تجاوز وحشیانه به زنم و مامانم

سلام. این  تجاوز به مامانم وخانومم جلوی چشمای من اتفاق افتاده… *** من مهدی 20 ساله،خانومم مریم 17سالشه،قیافه اش خوبه اندامش لاغر ومانکنیه خیلی دختر شاد وباحالیه،خیلی خوش لباس وشیک میگرده،البته خیلی سکسی نمیپوشه،تواین یه سالی که عروسی کردیم هیچ چیزی ازش ندیدم،خیلی صادقه هرچی میشه بهم میگه،دوسه بار براش پیش اومده که پسرها گیر میدادن بهش […]

تجاوز وحشیانه به زنم و مامانم Read More »

گی من تو آژانس

سلام به همه. خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به یکسال پیش… *** من یه آژانس دارم که به خاطر اینکه منشی ندارم اکثر مواقع خودم دم دفتر هستم یه روز یکی از راننده های سابقمون بهم زنگ زد و گفت راننده میخوای گفتم آره کی هست گفت یکی از بچه محله

گی من تو آژانس Read More »

کردن جنده ی شوهردار در استانبول

سلام به همه . من سامان هستم 34 ساله با قد 183 ورزش کار البته چن سالی میشه دیگه ورزش نمیکنم واسه همین یکم شکم دارم . کارم  ایجاب  میکنه ماهی یک بار برم استانبول یکی از خاطرات سفرمو واستون میگم راستی یادم نرفته بگم غلت املایی زیاد دارم فوش ندینا (هرچی بگین خودتونین) خخخخخ  

کردن جنده ی شوهردار در استانبول Read More »

سکس با دوست حشری و ناز خواهرم

سلام این اتفاق که مینویسم مربوط به هفته قبل میشه… *** من امید هستم 27 سالمه بچه تبریز قضیه از اونجا شروع شد که یه روز دوست خواهرم که تو شهرستان بودن اومد خونه ما تا با خواهرم روی پایان نامشون کار کنن وشب موند تو خونه ما.ما دوتا اتاق خواب داریم با یه پذیرایی

سکس با دوست حشری و ناز خواهرم Read More »

فقط کون ندادم واسش جندگی کردم

سلام دوستان. من اولین باره که داستان مینویسم و امیدوارم کسایی که مثل من از زنونه پوشی و همجنس گرایی خوششون دوس داشته باشن این داستانو و اونایی‌هم که خوششون نمیاد ایراد از من نیست البته تمایل به جنس مخالفمم دارم ولی خب تو زمونه‌ی ما و تو کشور ما تنها شدن با یه دختر آدمو

فقط کون ندادم واسش جندگی کردم Read More »

سکس وحشیانه ی شوهرم با من

سلام به دوستان عزيز. اين داستان سكس خشن و مهيجه ديروز عصر با شوهرمه و ضمنا اين دومين داستانمه و قبلا يك بار ماجراي اولين سكس با شوهرم رو براتون نوشتم كه حدود يك ماه پيش اومد تو سايت، هدفم از نوشتن هم اينه بدونين كه ميشه با همسر جان هم سكس عالي داشت و

سکس وحشیانه ی شوهرم با من Read More »

خواهرش نبود مامانش بود

سلام. اسم من رامينه، بيست و پنج سالم هست از شيراز و ليسانس رشته ي تربيت بدني هستم،قدم ١٨٠ هستش، از نوجواني تا بيست سالگي بسكتبال كار ميكردم و تو اين پنج سال در رشته ي بدن سازي فعاليت دارم و تعريف از خود نباشه حسابي بدنمو اوردم رو فرم. خوب بريم سراغ خاطره ي

خواهرش نبود مامانش بود Read More »

تسلیم و جنده ی او شدم

چند روز بود که “یانه” منزل ما کار میکرد. همیشه کارهای خانه مارا او انجام میداد. از کارتعمیرات در و دیوار گرفته تا نصب و تعمیروسایل برقی. ٤٨ سالش بود ولی نست به سنش جوانتر میزد. ما معمولن کلید منزل را بهش میدادیم میرفتیم بیرون. شوهرم می رفت کار و من هم میرفتم کلاس. هنوز

تسلیم و جنده ی او شدم Read More »

کلاس خصوصی برای کونی‌ شدن

سلام من محمود هستم 19 ساله اهل تهرانم… *** داستان مال وقتی هست که 13سالم بود.و چهره خوشکلی داشتم درسم هم خوب بود .یه معلم ریاضی داشتیم که 32سالش بود و قد بلندی داشت و به بچه های خوشکل کلاس توجه میکرد . یه روز دم در مدرسه منتظر بودم بابام بیاد دنبالم هر چی

کلاس خصوصی برای کونی‌ شدن Read More »

عشق من ، شوهر دوستم

خیلی وقت بود که به رفتارهای دوستم سانازوشوهرم مشکوک شده بودم همیشه حواسم بهشون بود اوایل خیلی سعی میکردن کسی متوجه رفتارشون نشه ولی بعدن کم کم می دیدم دوستم ساناز در زیر چادری که سر می کردعمدن لباس های تنگ و یا تی شرت می پوشید تا برآمدگی های بدنش معلوم بشه و بازوها

عشق من ، شوهر دوستم Read More »

Scroll to Top