ماجرای یک ازدواج
ای خدا خسته شدم از دست تو. چی کار کنم من، هان؟ تو می گی آخه من چه کار کنم؟ دارم دیووونه می شم از دستت. دیوونه. – فکر کردی من خودم حالم خیلی خوبه؟ خوب مگه تقصیر منه؟ فکر کردی من این مشکلات را ندارم؟ – نه آقا. تو کجا مشکلات من را داری؟ […]
ماجرای یک ازدواج بیشتر بخوانید »
