دام
سال آخر دبیرستان با معدل خوب قبول شده بودم هم خودم هم پدر مادرم خوشحال بودیم برا همینم وقتی به بابام گفتم ماشینو بده برم شمال خونه عمو اینا فوری سوییچو داد تو جاده هم مرتب زنگ میزد و احوالمو میپرسید چون تازه گواهینامه گرفته بودم غروب رسیدم عمو و زن عمو و بچه […]
