وقتی کرد توم فهمیدم خیلی‌ کثافته

سلام. من یه دخترم که تو بچگیم بهم تجاوز شده امیدوارم از سرنوشت من عبرت بگیرین و اگه بچه دارین به بچه‌هاتون یاد بدین هر کی‌ دستمالیشون کرد زود بیان بهتون خبر بدن… *** اون موقع ک مدرسه نمیرفتم ( 5 6 سالم بود) تازه بابام کامپیوتر خریده بود و چون من و برادرم اصلا […]

وقتی کرد توم فهمیدم خیلی‌ کثافته Read More »

گی‌ با دوست عزيزم در دبي

سلام من اسمم مسعوده مي خوام يه داستان توپي بهتون بگم راجع به سكس من با دوست عزيزم در دبي اول از بذارين از خودم بگم من پسري سفيد با كوني سفيد و بزرگ كه هر پسري منو ببينه سيخ مي كنه… *** الان مي خوام راجع به سكس خودم با دوست كير كلفتم امير.

گی‌ با دوست عزيزم در دبي Read More »

سکس گروهی من و مامان و زندایی و پسرداییم

سلام من آرین (18ساله) هستم میخوام سکس من و پسر داییم با مامانم و زانداییم رو براتون تعریف کنم امیدوارم لذت ببرید. *** اسم زنداییم سانازه (36سالشه) و اسم مامانمم هم الهه ست (38 سال) و اسم پسر داییم شایان (17ساله) است بابام و داییم با هم همکارن و هفته ای دو سه روز ماموریت

سکس گروهی من و مامان و زندایی و پسرداییم Read More »

برای شادی روح اون کون درگذشته صلوات

سلام   اسمم میلاده (مستعار) 25 سالمه و اهل نیشابور(خراسان رضوی) هستم. یک دوست داشتم که اسمش پوریا بود… من با این پوریا که 4 سال از خودم کوچیکتر بود ، از سن 18 یا 19 سالگی تو یکی از مجمع های مذهبی شهر آشنا شدم و تا خیلی باهاش سکس داشتم اما دست تقدیر

برای شادی روح اون کون درگذشته صلوات Read More »

مالیدن خواهرزن نازم تو خواب

چند وقت بود سکس خوبی نداشتم. دنبال این بودم که خانمم رو چند روزی بفرستم مشهد خونه مادرش شاید حالی بکنم. اما پسرم مهیار که کلاس اول بود امتحان داشت و نمی شد. کم کم رو مخ زنم رفتم و قبول کرد بره وقتی مشکل بچه رو مطرح کرد زبونم بند اومد که یکدفعه خودش

مالیدن خواهرزن نازم تو خواب Read More »

سکس ساده با دخترخاله

من و دختر خالم از بچگی باهم بزرگ شدیم ، از همون بچگی هم تو نخش بودم .. این تو نخ بودنه تا جایی رسید که من شدم 15 ساله و دختر خالم شد 14 تقریبا دیگه هردومون از سکس و این چیزا حالیمون میشد .. اینکه چجوری مخشو زدم بماند چون اون خودش داستان

سکس ساده با دخترخاله Read More »

جندگی دوباره ی من برای شوهر خالم

جندگی های من برای شوهر خالم و پسرخاله هام قسمت دوم *** بعد ماجرایی که قزوین برام پیش اومد بود. تصمیم گرفته بودم دیگه به کسی کون ندم، تا اینکه خالم اینا بعد مدتی هفته پیش اومدن خونمون، از دوست پسر جدیدم خیلی راضی هستم، فقط خودمو میخاد به فکر سوراخ و این حرفا نیست، موهای

جندگی دوباره ی من برای شوهر خالم Read More »

تنها با تو

مربی زومبا بودم و این قانونم بود که فقط توی باشگاه کلاس داشته باشم. تا این که موردی پیش اومد که مجبور به تغییر شرایط کاریم شدم. خانمی به باشگاه اومد و میخواست که برای دو تا دخترش مربی خصوصی بگیره. اتفاقی زمانی که داشت برای مسوول باشگاه شرایطش توضیح میداد من کنارشون بودم. خانم

تنها با تو Read More »

درد شیرین و لذت بخش کون دادن

سلام.قبل هر چی خواستم بگم این داستان واقعیه و فقط اسامی رو تغییر دادم.من اسمم سامان هستش و 20 سالمه.اهل مشهدم.قد معمولی 175 و وزن 70 کاملا هم سفید پوستم.از این لحاظ کاملا نرمالم.یکی از ویژگی هایی که معمولا مرد ها رو به سمت من جذب می کنه لب های خوشگل و صورتی رنگمه…  

درد شیرین و لذت بخش کون دادن Read More »

تشکر ویژه ی شیرین جون از من

سلام به همه ی بروبکس این ماجرایی رو که واستون تعریف می کنم مال دوران خدمتم توی کلانتری ایه اسم های درون این داستان همگی مستعار میباشد اونم به دلایل امنیتی! امیدوارم خوشتون بیاد… *** من نیما ۱۸۰ خوش تیپ و با اندام ورزشی به قول معروف دختر کش با این مقدمه شروع می کنم

تشکر ویژه ی شیرین جون از من Read More »

Scroll to Top