خوابیدن زیر کیر رضا
سه روزی بودکه کیربه کسم نرفته بود… داغ کرده بودم دنبال کیرمیگشتم کیرهای ریزمیزه دوربرم بود ولی دلم یه کیربزرگ وکلفت خوب میخواست… *** رضارومیشناختم رییس یه دانشگاهی توشهربود چهل و چهارپنچ سالی داشت قدبلندوهیکلی بود چاق بدفرم نبود اندام ورزیده ای داشت سفیدرو وخوشگل هم بود چن وفتی بودتوفکرش بودم دنبال بهونه ای بودم تا
خوابیدن زیر کیر رضا بیشتر بخوانید »
