برده داران

بعد از انقلاب اکتبر 2138 و جنگ داخلی که بعد از اون حادث شد، نژاد سیاه پوست قدرت را به دست گرفت، سیاه پوستها به عنوان نژاد برتر شناخته شدند و سایر نژادها به عنوان برده در کشور به کار گرفته شدند… *** قوانین سفت و سختی حاکم شد، از جمله این که مردهای سفیدپوست

برده داران بیشتر بخوانید »

گذاشتم تا ته بکنه تو کونم

سلام من مرضیم ۳۲ سالمه ۷ساله عروسی کردم شوهرم مرتضی ۳۷سالشه.خوشتیپ و خوش هیکل خودم پوستم سفید قدم۱۷۰…   شوهرم تو سکس خیلی عاشق کونمه.اما تا اونشب نتونسته بودم درست بهش حال بدم. میدادما اما نهایتا سرش میرف تو کونم اونم اینقدر ناله و گریه میکردم که کوفتش میشود. یه روز تصمیم گرفتم تا یه

گذاشتم تا ته بکنه تو کونم بیشتر بخوانید »

کاش یه چیز دیگه به جز کیر خواسته بودم

سلام  نمیخوام زیاد حاشیه برم فقط همینو بگم كه من نوزده سالمه و این داستان تقریبا مال یه ماه پیشه … *** ساعت تقریبا یك شب بود و من میخواستم برگردم خونه، یه ذره مست بودم در حدی كه فقط سرم داغ بود، اما كره كرده بودم و دوست داشتم كیر یه نفرو یه عالمه

کاش یه چیز دیگه به جز کیر خواسته بودم بیشتر بخوانید »

نادیا میسترس رویاهای من

سلام اسم من ارسلانه و میخوام داستان خودمو که چطور برده دختر دختر خاله مادرم که اسمش نادیا بود رو بگم *** من عاشق فوت فتیش بودم از وقتی که یادم میاد این حس با من بود و نادیا هم همسن من بود ما تهران بودیم و اون تبریز تقریبا هر 4 ماه همو میدیدیم

نادیا میسترس رویاهای من بیشتر بخوانید »

کون دادن در قزوین

داستان از اون جایی شروع شد که من حدودا سه سال پیش تابستون دوباره محشری شدم و رفتم ولی کامپیوتر و. شروع کردم به جستجوی کیر و کلفتی و بکن، البته اولین بارم بود چون یه بکن داشتم ولی دیگه زیاد حال نمیداد. رسیدم به همین سایت شهوتناک که دمش گرم باشه همیشه، بعد از اینکه

کون دادن در قزوین بیشتر بخوانید »

مامانم و حاج آقا

اسم من مهيار ومامانم هم مرجان چون تك فرزند هستم خيلي هم به مامانم وابسته هم براي سربازيم من افتادم يك شهر دور تو فاميلمون يك اخونده بود از اين كله گندها بابام چند باري بهش گفت اون كاري برام نكرد تا اينكه يك روز مامانم گفت بيا باهم بريم دفترش مامانم اون روز يك

مامانم و حاج آقا بیشتر بخوانید »

گشاد کردن کون رفیقم

سلام اسم من وحیده. الان من 16سالمه. داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به دو سال پیش وقتی 14 سالم بود… من تو یه شهری به اسم کا‌شمر که تو خراسان رضوی هست زندگی میکنم. من تو یه خونواده تقریبا مذهبی بزرگ شدم. و تا قبل از 12سالگی کاملا سوسول بودم. ولی از اون به

گشاد کردن کون رفیقم بیشتر بخوانید »

فهمیدم زن منم جندس

سلام. اسمم حمید رضاست. داستان دوبار کون دادن به پسرخالم  رو نوشتم. گفتم که بچه بودم منو میمالوند تا دو سال پیش که زحمت کشید و کیر نازنینشو کرد تو کونم. دفعه دوم که تو حموم کرد منو گفت زنتم میکنم ولی باورم نشد. تا اینکه دوباره اومد تهران. پارسال بود من 25 سالم بود

فهمیدم زن منم جندس بیشتر بخوانید »

دختر حشری همسایه

سلام دوستان تقریبا ده سال پیش وقتی دانشجو بودم ما چهار نفری خونه گرفته بودیم و خونمون تقریبا مرکز شهر بود و البته دو طبقه طبقه همکف ما بودیم طبقه اول صابخونه که خانومش مرده بود و یه دختر داشت و یه پسر بزرگتر که تقریبا بیست و دو، سه ساله بود هر دو طبقه

دختر حشری همسایه بیشتر بخوانید »

قلدر محله

عبداله بچه قلدر محله بود . یعنی برای بچه های هم سن و سال ما قلدر بود . نمی فهمیدم چرا . البته دو سه سالی از بقیه بزرگتر بود ، اما هیكلش خیلی درشت نبود . لاغر اندام و سبزه بود . قیافه ترسناكی هم نداشت . ولی نترس بود و با همه در

قلدر محله بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا