داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

مامانم و کیر کلفتای ناشناس

اسم من اروینه داستان برمیگرده به یک ماه پیش که واسه من اصلا روز خوبی نبود من تک فرزند هستم و پدرمم تو تصادف از دست دادم تنها چیزی که واسم مونده مادر عزیزم هست مادرم خیلی خوشگل و زیبا و خوش اندام هست ما کاملا خانواده نرمالی بودیم و همه چیز خوب بود تا […]

مامانم و کیر کلفتای ناشناس بیشتر بخوانید »

برادرم منو کرد و هنوزم میکنه

ما دو تا خواهر بودیم دوتا برادر… من از همه کوچیکتر بودم 18 سالم بود. واسه آرزوهام تلاش میکردم.بعد از داشتن یک رابطه عاطفی ناموفق با دوست پسرم که رفیق برادر کوچکم بود و البته به رابطه از پشت هم کشید همه چیز رو ول کردم چون بار دوم علاوه بر خودش دوستش هم وارد

برادرم منو کرد و هنوزم میکنه بیشتر بخوانید »

میترا نداده بود

اسمم من سیناست ، قدم 190 وزنم 90 ، از لحاظه چهره ام عادیم ، این قضیه در همدان اتفاق افتاده…. مدتی بود با یه دختر تهرانی به نام میترا دوست شده بودم که دانشجوی دانشگاه بوعلی سینا بود و توی خوابگاه زندگی میکرد ، میترا تقریبا کوتاه بود ، با استیل درست ، ک.ونه

میترا نداده بود بیشتر بخوانید »

تجاوز قاضی م خ به من

با سلام . اسمم فرشته س و میخوام از یه سکس بگم که به اجبار انجامش دادم و وقتی دیدم داره ازم سواستفاده میشه هفته ها در فکر تلافی افتادم … *** در سن 24 سالگی با سعید ازدواج کردم و در طول مجردیم جز یکبار رابطه تلفنی فقط دیگه هرگز دنبال عشق نبوده ام

تجاوز قاضی م خ به من بیشتر بخوانید »

لذت سکس با مهشید

داستان برمیکرده به هفت سال پیش که من بیست و سه سالم بود و دوست دخترم بیست و پنج سالش بود… *** رابطه نسبتا خوبی داشتیم‌ و چند سالی بود که با هم بودیم و هر از چندگاهی هم سکس داشتیم همدیگه رو دوست داشتیم و کلا یک بار توی این مدت از پشت رابطه

لذت سکس با مهشید بیشتر بخوانید »

با آرمین فهمیدم سکس یعنی‌ چی‌

سلام من شهنازم و 41 سالمه و یک پسر 20 ساله و دختر 15 ساله دارم و شوهرم تو یک شرکت مهندسی کار میکنه و بنابر کارش مرتبا درحال رفتن به ماموریت های خارج کشور و داخل کشوره و گاهی پیش میاد که یک ماه کامل خونه نباشه ولی آدم خوبیه و برای من و

با آرمین فهمیدم سکس یعنی‌ چی‌ بیشتر بخوانید »

معلم روستا

سلام دوستان من اسمم بابکه و تازه استخدام آموزش پرورش شدم اونم با هزار تا زور. من اصلیتم شیرازیه شهر احمد مولا شهر بابا سعدی شهری که قزوین به ناحق حقشو خورده حالو بگذریم سال اول تربیت معلمی که تموم شد به ما گفتن باید برین یه شهر دیگه و دو سال سابقه رو پر

معلم روستا بیشتر بخوانید »

مجتبی کیر تو کونت عوضی

سلام.اسم من الهامه و به لطف شوهرم بسیار زن حشری شدم شوهرم مجتبی روزی ده بار کس منو میکنه… شب اولی که عقد کردیم و رفتیم خونه ی ما هنوز ساعت 11 نشده بود که دستمو کشیدوگفت الهام بریم تو اتاقت بخوابیم منم پا شدم و باهاش رفتم سریع دره اتاقو بستو مثل وحشیا پرید

مجتبی کیر تو کونت عوضی بیشتر بخوانید »

زن خوشگل و شوهر بیغش

سلام کارن هستم 35 سالمه و یکسال میشه که زنم طلاق گرفته  و تنها زندگی میکنم. بعد از زنم خونه رو دادم رهن و رفتم نزدیک قزوین و یه اپارتمان کوچیک خریدم چندروز بود که ساکن شده بودم که یه روز وقتی ازآسانسور اومدم بیرون که برم توی خونه دیدم زن همسایه جلوی در داره

زن خوشگل و شوهر بیغش بیشتر بخوانید »

خاله ورزشکار و کیر من

سلام خدمت دوستان  این داستان  برای من که ۱۷ سالم بود یعنی ۲سال قبل و فقط یکبار اتفاق افتاد   من خاله ای دارم به اسم باران که ۳۰ سالشه مجرده خواهرای کوچیک و بزرگ داره ولی مجردشون فقط اینه که تو یه خونه زندگی میکنه که مامان باباش پایین و این بالا تو یکی

خاله ورزشکار و کیر من بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا