بالاخره بهش رسیدم
موضوع از یه مهمونی که تو ماه رمضون بود شروع شد یه مهمونی خانوادگی بود که دوستای دانشگاهی بابا و مامانم بودو منم مجبور بودم برم خلاصه رفتیم… زمانی که وارد شدیم النازو دیدم وتمام توجهم به اون جلب شد خیلی زیبا بود با هیکلی که واقعا میتونم بگم تاحالا به این روفرمی ندیده بودم […]
بالاخره بهش رسیدم بیشتر بخوانید »
