داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

عشق و حال در شمال

سلام من حسین هستم (از اسم کاربریم هم معلومه) سال ۸۵ دانشگاه توی شمال شهر آمل قبول شدم. از شانس من و شایدم انتخاب اشتباه، یکی از دانشگاههای غیرانتفاعی کوچیک توی شهر آمل قبول شده بودم. از طرفی پسرخاله منم توی اون دانشگاه خوبه آمل قبول شده بود اون سال اولین سالی بود که نتایج رو […]

عشق و حال در شمال بیشتر بخوانید »

دخترخالم منو جنده ی خودش کرد

افسون هستم و 17سالمه و ی دخترخاله به اسم ایسان دارم که 25سالشه و مطلقه هستش…عاشقه ماساژه . بدنسازی هم کار میکنه ولی سایز سینه هاش65هستش و سایز سینه من70. وزن و قدامون هم تقریبا شبیه همه و وزنامو50و قدامونم تقریبا 164هست و همه چی هم از شبی شروع شد که من به جای ماساژ

دخترخالم منو جنده ی خودش کرد بیشتر بخوانید »

خواهرم برای کیرم نقشه داشت

داشتم با تلفن صحبت میکردم که زنگ تلفن مغازه مجبورم کرد تلفن خودم قطع کنم گوشی رو برداشتم خواهرم بود گفت شیر آب خراب شده وقت داری درست کنی منم گفتم باشه میام اسمش میتراس و ازم بزرگتره. وسایل تو ماشین گذاشتم رفتم زنگ و زدم در باز شد بالا رفتم درب ورودی باز شد

خواهرم برای کیرم نقشه داشت بیشتر بخوانید »

تجربه ی کیر خارجی و کشف جی اسپات

اسم من مریم هست داستانی که برام اتفاق افتاده  هم می‌تونه جنبه لذت داشته باشه هم تجربه…   سال ۸۸ بود و همزمان با شلوغی انتخابات و هر شب می‌رفتیم بیرون تا دیر وقت حتماً خاطرتون هست که چه فضایی بود و همه بیشتر میرقصیدن تا اینکه برای تبلیغات منم از بس داخل کشور تفریحات

تجربه ی کیر خارجی و کشف جی اسپات بیشتر بخوانید »

اینطوری شد که کونی‌ شدم

اسمم مجتبی هستش و 21 سالمه. اولین بار 15 سالگی کون دادم. درواقع کونم گذاشتن. یکی از پسرای فامیل بود. من خونشون زیاد میرفتم و بعضی شبا هم میموندم. مدت تقریباً طولانی، نزدیک یک سال، فقط منو میمالوند. هرجا که فرصت میشد. موقع خواب زیر پتو، موقع بازی، وقتی که یه جا تنها می شدیم.

اینطوری شد که کونی‌ شدم بیشتر بخوانید »

هم میکردم هم میدادم

سلام ی خاطره که کلا زندگیم رو تغییر داد می خوام تعریف کنم. من حامد ام ۲۵ ساله زنم میترا ۲۴ ساله… *** ما دوتا خیلی همو دوست داریم و از زندگیمون هم راضی هستیم.ی شب خونه داشتیم سکس میکردیم دقیقا مثل همیشه راستش خودمم خسته شده یوهو به ذهنم رسید بذار یکم حرف سکسی

هم میکردم هم میدادم بیشتر بخوانید »

سکس از پشت با پیرمرد مهربون

سلام دوستان من اسمم الهامه تو یکی از شهرهای نزدیک تهران زندگی میکنیم و ۱۹سالمه همه میگن چهره خوبی دارم نمیگم خودم چون اونوقت خودشیفته محسوب میشم … چشمام درشته و رنگی و هیکلم خوبه.. داستانم از جایی شروع شد ک هنوز دیپلم نگرفته رفتم سرکار … ینی اخرای سال دبیرستانم بود ک رفتم ولی

سکس از پشت با پیرمرد مهربون بیشتر بخوانید »

شاهکس محل

سلام اسم من وحيد و ساكن تهران ٣٢ سالمه و اين داستان مال حدودا ١٥ سال پيشه … اون موقع من كشتي ميرفتم و حيكلم خوب بود قيافمم بد نيست يه همسايه داشتيم ٤ تا دختر داشتن همه كس و بزار ولي يه عروس داشتن يه بچه ٤ ساله داشت و خيلي هم زن سنگين

شاهکس محل بیشتر بخوانید »

به هم رسیدیم ولی …

اسمم سعیده و ۲۹ سالمه و مجردم، مریم زن داداشم ۲۵ سالشه داستانمون برمیگرده به سال۹۱ که بعد عقد و ازدواج من رفتم خدمت… *** بعد آموزشی ،خونه گرفته بودم و روز ها بعد تایم اداری می اومدم خونه و پیام باز هامون شروع شد و کم کم تلفن صحبت کردن هامون و…. از اول

به هم رسیدیم ولی … بیشتر بخوانید »

یاد باد آن روزگاران

این روزا سرم خیلی شلوغه، درس خوندن و كار كردن توی غربت تمام وقتمو گرفته… امشب دلم برای نوشتن، برای سایت و برای شماها خیلی تنگ شد. دلم حتی برای رنجایی كه تو ایران میكشیدم تنگ شد. برای گیتارم، برای آموزشگاه پدر، خانوم آشتیانی، استادمون كامیل و … …   اون زمان موسیقی یه جور

یاد باد آن روزگاران بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا