تاریخ ناگفته ی گنده گوزان استپ
“میندَدَه” در حالی که شب فرا میرسید از چادر خود بیرون آمد و با دیگر مردان ایل به سمت قلۀ کوه حرکت کرد. بر فراز کوه نسبتا بزرگی که البته در قیاس با کوه های دیگر جهان، تپه ای بیش نبود، رو به ماه کامل مراسم زوزه کشان را آغاز کردند. “آئوووووووووو….. آئوووووووووو”. هرکس […]
تاریخ ناگفته ی گنده گوزان استپ Read More »
