داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

کس دادنم به کوروش

  سلام دوستای عزیزم من شهلا هستم و 23 سالمه قضیه واسه عید پارساله تقریبا سوم چهارم عید بود که مامانم اینا با داییم اینا رفتن مسافرت منم با 2 تا دختر داییام (لیدا و مینا)موندم تهران ومثلا قرار بود که لیدا مواظب ما باشه (لیدا 32 سالشه و یه پسر 6 ساله داره و […]

کس دادنم به کوروش بیشتر بخوانید »

لز بهترین تجربه من

  حس خوبی که واسه اولین تجربه کردم….. هیچ وقت روزی تصور نمیکردم که با یه دختر رابطه جنسی داشته باشم آخه از بچگی بیشتر دوستای من پسر بودن از هیجان خوشم میومد ازینکه همیشه یه چیز تازه تجربه کنم لذت میبردم…. ازینکه دوست پسر داشتم یا نه بگذریم چون از موضوع الکی فاصله میگیریم

لز بهترین تجربه من بیشتر بخوانید »

نمیدونم باید بهش گفت لز یا سکس

  چند بار دیده بودمش، بار اول یکسال پیش بود شدیدا مریض بودم و با شوهرم رفتیم درمانگاه همون شب باید 4 تا آمپول میزدم، گلوم شدیدا درد میکرد و تمام بدنم داغ بود و خیس عرق ، سرم گیج میرفت . رفتم تو تزریقات کسی نبود رو صندلی نشستم و سرم بین دستام گرفته

نمیدونم باید بهش گفت لز یا سکس بیشتر بخوانید »

ماجراهای یک گی

  مشکل ما ایرانیان این است که نمیدونیم باید کدام کار را که واقعا برامون لذت دارد را برویم یا فکرمون این است که همه بکنیم یا فاعل باشیم زمان ن هم برسه یا نمیتونیم استفاده کنیم و یا از آن فرار میکنیم من باخودم کنار آمدم من هم از جنس خودم هم مخالف خوشم

ماجراهای یک گی بیشتر بخوانید »

هوا سرد بود

  زمستون بود هوا خیلی سرد بود یادمه حال نداشتم سوار ماشین شدم رفتم سمت چالوس اونورا نزدیکای رویان یه ویلا داشتیم خسته و کوفته رسیدم یه 2 ساعت مشتی خوابیدم. اول صبح بلند که شدم بعد از صبحونه و ورزش رفتم تو بالکون نشستم قلیون زدم یه نگاه اومدم سمت یکی از ویلاهای اطراف

هوا سرد بود بیشتر بخوانید »

یادش بخیر

  سرد است. خیلی سردتراز آخرین نگاهی که مرا برانداز کرد. کت راه راه خاکستری خویش را به تن کرده ام. هوا سرد است. سردتراز خاطرات. پالتوی مشکی خویش را روی شانه هایم اسکان داده ام اما باز هوا سرد است. سردتر از دستای گرمت در آن شب بارانی. پاهای خود را به بخاری چسبانده

یادش بخیر بیشتر بخوانید »

دو کنیز درخدمت یک پادشاه

سلام به دوستان عزیزم.رویا سکسی هستم وبا ادامه خاطره قبلیم اومدم.تا اون جایی واستون تعریف کرده بودم که به رضا زنگ زده بودم تا برای گاییدن من وروژان به خونه بیاد واونم درحالی که حسابی تعجب کرده بود وازطرفی هیجان زده هم بود به خونه اومد.منم روژان رو به داخل اتاق بردم وخودم همون طور

دو کنیز درخدمت یک پادشاه بیشتر بخوانید »

خاطرات سکسی رامونا

سلام رامونا هستم 18 سالمه . یه چندماهی میشه میام اینجا از داستاناش استفاده میکنم . تا اینکه تصمیم گرفتم خودمم خاطراتمو اینجا به اشتراک بذارم. اول از همه بگم شاید 40 درصد قصدم این باشه که بخوام واسه لذت شما خاطراتمو بگم و واسه این 40 درصد سعی میکنم جزییاتو تا جایی که میتونم

خاطرات سکسی رامونا بیشتر بخوانید »

ماجرای سکس غیرمنتظره

  ساعت دقیق 2 صبحه من باز اومدم تو سایت شهوانی و داستاناشو خوندم.دوباره وسوسه شدم که یکی از خاطرات سکسیمو بنویسم.من کامرانم 38 ساله.راستش این داستانایی که مینویسم اکثرا مال 8 ساله پیشه چون تقریبا از سال 83 بود که یه اتفاقی واسم افتادو الان مدتیه سر براه شدم.البته صد در صد نه ولی

ماجرای سکس غیرمنتظره بیشتر بخوانید »

کونم پاره شد

  سلامی دوباره بعد ازدو ماه نه که خیلی دفه ی پیش نظراتون خوب بود بازم خاطره میخوام بنویسم اصن میدونی چیه کافر همه را به کیش خود پندارد اونایی که خودشون میان اراجیف مغز نداشتشونو مینویسن فکر میکنن همه مثل خودشونن بگذریم… راستشو بخواین این داستان اولین سکس جدی منه 6 ماه بود باهاش

کونم پاره شد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا