جنده ی کیردار
هر وقت منو یه جایی میدید میومد و گوشم رو میگرفت و باهاش ور میرفت، صد بار بهش گفتم نکن کوسکش این چه کاریه میکنی… روی تختش که میرفتم دیگه هیچی، مدام دستش و میبرد پایین و با کیرم ور میرفت، هر چقدر هم دستش رو پس میزدم بازم دست وردار نبود که نبود، یه […]
