هزارتوی زندگی – 1
دوباره به این ساعت وامونده نگاه میکنم که عقربهی ثانیه شمارش تند و تند داشت میچرخید. چرخشی که نوید دهندهی مرگ زمان بود، زمانی که ای کاش به عقب بر میگشت. زمان زیادیه که دارم خودکارم رو بین انگشتام به رقص در میارم تا بتونم بهترین کلمات رو از حلقومش بیرون بکشم و این ورق […]
هزارتوی زندگی – 1 بیشتر بخوانید »
