داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

خاله‌ها لطفا کس بدین

من اسمم سیناس ۲۰ سالمه اهل رامسر از بچگیم فوتبال بازی میکنم و یکی دو سالی میشه دیگه گذاشتم کنار ولی هیکلم چهار شونه و رو فرمه… یه خاله دارم که مجرده و حدود ۳۵ سالش میشه اونم هیکلش حرف نداره و ممه هاشم حدود ۷۵ بشن بنظرم قیافشم خوشگله… از بچگیم تو کفش بودم […]

خاله‌ها لطفا کس بدین بیشتر بخوانید »

چرا غریبه بکنه خودم می‌کنم

چند وقتی بود که به تیپ ابجیم خیلی نگاه می کردم لباس تنگ و خوشگل می پوشید برا بیرون رفتن و تو خونه تاپ یقه باز که سینه سفیدش خودنمایی می کرد.گاهی وقتا نگام بهش می افتاد .یه روز برام چایی اورد وقتی خم شد که بزاره رو میز له لحظه چون یقش گشاد بود

چرا غریبه بکنه خودم می‌کنم بیشتر بخوانید »

مامان منم آره

سلام من فریدم ۱۶ سالمه مامانم ۳۸ سالشه سینه های کوچک سایز ۳۸ با نوک قهوای داره پوستش سفیده . از بچگی مامانم میزاشت سینه هاشو بخورم و بام حموم میامد تا ابنکه خوده خرم گفتم تنها میرم و موهای کیرم که در اومد به کسی نگفتم و با تیغا بابام موها مو میزم تا

مامان منم آره بیشتر بخوانید »

ضربدری زوری

سلام اسمم میثم قدم ۱۸۰ وزنم ۸۵ خاطره ای رو می نویسم که مربوط به پنج سال پیشه اسامی رو عوض کردم چون خواننده ممکنه با اسمها ما رو بشناسه تقریبا پنج سال قبل از اون ماجرا من مجرد بودم و دنبال کیس خوب برای ازدواج می گشتم و هرکی که معرفی می کرد یا

ضربدری زوری بیشتر بخوانید »

فقط به عشق مامانت

این داستان براساس یك سری اتفاقات واقعی نوشته شده. امیدوارم لذت ببرید من سعید هستم ، الان سی و بنج سالمه ، اما داستان مربوط میشه به چندین سال پیش ، قبل از كنكور دانشگاه. ما تو یه محله نوساز توی شهر بزرگ زندگی می كردیم ، اون موقع هنوز كوچه ها اسفالت نداشت و

فقط به عشق مامانت بیشتر بخوانید »

زن عمو مرسی که دادی

سلام . داستان از چند ماه پیش شروع شده و امیدوارم بازم اتفاق بیفته …   زن عموم اسمش میناس و یه زن لوند و پررو و خوش اخلاقه که هر کس کنارش بشینه ناخوداگاه هوس میکنه لباشو بخوره از لحاظ اندام هم قد بلند و سکسی که هر مردی رو شهوتی میکنه. خیلی وقتا

زن عمو مرسی که دادی بیشتر بخوانید »

فاحشه ی خونه دار

انگار اسمون میخواست واسه شب چله سنگ تموم بزاره. همچین برف میبارید که ادم میترسید اگه چند دقیقه یه جا ثابت بمونه ممکنه زیر برفا دفن بشه. چند کیسه میوه که اوستاش واسه شب چله بهش داده بود باعث میشد راه رفتن واسش سخت بشه و هر وقت پاهاشو رو برفا میزاشت حس میکرد که

فاحشه ی خونه دار بیشتر بخوانید »

مادرزنم عشقمه

سلام امیر هستم.۵ساله ازدواج کردم.باعشق ازدواج کردم ولی همون اولش فهمیدم نمیتونم فقط و فقط با همسرم باشم. از همون اولش چشمم دنبال مادرزنم بود. قد بلندم و ورزشکار. دیرارضا میشم و تو سکس به شدت دنبال اینم که طرف مقابلم هرجور شده ارضا بشه. همسرم خیلی حشریه ولی نمیدونم چرا بعداز یکسال دیگه حسم

مادرزنم عشقمه بیشتر بخوانید »

سکس با زنداداش دوستم

سلام ارش(مستعار)30 ساله ی دوستی داشتم که زنداداش خیلی خوشگل و خوش بدنی داشت. اونا خونوادشون تقریبا مذهبیه من از روز اولی که اینو دیدم از سفیدیش و چهرش کلی راست کردم اصلا به فکرمم نمیرسید که ی روزی کس و کونش و باز کنم خلاصه من اینو میدیدم و نگاهش میکردم اونم کم کم

سکس با زنداداش دوستم بیشتر بخوانید »

لاپایی به دختر افغان

قصدم از نوشتن این داستان توهین به افغان ها یا تحقیر اونها نیست…   چندوقت بود که توتلگرام طلایی بامریم اشناشده بودم باهم چت میکردیم وگپ میزدیم تااینکه قرار شد برم ببینمش.اون بچه ماهدشت بود پس توپارک ماهدشت قرار گذشتیم.من تو جهانشهر کرج بودم پس سوار ماشینم شدم و رفتم ماهدشت.وقتی دیدمش اول جاخوردم تو

لاپایی به دختر افغان بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا