احمد و زن مطلقه

سلام به دوستان  امیدوارم همگی خوب باشید   خاطره ای که میخوام براتون بگم دقیقا 1392/8/18برام اتفاق افتاد و باید بگم بهترین خاطره سکسی برام بود.(نا گفته نماند خیلی از چیزها هست که باورش سخته برای ادم من خودم وقتی تو این سایت داستان و خاطره میخوندم همیشه میگفتم نامردا خالی بندی میکنن ولی واقعا […]

احمد و زن مطلقه بیشتر بخوانید »

زهره زن میانسال

…من مجید سی وپنج ساله از تهران هستم…بدون مقدمه یک روزخانمی روسوارکردم تقریبا چهل وپنج شیش ساله…سرصحبت رو باهاش باز کردم وازش بیوگرافی کامل به عمل آوردم وبعدازتقریبا یک آشنایی کامل شماره تلفنم رو بهش دادم ونزدیک های خونش پیادش کردم وخداحافظی کردیم ورفت…(اسمش زهره اهل تهران بیوه وشاغل وشغلش پرستاربیمارستان وسنش چهل وهفت سال

زهره زن میانسال بیشتر بخوانید »

زن شهوتی و خیانت کار

ساعت نزدیک چهار عصر بود که پسر داییم زنگ زد. آرمان: علی رضا کجایی؟ من: پیتزایی همیشگی، دارم ناهار میخورم. آرمان: باشه من با آویشن (دوست دخترش، 17 ساله، چادری و یکم چاق، آرمان میگفت از سکس از عقب و ساک زدن خوشش میاد) تا 10 دقیقه دیگه میام برت میداریم. وقتی اومدن گفتن باید

زن شهوتی و خیانت کار بیشتر بخوانید »

زیر کیر آقای حمیدی

  امسال تعطیلات عیدنوروز برای من متفاوت ترازهرسال بودوخیلی خوش گذشت و خیلی حال کردم یعنی خارج از حیطه فکرم بود آنچه اتفاق افتاد و میخواهم تا اونجائیکه ممکنه و یادم مونده برا تون تعریف کنم   من در سال گذشته توسط دوست دانشجویم که اهل شیراز بودبرای کار در یک پارکینک در تعطیلات معرفی شدم

زیر کیر آقای حمیدی بیشتر بخوانید »

دردسر آقای مشاور املاک

من یک مشاور املاکم . در آمریکا زندگی میکنم با زن و دو بچه . متاهلم. زنم رو خیلی دوست دارم. زنم بسیار زیبا و خوش هیکل است. جوری که من مجبورم توی خیلی از میهمانی ها بیام این شاخ ماخها رو دکشون کنم. همه سرها براش برمیگرده . همسرم از اون تیپ های آخر

دردسر آقای مشاور املاک بیشتر بخوانید »

گلی، دختری که…

از وقتی چهارده ساله بودم با پسر داییم سکس میکردیم, اونم هم سن خودم بود, اولاش فقط میمالوندیم و لاپایی بود ولی اون زود حرفه ای شد و بالاخره یواش یواش تونست راه کون منو باز کنه, تقریبا هفته ای یه بار فرصت سکس داشتیمو اون هر هفته منو از کون میکرد, کیرشم خوب بود

گلی، دختری که… بیشتر بخوانید »

جرقه سکس با خواهر در مترو

سلام. من سعید هستم ومیخوام ماجرای سکس با خواهر خوشگل و لوسم رو براتون تعریف کنم. اسمش سپیده است و الان 24 سالشه و سه سال از من کوچیکتره. قدش 1.64 و 65 کیلو وزنشه. سرخ و سفیده ورو پوستش یه لک پیدا نمیشه. اندامش کاملا سکسی وجذابه و یه داف تموم عیاره. من عاشق

جرقه سکس با خواهر در مترو بیشتر بخوانید »

سفر رویایی

وقتي من كلاس چهارم دبيرستان بودم اواخر پاييز بود كه داشتم كنار بخاري درس مي خوندم كه مادرم ناغافل اومد تو اطاق و گفت باز اين جنده طلاق گرفت ؟! بايد بگم كه مادر من معلم بود و بابام هم تو سپهسالار كفش زنونه مي فروخت . اصولا مادرم هيچ وقت اين مدلي صحبت نمي

سفر رویایی بیشتر بخوانید »

نمی خواستم ، اتفاق افتاد . اما خوب شد که اتفاق افتاد!

سلام ، من تکتم هستم و این جریان در 23 سالگی من و یکسال پس از ازدواج ام اتفاق افتاد . اول از خودم بگم که دختری هستم با چهره قشنگ اما معمولی و هیکلی لوند با سینه های خوش فرم ، قد کوتاه هم نیستم. من از زمان راهنمایی سر گوشم می جنبید و

نمی خواستم ، اتفاق افتاد . اما خوب شد که اتفاق افتاد! بیشتر بخوانید »

رسیدن به آرزوی سکس با مادرزن

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز   من علی 29 ساله از تهران هستم 4 ساله ازدواج کردم از روزی که مادرزنمو دیدم از اندامش خیلی خوشم امد سنه های بزرگ با کون برزجسته و یکم شکم زمان ازدواج من سن مادرزنم 37 سال بود حال 41 سال داره و یک اندام شهوتی تو این

رسیدن به آرزوی سکس با مادرزن بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا