یک ام و دو اف

چهارده سالم بود که مریم و خانوادش همسایۀ دیوار به دیوار ما شدند. ما و بچه های محل دختر به این خوشگلی توی عمرمون ندیده بودیم. بعد از یک ماه که از اسباب کشیشون گذشت،علی پسر کوچه بالایی که دوسال از من و سه سال از مریم بزرگتر بود، بهش شماره داد. اونموقع این موبایل […]

یک ام و دو اف بیشتر بخوانید »

بچه‌های انقلاب

با سلام به همه عزیزان ، برای اولین بار خواستم داستان زندگیمو بنویسم براتون ، امیدوارم لذت ببرید و لبخند به لبهاتون بشینه ، من محمد هستم ، متولد دهه 60 با همه محدودیت هایی که خودتون ازش آگاهید ، زندگی در یک خانواده و محله ی مذهبی ، کمبود اطلاعات ، عدم آموزش مسائل

بچه‌های انقلاب بیشتر بخوانید »

زنمو کرد زنشو کردم

سلام ۲۹ سالمه و میشه گفت ۴ ساله که ازدواج کردم با شقایق همه چی تو رابطمون عالی هست و خوب یه راز خصوصی هم پیش خودمون داریم که دوست داشتم چون اینجا کسی نمی شناسه منو بگم یا تعریف کنم … *** داستان از اونجا شروع شد من با رضا تو یه پارتی اشنا

زنمو کرد زنشو کردم بیشتر بخوانید »

در کونی به مامانی

اسم من شاهینه و 18سالمه.اهل شیرازم. مامانم اسمش نگار هست و 37 سالشه.از عصر تقریبا ساعت 5 تا ساعت 10 شب رو توی آرایشگاه کار میکنه و صبح ها خونست و کارا رو میسباره دست شاگردا.چون آرایشگاه مال خودشه.بابامم با عموم مدیر یه شرکت صنعتی هستن.یک هفته در میون یکیشون میره اونجا و یکیشون میمونه

در کونی به مامانی بیشتر بخوانید »

سکس داغ با خواهرزنام

سلام. من به علت کارم مدت 2 سال تهران بودم و بعدش به استان لرستان منتقل شدم دراینجا ازدواج کردم. خیلی با خواهر های زنم راحت بودم تاجایی که حرفهای خصوصی زیاد می زدیم… *** چهارشنبه غروب بود که هستی خواهر زنم تماس گرفت و گفت گه می خواد بیاد خونمون من هم اوردمش خونه صبح

سکس داغ با خواهرزنام بیشتر بخوانید »

کوبیده ی من رفت لای برگش

عباس آقا کبابی محلمونه و انصافا کبابش حرف نداره و مشتری از سرتاسر شهر میان برای کبابش.. عاشق کارشه و از صبح ساعت ده میاد تا آخر شب..ماهم که همسایشونیم باهاش سلام علیک داریم و زنش و بچه هاشم میشناسیم و گاهی وقتها هم اگر مراسمی سفره ای چیزی باشه به خونه همدیگه میریم.. زن

کوبیده ی من رفت لای برگش بیشتر بخوانید »

تا ته کردم تو کوس نگین جون

سلام.  خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به یه ماه پیش ولی جریانش از عید شروع شد. اسمم میلاده 20 سالمه و نگین 16 نگین از فامیلای ماست و خونشون تو یه شهر دیگست واسه همین کم میان اینجا و فقط وقتی بریم محل میتونم ببینمش. عید که اومده بودن محل دیدمش و

تا ته کردم تو کوس نگین جون بیشتر بخوانید »

چرا و چطور فرشته همجنس گرا شد

مي دونم برای خیلی هاتون همیشه این سوال بوده و هست که چرا و چطور فرشته همجنس گرا شد. هیچوقت به زبون نیاوردين ولی همیشه اين سوال توی نگاه و رفتارتون بود. حالا می خوام یک بار برای همیشه به این سوال جواب بدم. خواننده ی عزیز، مي دونم تو هم که احيانا” نه دختري

چرا و چطور فرشته همجنس گرا شد بیشتر بخوانید »

به جنده بودنم افتخار ميكنم

سلام نسرين جنده هستم ٢٤ساله.اين داستان طولانيه و مسائل سكسي زياد توشه هم مسائل تجاوزم و سعي كردم همه چيزو كامل توضيح بدم.راستش من خيلي با خودم ور رفتم كه ايا بزارم اين داستانو يا نه چون ديالوگ زندگيمه! *** من از يازده سالگي حشري ميشدم و هميشه تا تنها ميشدم خودمو ميماليدم، مخصوصا وقتي

به جنده بودنم افتخار ميكنم بیشتر بخوانید »

سکس داغ در شب برفی

سال 93 بود و اون موقع 22 سالم بود و مجرد بودم اما باکره نبودم چون دو بار سکس داشتم… سومین و داغ ترین سکس عمرم رو تو سرمای منفی بیست درجه یکی از روستا های شمال غربی کشور تجربه کردم وقتی همراه خانواده از تهران برای عروسی پسر عمو به روستا اومده بودیم.  

سکس داغ در شب برفی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا