داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

داستان همجنسگرایی

  من با پسری که در شهرک غرب زندگی میکرد از طریق چت آشنا شدیم و تمایل ابتدایی او برای دوستی و دیدارمون در خیابان منتهی به خانه شد که در کنار هم بشینیم و چیزی که میخواستیم رو در کنارهم در خانه او راحت بیان کنیم آرش از همه نظری که فکر میکردی سر […]

داستان همجنسگرایی بیشتر بخوانید »

سکس عاشقانه با شاهین

  سلام دوستان . اسمم شنایاست 21سالمه و این داستان که میخوام تعریف کنم برای هفته پیشه , از ویژگیهای ظاهری من اینو بدونید که قدمتوسطی دارم با پوستی سفید و اندامی برجسته و کمی تپل , میخوام داستان سکسم با شاهرخو براتون بگم , بین خودمون بمونه که من عاشقش نیستم وبنابه دلایلی چاره

سکس عاشقانه با شاهین بیشتر بخوانید »

خواب بعد از ظهر

  شهوت؟ عشق؟ به راستی عشق و شهوت با یکدیگر در تضادند!؟ شاید هر دو به هم متصل باشند ولی به کدام رابطه؟ شاید به گفته ی دوستمان: بوسیدن لب آخرین مرحله ی عشق است و اولین مرحله ی شهوت! یا شاید هم…؟ به امید آمیخته بودن شهوتتان با عشق… ——————————————————————————————- -“بچه ها یه ربع

خواب بعد از ظهر بیشتر بخوانید »

کون دادن به ٤ تا كير توی عروسك فروشي محل

  سلام سارا هستم الان ٢٧ سالمه اما اين داستان مربوط به زماني كه من ٢٣،٢٤ سالم بود تازه از دانشگاه فارغ التحصيل شده بودم و چون از دانشگاه برگشته بودم خونه ( دانشجو شهرستان بودم ) محدوديت هام برگشته بود ولي مزه انواع سكس زير زبونم بودو كليم تو كف سكس يه عروسك فروشي

کون دادن به ٤ تا كير توی عروسك فروشي محل بیشتر بخوانید »

روژان شاگرد حشری من

سلام.رویا سکسی هستم واینم یه خاطره جدید ازخودمه.امیدوارم مثل همیشه تا آخرش باهام همراه باشین. بعد از لزاون شبم با سمیرا چند باری دیگرم به خونه اش رفتم وباهاش لز کردم.دراین مدت با شوهرش منصور ودخترش روژان هم خیلی صمیمی شده بودم.حالا دیگه با هم رفت وآمد خانوادگی پیدا کرده بودیم ومنم رضا رو با

روژان شاگرد حشری من بیشتر بخوانید »

اولین کون دادن من در نوجوانی

  سلام این خاطره که میگم برمیگرده به 4 سال پیش که من 13 سال داشتم….اسمم فریده و ساکن شهر مشهد هستیم…ما 4 سال پیش کرج زندگی میکردیم که به خاطر مرگ بابام و تنهاییمون اومدیم پیش خانواده مامان…تازه یک سالی میشد که بابام مرده بود و منم عشق کون دادن داشتم…همیشه تو خونه خودمو

اولین کون دادن من در نوجوانی بیشتر بخوانید »

خاطره ای از یک معلم

سلام به همگی از همون سال اول تربیت معلم قصدم این بود که بعد از فاغ التحصیلی سال اول کاریمو با دل جون کار کنم و اون سال قید ادامه تحصیل و ارتقا مدرک رو بزنم و همه وقتم رو صرف دانش آموزام کنم تا لااقل اون یه سال رو از معلم بودنم راضی باشم

خاطره ای از یک معلم بیشتر بخوانید »

کون دادن در خوابگاه شبانه روزی

  سلام ،من پسری۱۵ساله هستم که برای این که به یه جای خوب برسم رفتم خوابگاه شبانه روزی درس بخونم.روز اول که رفتم برای ثبت نام ساعت ۱۲ظهر بود هیچکس بجز من برای ثبت نام نیومده بود منم خوشحال رفتم ثبت نام کردم… داشتم برمیگشم که ازدر خوابگاه بیام بیرون که یهو نمیدونم چی شد

کون دادن در خوابگاه شبانه روزی بیشتر بخوانید »

قاسم و اکبر در گاوداری

  سلا من قاسمم 28سالمه ،این خاطره که میخام براتون بگم دقیقا مال 10سال پیشه،من تازه دیپلم گرفته بودم و دنبال کارای سربازیم بودم. من و اکبر پسر عمه م با هم روابط خوبی داشتیم و تقریبا همه اوقات بیکاریمون پیش هم میگذروندیم،بابای اکبر یه گاوداری خارج از ده درست کرده بود که منو و

قاسم و اکبر در گاوداری بیشتر بخوانید »

خانم معلم جیگر

اون موقع تازه دانشگاهو تموم کرده بودمو کم کم آخرین دختری که باهاش دوس بودم هم دیگه از بیمحلیام و همم اینکه دور بودیم از هم , بالاخره تموم شد رابطه مون. یه روز که اتفاقا خوابگاه بودم یه شماره زنگ زده بود منم شماره رو ذخیره کرده بودم.(چند ماه قبل بدها) بعد تموم شدن

خانم معلم جیگر بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا