جنده‌ای برای سه‌ نفر

سلام من سامان 26 ساله هستم . داستان از اونجایی شروع شد که منو دو تا از دوستام چند وقتی راجب   ( ادمین: راجب غلطه ، بنویسید راجع به .  اگه عرب یا تخم عرب هستید  عربی رو درست بنویسید اگرم میخواید پارسی را پاس بدارید به جای راجب! بنویسید “در مورد” )  کردن فکر […]

جنده‌ای برای سه‌ نفر Read More »

دردسر خوشگل بودن

سلام. پرهامم…   تابستونی بود که سال سوم راهنمایی رو تموم کرده بودم معدلم 20 شده بود و بابایی یه دوچرخه دنده ای کمک فنر دار برام گرفته بود و مامانمم بیشتر بهم اجازه میداد تو کوچه بازی کنم پویان دوست صمیمیم بود مثل خودم خوشکل وسفید بود با چشمهای عسلی که من عاشقش بودم

دردسر خوشگل بودن Read More »

کیر امیر علی‌ و کس زندایی مرجان

باسلام خدمت همه دوستان شهوتی من میخوام برای اولین باز یکی از داستان های سکس خودمو که با زن داییم اتفاق افتاد رو براتون بگم که یک هفته پیش بود… *** من اسمم امیرعلی هست 28 سالمه و نسبتا اندام و قیافه خوبی هم دارم که همین موضوع باعث شده با خیلیا سکس داشته باشم

کیر امیر علی‌ و کس زندایی مرجان Read More »

لز تو مترو

 من مینا ۲۵ ساله،قد بلند لاغر،با موهای کوتاه،تیپمم همیشه اسپرت چون ورزشکار هستم،تو باشگاه استخر مدرسه خیلی‌ همیشه واسه دخترای دیگه جذاب بودم،پارسال یه کار پیدا کرده بودم طرفهای میرداماد بود،خونمون غرب تهران بود واسه همین همیشه با مترو میرفتم شرکت. *** خلاصه هر روز راس ساعت ۷:۴۵ مترو صادقیه بودم که برم سر کار،همیشه

لز تو مترو Read More »

گی‌ لب پنجره

اون روز سر کلاس آموزشگاه حسابی خسته و کلافه شده بودم. بعد کلاس امید آمده بود و سوالات درسهای قبلی رو می‌پرسید. من هم خسته بودم و هم دوست داشتم باهاش لاس بزنم با خستگی و کلافگی جوابش رو می‌دادم. پسر خوشگلی بود چشمای رنگی داشت و سینه‌هاش هم کمی بالا آمده بود و نسبتا

گی‌ لب پنجره Read More »

جنده ی اختصاصی

از حس کردن اونهمه آبی که توی کس تب دارم فوران میکرد هیجان زده بودم. پسر جوونی رو روبروم می دیدم که کیرشو تو دهن گرم و نرمم کرده بود و با انگشتاش آبمو روی پاهام پخش میکرد. میتونستم به راحتی ذهنشو بخونم. داشت فکر میکرد که کس نازمو از قلم انداخته؛ چون تنها چیزی

جنده ی اختصاصی Read More »

اولین سکسم با بهنام

سلام من شیرینم  عاشق سکسم الان 20 سالمه میخوام اولین سکسم با دوست پسرم رو بگم… *** اسمش بهنامه  و سنش 27 ده سال از من بزرگتره اون زمان 17 ساله بودم من دختر سبزه و قد بلندی ام سینه هام 70 یا 75 بود البته باسن بزرگی نداشتم و ندارم اولین بار تو مغازه

اولین سکسم با بهنام Read More »

گودبای پارتی جعفر

سلام دوستان عزیز این داستان عاشقانه قشنگی هست که آخرش با خوشی وخوبی تموم میشه و کاملا واقعیه. من جعفر…  ببخشین یعنی‌  محمدم ۲۵سالمه و الان ازدواج کردم و اسم زنم ندا هست داستان از اونجایی شروع شد که من عاشق فوتبال بودم و هفته ای سه بار میرفتم سالن ورزشی با دوستان فوتبال بازی

گودبای پارتی جعفر Read More »

بنده ی کیر

با سلام ..داستانم واقعیه ولی اسمها مستعار…   داستان از اونجا شروع شد که برای ترک دادن پسر عمم چند روزی رفته بودم خونشون ..اخه خودمم سابقه ترک و تجربه زیاد داشتم..دانشجو بودم اون موقع و دفتر خاطراتم همیشه تو کیفم بود…نزدیک امتحانها بود و منم کیفمو با خودم برده بودم .. من متاهلم و

بنده ی کیر Read More »

چشمان جادویی

هوا ابری،اما بارانی در کار نبود.شب قبل،آسمون به اندازه کافی، گریه های پاییزیش رو،ریخته بود. باد نچندان سردی،موهای خرمایی هستی رو تو صورتش ریخت. برای چند لحظه زیباییش چند برابر شد،اما فقط چند لحظه،چون با دستای ظریفش،موهاشو کامل داخل مقنعه سرمه ای رنگش،قایم کرد. با ذوق و خوشحالی که تو چهرش بود،آروم آروم پیاده رو،رو

چشمان جادویی Read More »

Scroll to Top