مرد رویاهای من
وقتی بابام گفت باید مدتی که مسافرتن من پیش خان جون بمونم اولش خیلی تو ذوقم خورد اما خوب بعدش باخودم گفتم منکه در هر حال باید درس بخونم فرقی نداره کجا باشم ! پدرو مادرم بخاطر کار پدرم مجبوربودن چند ماهی و خارج از ایران باشن که من چون دانشجو بودم نمیتونستم برم! خان […]
