لکاته
دستمو گذاشتم پشت گردنش و با يه دست ديگم بازوشو گرفتم، كشيدمش سمت خودم چند ثانيه زل زدم تو صورتش، لباى قشنگى اما چشماش…. ميگن ميشه انعكاس روح هر كسو تو چشماش ديد يه حالت كدر و غبار گرفته داشتن، نگاهش بى حالت بود نه خوش حال، نه غمگين …. ياد چشماى اون افتادم، […]
