عشقبازی هلیا

سلام من یه دخترم که بخاطره شرایطی که تو ایرانه و تعصبی که خونواده ها دارن نمی تونم با پسری رابطه داشته باشم.ولی خب ذاتم خیلی شیطونه عاشقه عشق بازیم دوست دارم عاشق بشم واز زندگی و این حس غریزیم لذت ببرم. خاطره ی من برمیگرده به مسافرتی که رفته بودم چند وقته پیش یه […]

عشقبازی هلیا بیشتر بخوانید »

بهترین گناه زندگیم

9ماه بود که با هم آشنا شده بودیم .خیلی هات و سکسی بود.صورت جذابش با اون چشمای سبزش بود که منو دیوونه خودش کرد. میخواست باهم راحت باشیم اما حرفی از سکس نمیزد.دوستش داشتم و دارم.تا اینکه برنامه ی سفرش به دبی جور شد.دقیقا زمان که 1 هفته بعد تولدم بود. اوضاع جوری پیش رفت

بهترین گناه زندگیم بیشتر بخوانید »

فرشته ای بنام پریا

وقتی بهش گفتم که برگرد و به شکم بخواب انگار تمام انرژی ای که بالا پایین شدن ها و تقلاهاش رو به پایان می بردنش رو دوباره بهش برگردونم. همیشه عاشق این بود که بهش بگم برگرد و به شکم بخواب چون اینجوری هم من مسلطتر عمل می کردم و هم اون با خیال راحتتری

فرشته ای بنام پریا بیشتر بخوانید »

سکس با خواهر زن زیبام

سلام من اسمم وحید و 25 سالمه .من بعد از آمدن از خدمت با دختری آشنا شدم که در یک خانواده پر جمعیت متولد شده بود.4 خواهر و 2 برادر داره .ما تازه ازدواج کرده بودیم و یک خونه خیلی کوچیک گرفته بودیم که اتاق خواب نداشت .بعضی وقتها خواهر زنهام میومدند و چون منزلشون

سکس با خواهر زن زیبام بیشتر بخوانید »

سکس منو خواهر زنم

سلام داستانی که میخوام واستون بویسم بر میگرده به 2ماه پیش درباره سکس من با خواهرزنم من مغازه دارم و واسه جور کردن جنس زیاد این شهر اون شهر میرم که تو این سفره اخری خواهرزنم باهام همسفر شد.یه دختر 24ساله با چشمای رنگی موی بلوند کمر باریک کون پرو خوش استیل اصلا معرکست این

سکس منو خواهر زنم بیشتر بخوانید »

شبی با خاله زنم

ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﻪ ﺧﺎﻧﻤﻢ. ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻧﺒﻮﺩ. ﺷﺐ ﮐﻪ ﺷﺪ، ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﻣﻦ ﻭ ﺧﺎﻧﻤﻢ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺧﺎﻧﻤﻢ ﺍﺯ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺭﺍﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ . ﻣﻦ ﺭﺍﺯﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﻡ ﻣﯽ ﺷﺪ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺑﻊ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﮐﻤﯽ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺭﻓﺖ ، ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ

شبی با خاله زنم بیشتر بخوانید »

سکسی با تمام احساس

سلام دوستان اسم من عرشیا هست 30 ساله این خاطره واقعیه ببخشید دفعه اول مینویسم چند سال پیش یه مزاحم تلفنی داشتم زنگ میزد عاشق حرف سکسی بود همش میپرسید چه جوری دوست داری بکنی و یهو قطع میکرد میگفت داداشم میاد هر کاری کردم سر قرار نیومد بهش گفتم اگه این هفته نیایی تموم

سکسی با تمام احساس بیشتر بخوانید »

عزا برای من عروسی شد

سلام به همه دوستان عزیز امیدوارم که داستان قبلی منو خونده باشین و خوشتون اومده باشه . اولا راجع به اون داستانم بگم که بعد اون جریان با خاله ناتنیم 4و5 بار هم باهاش سکس داشتم که یبار گفت که عذاب وجدان داره و منم دیگه رابطه سکسیمو باهاش قطع کردم.این ماجرا رو که براتون

عزا برای من عروسی شد بیشتر بخوانید »

فاطی خوش هیکل

سلام من رسول هستم من تا حالا داستان ننوشتم اما امید وارم خوشتون بیاد شغلم مبل شویی هستش ،شب عید بود سر ما هم شلوغ بود با کارگرام داشتیم کار میکردیم تا اینکه رفتم خونه فاطی اینا ،فاطی یه دختر 16 ساله بود .مادرش خیلی زن خوبی بود داشت به ما میگفت کدوم مبل هارو

فاطی خوش هیکل بیشتر بخوانید »

سکس با فرمون

اون زمان که دانشگاه میرفتم(حدود سه سال پیش) یه پسره تو کلاسمون بود که از اولین جلسه میخ شد رو من! بنا به دلایلی تو دخترا معروف بود به فرمون. منم از همون اسم استفاده میکنم. ترم دوم شماره هامون رو رد و بدل کردیم. میدونستم ازم خوشش میاد اما هیچ کدوم به رومون نمی

سکس با فرمون بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا