سکس با دوستِ دختر عمه

سلام اول از خودم بگم. 19 سالمه اسمم ساسان قدم 1.83 وزن:80. 1 سالی میشه بدن سازی کار میکنم. کیرمم 30 سانت نیست 15 سانته ولی قطرشو نمیدونم بریم سراغ اصل مطلب. تیر ماه همین امسال بود که تولد دختر عمم بود و مامان باباش براش تولد گرفتن.حدود ساعت 6 بود که رسیدیم خونه عمم […]

سکس با دوستِ دختر عمه بیشتر بخوانید »

تن من و آن مردها. یک گنگ بنگ

همش با ماري بحث ميكردم كه نه اين كار خوب نيست وممكنه بهمون لذت نده.اما اون شديدا استدلال مياورد كه اتفاقا يه تجربه ي جديده يه وممكنه غرق لذت بشيم.با همه ي مخالفتهام اما همش تو دلم دوس داشتم بهش فكر كنم.اين مخالفتم البته دليل داشت.چون هميشه ماري پيشتاز ايده هاي جديد بود ومن باوجود

تن من و آن مردها. یک گنگ بنگ بیشتر بخوانید »

سکس دلچسب بعدازظهر

سلام خدمت دوستان خوب من افسانه هستم 19 سالمه. ما توی یکی از شهرستان ها استان فارس زندگی می کنیم داستان که براتون میگم مربوط به اولین حال کردن من با پسر داییم میشه   خونه داییم اینا با خونه ما خیلی دور نیست واسه همین ما با هم زیاد رفت و آمد داریم این

سکس دلچسب بعدازظهر بیشتر بخوانید »

اولین و آخرین سکس با خانم واحد روبرویی

با سلام خدمت دوستان این خاطره ای که براتون می نویسم واقعاٌ برام اتفاق افتاد. این اتفاق از روزی شروع شد که یک همسایه جدید اومد واحد روبروییمون و خانم من با هاش خیلی صمیمی شد و ما با هم رابطه خانوادگی پیدا کردیم و خیلی با هم صمیمی شدیم و خاطره جون واقعا خانم

اولین و آخرین سکس با خانم واحد روبرویی بیشتر بخوانید »

سکس با مامان بهنام

اسم من علی.25سالمه از سنندج.ترم آخری بود که توی دانشگاه آزاد همدان درس میخوندم. حدودای ساعت چهار بود که کلاسمون تموم شد.با بهنام که خودش همدان ساکن بود و همچنین از بهترین دوستام بود از محیط دانشگاه خارج شدیم.بهنام 21سالشه.از زندگی شخصیش زیاد نمیگفت ولی اونطور که شنیدم پدر و مادرش از هم جدا شده

سکس با مامان بهنام بیشتر بخوانید »

منتظر بودم شوهر کنه

سلام دوستان من مهدیم می خوام در مورد داستان سکسم با فهیمه رو بگم این موضوع مربوط می شه به 1 ماه پیش یعنی اولین سکسم در باغمون فهیمه دختر عموی مامانم و زن داییمم هست تا زمانیکه اون زن داییم بشه قیافش زیاد سکسی نبود بود چون پدر مادرش اجازه نمی دادن لباسای تنگ

منتظر بودم شوهر کنه بیشتر بخوانید »

کاناپه و تاپ

یه نیم چرخ زدم و دوباره تو آینه مشغول وارسی خودم شدم. موهام و ابروهام رو همین امروز قهوه ای شکلاتی تیره کرده بودم. یه سایه طلایی پررنگ نشونده بودم پشت پلکم و یه خط چشم باریک مشکی که حسابی به چشمام حالت میداد. رژگونه طلایی مات و رژ لب آجری! با یه تاپ پشت

کاناپه و تاپ بیشتر بخوانید »

اولین کون دادن مارال

سلام ب همگی اسم من ماراله-مستعار- 17 سالمه این خاطره مربوط میشه ب 14 سالگیم من از 12 سالگیم رفیق داشتم همه بالای 23 سال چون اندامم درشته سنم وبیشترنشون میده میتونستم با پسرای بزرگتر ازخودم باشم ازخودم بگم قیافه ی عادی دارم زیاد خوشگل نیستم اما هیکل درشتی دارم سینه وباسنم بزرگن تا دوسال

اولین کون دادن مارال بیشتر بخوانید »

میخامت… حالا…

– الو؟سامان؟…سلام -سلام خانومم.خوبی؟ -خوبم. -خوب خوب؟ -اوهوووووم…سامان؟ -جانم؟ -کجایی؟ -مغازه ام عزیزم. -کی میای خونه؟ -شب دیگه…چیزی شده؟ کمی مکث کردم و بعد گفتم: -میشه الان بیای؟ -چی شده مریم؟؟؟؟ -هیچی…هیچی نشده. -داری نگرانم میکنی.جون سامان بگو چی شده مکثی طولانی کردم و خجالت زده گفتم: -میخامت…حالا…   چند ثانیه حرفی زده نشد و

میخامت… حالا… بیشتر بخوانید »

همه وحشی شدن

من دیبا 14 سالمه ولی سینه هام 90 کونم خیلی گندس توی کلاس ما اکثرا لز بازن ولی من نه دوستام واسه این که هیکلم سکسیه یه جوری نگام می کنن یه روز داشتم تو حیاط راه میرفتم که شیما پرید رو کولم سینه هامو محکم گرفت گفت قربونشون برم من چپ چپ نگاش کردم

همه وحشی شدن بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا