دنیای زیبای بردگی

سلام. اگه بخام اول از خودم بگم اسمم سحره الان ۲۲ سالمه و درسم تموم شده.داستان از جایی شروع میشه ک من از شهر خودمون به یه شهر دیگه رفتم برای تحصیل،اونجا مجبور بودم خونه بگیرم واسه همین با یه دختر دانشجو همخونه شدم اما نمیدونستم بعدها اون دختر زندگی من میشه… *** رویا دختر

دنیای زیبای بردگی بیشتر بخوانید »

سکس از کون با نیلوفر

سلام من 17 سالمه  و این داستان 8 ماه پیشه… *** من هیچ وقت با یه دختر نگشته بودم و حتی حرف هم نزده بودم دخترای تو شهر ما خیلی خوشگلن مخصوصا دبیرستانی ها شون وای که چه کیفی میداد تو جاده که یه لحظه بهشون نگاه میکردم ولی چه فایده که اونا با پسرا

سکس از کون با نیلوفر بیشتر بخوانید »

یه مورد از جندگی‌های زنم

بازن سکسیم میرفتیم شیراز تو قم ماشینمون ارور داد مجبور شدیم بین راه سوار اتوبوس شیم اتوبوس پر بود اجباری رفتیم ته اتوبوس…   من کنار پنجره نشستم خانومم کنار یه خانم دیگه که با شوهرش بودکنار اونا هم یه مردنشسته بود کاشان زنو شوهر پیاده شدن هوا هم تاریک شده بود دیدم مرده بدجوری

یه مورد از جندگی‌های زنم بیشتر بخوانید »

سکس با خاله فریبا

سلام. من محسن هستم ساکن تهرانم. موضوع برای چهارسال پیشه … *** وقتی من نوزده سالم بودیه مستاجر آوردیم میانسال شوهرش فوت شده بود دخترشم سرزندگی اش بود. فریبایه زن چهل وهشت ساله سفید هیکل مانکن.خیلی کم بیرون ازخونه میرفت اکثر اوقات من باخودش میبرد برای خرید،،من از بچگی عاشق زنهایی بودم که جوراب نازک

سکس با خاله فریبا بیشتر بخوانید »

بالاخره رنگ کوس رو دیدم

سلام به همگی داستان تقریبا ماله پارساله… *** اسمم شایانه 27 سالمه از بچگی تا خودمونو شناختیم جلق میزدیم و بخاطر خانواده بسته موقعیت سکس برام جور نبود وضع مالی خوبی نداشتم ولی خب کیر که حالیش نمیشه رفتم تو فکر جنده پولی چند بار سرم کلاه رفت و شارژ میخواستن منم میدادمو میپیچیدن..تا بلاخره یه

بالاخره رنگ کوس رو دیدم بیشتر بخوانید »

زیر کیر شوهر خواهرم

سلام. مائده هستم 20 ساله گرم گرم توی سکس…چند روز پیش حامد شوهر خواهرم بهم گفت خاطره سکسی که باهم داشتیم رو تو این سایت گذاشتم اولش ناراحت شدم اما وقتی که امدم تو سایت و اشنا شدم و هم داستان خودم رو خوندم و هم بقیه داستان ها خیلی خوشم امد و حسابی حس کسیم

زیر کیر شوهر خواهرم بیشتر بخوانید »

گی‌ سامان و ناصر

سلام امروز میخوام داستان سکسم با ناصر رو براتون تعریف کنم دوستان اگه داستان یکم طولانیه به این دلیله که چیزی رو از قلم ننداختم و سعی کردم با جزییات براتون بنویسم. امیدوارم خوشتون بیاد. *** ناصر دومین شخصی بود که توی زندگیم باهاش سکس کردم اما دومین بارم نبود توی داستان قبلی که داستان سکسم

گی‌ سامان و ناصر بیشتر بخوانید »

دیدن سکس مامانم تو بچگی

سلام.رضا هستم بیست و شش ساله،از شهرستان … این خاطره واسه ده سالگیه منه و حتی هنوز هم با گذشت شونزده سال فراموش نکردم… *** من پدر و مادرم توو خونه سازمانی زندگی میکردیم،یه روز گرم تابستون پدرم سرکار بود من توو اتاق بودم مامانم توو حیاط مشغول کار بود،از دیدن تلوزیون خسته شدم قصد

دیدن سکس مامانم تو بچگی بیشتر بخوانید »

عاشقتم آرش

یه کتاب دستم گرفته بودم و مي خواستم شروع کنم به خوندن که زنگ در به صدا در اومد. رفتم در رو باز کردم. _”سلام عشق من”.صداش به نحوی آشنا بود. وقتی از تو سياهی در اومد قلبم نزديک بود که از کار واسته. خداي من باورم نميشد که باره ديگه علی به زندگي من برگشته

عاشقتم آرش بیشتر بخوانید »

سکس گروهی شوهرمو با چشمای خودم دیدم

سلام من زهرہ ام 21 سالہ داستانی کہ میخوام بنویسم بیشترازسکسی بودن غمگینہ به خصوص برای من… *** چندسال پیش وقتی 16سالم بودباحسین ازدواج کردم اونوقت اون بیکاربود و من درس میخوندم اونوقت حسین 24 سالش بود قدبلندباچشمای مشکی وپوست سفید کلا قشنگ بود ومن عاشقش بودم خیلی جلوی خانوادم وایسادم تاراضی شدن من وحسین

سکس گروهی شوهرمو با چشمای خودم دیدم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا