داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

شهوت، دوستی، عشق

این یک داستان تقریبا 80 درصد واقعی هست که یکم پیاز داغشو زیاد کردم و اینکه این داستان سکسی نیست و مربوط میشه به همجنسگرایی و حالا هر چه قدر میخواید فحش بدید و در ضمن این اولین باری هست که داستان مینویسم داستام از اون جا شروع شد که من قرار شد با یکی […]

شهوت، دوستی، عشق Read More »

شب عروسی من و داداشم

منتظرم شب بشه و باز با عشقم سکس کنم، ……. می‌خوام ماجرای اولین سکس با داداشم (عشقم) که پردم رو زد براتون تعریف کنمراستی‌ سکسه خواهرو برادر هرکس دوس نداره، نخونه، فحشم اگه بدین همش لایق خودتون و نوش جون خودتون، چون با تخم چپ داداشم برخورد می‌کنه و برمی‌گرده به خودتون…. اول از خودمو

شب عروسی من و داداشم Read More »

سكس من و خاله مهديه

يک خاله دارم اسمش مهديه است و 33 سال داره و قد نسبتا بلندي داره و اندام خيلي قشنگي داره. موضوع از اين جا شروع ميشه که من تو دانشگاهي نزديکي ميدان ونک قبول شدم و خودم و خانوادم تصميم گرفتيم که من پيش خالم بمونم چون خونشون نزديک دانشگام بود. منم که خيلي خوشحال

سكس من و خاله مهديه Read More »

دنیای واقعی

با اون هيكل چاقش يك مانتو كوتاه پوشيده بود با شلوار سفيد كه حسابی رونهاشو بيرون انداخته بود. همين طور كه داشتيم حرف مي زديم ، حس كردم داره به شوهرم نخ ميده. شوهرم هم حسابی تو بحرش رفته بود : به هم لبخند مي زدن…فردای اون روز من به شوهرم تو اداره زنگ زدم

دنیای واقعی Read More »

من عاشق ساک زدنم

من غزلم 19سالمهراستش من عاشق ساک زدن و خوردن آب مردام…حدود دوسالی هس که با یه پسر دوستم اسمش ابوالفضله…همه چیش خوبه فقط یه مشکل بزرگ داریم اونم اینه که همیشه با کمبود مکان مواجه ایمواسه همین همیشه تو پارکای خلوت قرار میذاریم و به هزار زور و زحمت میتونیم یه لب بگیریم!دفعه پیش حسابی

من عاشق ساک زدنم Read More »

سکس بچگی

سلام اسم من علی 24 سالمه ، من از بچگی سکس و تجربه کردم و می خوام یه خاطره از بچگیم بگم …بچگی دوران خوب و پر خاطره ای واسه من بود ،انگار همین دیروز بود ، از صبح که بیدار میشدیم فکر بازی بودیم تا شب که بخوابیم ، خونه ی ما یه حیات

سکس بچگی Read More »

زن مذهبی و آزادی من

من پیمانم 36 سالمه اهل تهران. سال 78 ازدواج کردم در اوج جوانی و ناآگاهی. همسرم از یک خانواده مومن و مذهبیه که اون اوایل باباش منو با هر حیله و کلکی میبرد نماز جمعه. میشه گفت که از همون ماههای اول فهمیدم مسئله سکس بین ما یک مشکل خواهد بود. اون معمولا دلش نمیخواست

زن مذهبی و آزادی من Read More »

سکس با خاله خانمم

رفته بودیم خونه خاله خانمم. شوهرش نبود. شب که شد، رختخواب من و خانمم رو تو اتاق جداگانه ای انداخت و خانمم از خستگی راه خیلی زود خوابش برد. من درازکشیده بودم و چشمام داشت گرم می شد. بعد از ربع ساعتی متوجه شدم در اتاق کمی رو هم رفت ، مثل این که کسی

سکس با خاله خانمم Read More »

سکس من با دختر عمم

عید بود عمه ایناماز همدان اومده بوودن شمال ویلای ما برنامه ریزی این بوود که تا 5 بمونیم خلاصه کلی خوشمی گذ شت تا روز 6 یا 7 بوود من رفته بوودم حمام همه هم رفته بوودن دم ساحل منم که فکرمیکردم هیچکی نیست راحت با حوله اومدم بیرون یه دفه احساس کردم یه نفر

سکس من با دختر عمم Read More »

نقشه تفصیلی کردن زهرا جون

سلام ميخواستم داستان خودمو براتون تعريف كنم،من وحيد ٢٠سالمه و توى يكى از شهرهاى شمالى زندگى ميكنم.اين داستان من مربوط به تابستان٩٠هستش كه بعد از يه نقشه طولانى تونستم زهراجونمو بكنم:يكروز داشتم ازخونه ميومدم بيرون كه خواهريكى از دوستاى صميم(حسین)و البته همسايمون رو ديدم.لامصب خيلى تيپ زده بود.اصلا باورم نميشد خودش باشه آخه من كه

نقشه تفصیلی کردن زهرا جون Read More »

Scroll to Top