سریع قبول کردم وگفتم: فقط یه شرط داره!!!! _

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد بیشتر بخوانید »

سحر, کس فسقلی

سلام به همه عاشقان سکس وبچه های سکسی سایت منو رفیق های فابریک مصی صدا مکنن,خاطره ۱۰۰%واقعی وارزو میکنم قسمت همه عاشقان سکس بشه,جریان از پارسال شروع شد مغازه بودم ی مشتری خانم اومد شروع کرد سوال پرسیدن ازم در مورد ماهواره وقیمتش,که تو این فاصله چشمم به کیفش اوفتاد سیگار دیدم تو کیفش نمیدونم

سحر, کس فسقلی بیشتر بخوانید »

دختر عمه با دل و جرات

اسمم آرشه و این خاطره مربوط میشه به دوران جوانی ام. این اولین باری که می خوام خاطره سکس با فامیلو واستون بنویسم. همیشه به این سایت میام و نوشته های بچه ها رو می خونم. وقتی به نظرات می رسم چیزای متفاوتی می بینم. از خوب بود… دروغ بود…. فحش و بد و بیرا

دختر عمه با دل و جرات بیشتر بخوانید »

من و زن عمو الهام

سلام دوستان من تصمیم گرفتم یکی از خاطره ها مو واستون بنویسم ک درباره زن عموی عزیزم هست، اول از خودم بگم 19 سالمه و دانشجوام بعضی وقتا تو آژانسم کار میکنم ، از اصل داستان دور نشیم و درباره زن عموم بگم قدش 167 تقریبا کون و سینه سفید کلن خط لبش و مزه

من و زن عمو الهام بیشتر بخوانید »

حسرت

طبق روال سابق از خواب بیدار شدم بی حوصله به سمت دستشویی مامانم: سلام صبح بخیر :سلام و رفتم دست شویی به دست صورتم اب زدم صبحونه خوردم رفتم پایه کامپیوتر تو فیسبوک بودم که رفیقم زنگ زد : سلام اون گوشی بی صاحابو روشن کن کیانا دهنمو سرویس کرد خدافظ . با بی میلی

حسرت بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا