داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

چرا سکس کردم؟

نمیدونم چی شد که الان تصمیم گرفتم خاطره یکی از سکسامو واستون بنویسم…من دو سال شاید هم بیشتر میشه که با این سایت آشنام،اما هیچوقت فکر نکردم که تجربیاتم رو واسه کسی بگم،همیشه جز کسایی که باهاشون سکس کردم کس دیگه ای از ماجراهایی که واسم اتفاق افتاده خبر نداشته،آخه میدونید من دختر خیلی تنهایی […]

چرا سکس کردم؟ Read More »

گاییدن زن یک آخوند

با عرض سلام و درود خدمت شما دوستان عزیز اول باید بگم که ذکر این خاطره سکسی بدور از هرگونه جهت گیری سیاسی یا نفرت پراکنی از قشر خاص روحانی محبوب یا نامحبوب هست و صرفا یک خاطره و تجربه متفاوت که ترجیح دادم که بدلیل متفاوت بودم تقدیم شما می کنم من امیر هستم

گاییدن زن یک آخوند Read More »

دنیا پیادم کرد ، قطار سرنوشت سوارم کرد

سلام سال 83 بود و من تازه 2 هفته بود که 23 سالم شده بود که پدر مادرم توی یه تصادف عمرشون رو به شما دادن و از این دنیا رفتن ، بعد از فوت اونها چون من تنها وارث اونها بودم و تنها پسر تمامیه ارث پدرم به من رسید ، البته چیز زیادی

دنیا پیادم کرد ، قطار سرنوشت سوارم کرد Read More »

دید زدن خواهر زنم آیدا

با سلام داستان من بر عکس تمام داستانا که زود مخ میزنن نیست من یه خواهر زن دارم که 2 سال از من کوچکتره و دو سال از زنم بزرگتره اسمش ایداست خوشگله اوایل اصلا هیچ احساسی بهش نداشتم تا این که به دلیل یه سری مشکلات مجبور شد مدتی رو خونه ما بگذرونه یه

دید زدن خواهر زنم آیدا Read More »

کون دادنم به عشقم پدرام

سلام به دوستان.چیزیکه تعریف میکنم خاطره چندسال دوستی با پسریه که عاشقش بودم.مختصرمیگم.7سال پیش عاشق پسری شدم هم سن خودم دلم میخاست باهاش ازدواج کنم واسه همین روز اول بهش گفتم اونم گفت قصدازدواج نداره وفقط دوست باشیم.منم به ظاهرقبول کردم فقط دوست باشیم ولی پیش خودم گفتم بالاخره ازدواج میکنیم باهم.ماجراهای زیادی اتفاق افتادولی

کون دادنم به عشقم پدرام Read More »

حمام

توی حموم بودم. در حموم باز بود. کسی خونه نبود. دوست داشتم خودمو تو آئينه گنده حموم نگاه کنم. از ديدن خودم با شامپو و کف صابون لذت می بردم. ياد عکسای توی مجله ها عکسای تبليغات شامپو و صابون و . می افتادم. تو عالم خودم ادای اونا را در مياوردم. پاهامو با ناز

حمام Read More »

منصور و خاله

یکی از بزرگترین آرزوهای من این بود که بتونم یه روزی خاله م رو بکنم.البته این خاله جون یه شوهر گردن کلفت داره که اینجور که معلومه حسابی بکنه و این خاله جون رو خوب میکنه! ولی من بیچاره همینطور در آرزوی کس خاله جون له له میزدم و جق میزدم!یه روزی مادرم صدام کرد

منصور و خاله Read More »

سکس خواهرم با پسر خالم

این داستان سکسی که میخوام براتون تعریف کنم یه داستان واقعی هست و این داستان تا حالا برای هیچ کس تعریف نکردم . من کلاً از خالی بستن خوشم نمیاد. و نمیخوام سر کارتون بذارم . اسم من فرید و الان 25 سالمه و خواهرم راضیه که الان 35 سالشه و ازدواج کرده یه بچه

سکس خواهرم با پسر خالم Read More »

شب مستی

خاطره ای رو که میخواهم براتون تعریف کنم برمیگرده به چند ماه پیش قبلش باید یه توضیح در مورد این خاطره بدهم من ارشیا 28 سالمه متاهلم یکی از دویتهای نزدیک من که با هم کار میکنیم اسمش محمده یه خانوم خوشگل هم داره که اسمش فریده است اسن فریده خانوم خیلی خیلی خوشگله از

شب مستی Read More »

ممدی و دخترخاله

چند ماهی بود دخترخاله ام رو می پایدم که کجاها میره وبا چه کسانی دوسته یه روز که از تو شهرمون می گذشتم دیدم با یه هم محلیمون داره حرف میزنه وبا هم بلند بلند میخندند خیلی تعجب کردم وقتی نزدیکشون شدم دخترخاله ام منو دید و سریع بحث رو عوض کردن من یه سلام

ممدی و دخترخاله Read More »

Scroll to Top