داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

گمشده در باد

یادداشتی که پدرم گذاشت جلوم شکایت همسایه بود: “پسر شما دائما” خانهء ما را زیر نظر دارد و ابایی ندارد که لخت و عور توی پنجره ظاهر شود. اگر تکرار شود ناچاریم از راههای قانونی اقدام کنیم. با احترام مهندس…” کار همسایهء پشتی بود که پنجرهء اتاق من در طبقهء دوم مشرف بود به حیاط […]

گمشده در باد بیشتر بخوانید »

وظیفه ی سگی

سلام من سهیل هستم داستانی که تعریف میکنم واسه چهار سال پیشه من نامزد بودم و اسم نامزدم مرجان بود وتو یه شرکت وارد کننده لوازم کامپیوتر کار میکرد ویه روز خاله پدر زنم فوت وقرار شد برن سراب ومرجان هم قرار شد بیاد خونه ما ومن هر روز میبردمش محل کارش روز دوم بود

وظیفه ی سگی بیشتر بخوانید »

و این شروع کون دادن های من بود

سلام من اسمم سینا هستش و در حال حاضر ۲۱ سالمه و هیچ جذابیتی برای سکس ندارم اما در زمان بچگی و تا قبل از اینکه ریش و سیبیل در بیارم و چهره مردونه بگیرم یکه بچه خوشگلی بودم که سرم دعوا بود در حدی که همیگه رو سر من تهدید به چاقو کشی کرده

و این شروع کون دادن های من بود بیشتر بخوانید »

خواهرزن چیز دیگری است تجربه كنید

گردن سفید و خوش لیسش از بارزترین ویژگی هایش بود. وقتی من ازدواج كردم خواهرزن خوشگل و سفیدم برام بسیار جذاب بود.اما بخصوص اوایلش چون كمتر نسبت به من شناخت داشت و از طرفی دختر سنتی بحساب می آمد كمتر فرصت صحبت های دونفره یا چیزی شبیه این پیدا میكردم.٣٥ سالشه و همیشه هم پوشش

خواهرزن چیز دیگری است تجربه كنید بیشتر بخوانید »

خواهر و مادرم به گا رفتن

این داستان مال چند ماه پیشه ما یه خونواده هستیم پنج نفره من و دو تا خواهرام (یه خواهر بزرگ تر از خودم یه خواهر کوچک تر) و پدرم و مادرم اینو بگم خواهرم خیلی اهل پوشیدن لباسای باز بود همیشه لباسای باز میپوشید مادرمو و پدرمم هم هر دوشون باهاش مخالفت میکردن ولی اون

خواهر و مادرم به گا رفتن بیشتر بخوانید »

زندایی جون اهل حال

سلام.الان 42 سالمه و همچنان دنبال سکس و چت و فانتزیهای خودم هستم…خاطره سکسی من مربوط به زمان دبیرستانمه .   سال سوم دبیرستان بودم یه شب با یکی از اشناهامون که یه پسر 24 .25ساله بود و باهم راحت بودیم و شوخی میکردیم .بهم گفت زنداییت عجب کوسه. اولش بهم برخورد ولی کنجکاو شدم

زندایی جون اهل حال بیشتر بخوانید »

کردن دختر خاله مرجان

سلام من اسمم حامده ۲۸ سالمه دوسالی میشه که ازدواج کردم داستان مال زمانیه که من ۲۴ سالم بود یه دختر خاله دارم به اسم مرجان که چهره ی خشکلی نداشت ولی اندام خفنی داشت مخصوصا کون و رون های تپلش و بدن برنزش یه بار ک رفته بودم خونشون به بهونه اینکه کامپیوترش رو

کردن دختر خاله مرجان بیشتر بخوانید »

شوهر کونی

سلام من پیمان هستم ۲۶ سالمه قد ۱۸۰ وزن ۷۲ از ۲۰ سالگی بدنسازی میرم و هیکلم خیلی خوب شده قیافمم خوبه ولی ن در حد بدنم داستان از اونجایی شروع شد که برخلاف پوست بدنم که سبزه بود رنگ پوست کیرم صورتی بود و خیلی خوش فرم بود و ۱۸ سانت طولش بود و

شوهر کونی بیشتر بخوانید »

کیر دوره گرد

سلام این داستانم برمیگرده به حدود شش سال پیش ، ۲۱ سالم بود با قد ۱۷۲ وزن ۷۰ ،کمی سبزه ،تجربه سکس یکبار داشتم ولی نه مفصل… خلاصه یه روز نزدیک ظهر تو بازار داشتم میگشتم ، بدجور هوس سکس با یه مرد کرده بودم ، خیلی وقت بود که سکس نکرده بودم ، چشمم

کیر دوره گرد بیشتر بخوانید »

منم کونی‌ شدم

بابک هستم ۱۷ سالمه قدم ۱۷۲ وزنم ۶۷ اهل تهرانم به سفید و بی مو هستم بقیه میگن خیلی خوشگلم همیشه پسرا چشمشون دنبالم بوده. تو مدرسه خصوصا سال اخر راهنمایی و دبیرستان به شدت اذیت میشدم. خیلی پچه ها بهم دست میزدن و انگولکم میکردن. امین پسرعمومه و هم سنیم و فقط ۶ ماه

منم کونی‌ شدم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا