گمشده در باد
یادداشتی که پدرم گذاشت جلوم شکایت همسایه بود: “پسر شما دائما” خانهء ما را زیر نظر دارد و ابایی ندارد که لخت و عور توی پنجره ظاهر شود. اگر تکرار شود ناچاریم از راههای قانونی اقدام کنیم. با احترام مهندس…” کار همسایهء پشتی بود که پنجرهء اتاق من در طبقهء دوم مشرف بود به حیاط […]
