داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

یه روز بعد از ازدواج

تو خواب و بیداری بودم که احساس کردم لبام داغ شده تا چشمامو باز کردم باهاش چشم تو چشم شدم از رو تخت غلت زدمو پریدم پایین جوری که سرم خورد به میزارایش بغل تخت توجهی نکردمو سریع از اتاق دویدم بیرون خندید و اومد دنبالم گفت چته چرا میترسی گفتم قبلا هم بهت گفتم […]

یه روز بعد از ازدواج Read More »

زن خوشگل در بیمارستان

سلام . من اولین بارمه که تو این سایت خاطره مینویسم به خدا و تمام مقدسات هم قسم میخورم که عین واقعیته اسمم پدرامه و الان 21 سالمه تو کردستان زندگی میکنم و این خاطره برمیگرده به یه سال و نیم پیش که من تقریبا 19 سالم بود که پسر عموم واسه عمل کلیه باید

زن خوشگل در بیمارستان Read More »

روزهایی از دوران عشق

همه چیز از اونروز شروع شد اون روز سرد و و سوزناک که اولین دونه های برف داشتن زمین رو سفید میکردن تا سیاهی زمین از بین بره داشتم توی خیابون قدم میزدم و یه سیگار رو با یه حالت خلاف کارانه ای روی لبم گذاشته بودم و توی پیاده رو با یه ژست عجیبی

روزهایی از دوران عشق Read More »

قشنگترین خاطراتم با خاطره

سلام به همه ی بچه ها اول یه کم خودمو معرفی میکنم بعدش میرم واسه داستان. اسمم نیماست.22 سالمه.اهل جنوب استان فارس هستم.قدم 180.وزنم 80 کیلو.هیکل رو فرم و دختر پسند با پوست سفید. میخوام داستان یکی از دوست دخترام به اسم خاطره رو.براتون تعریف کنم که خیلی هم دوستش داشتم و حتی الان که

قشنگترین خاطراتم با خاطره Read More »

ﺳﺘـــــــــــــــــــــﺎﺭﻩ ﺧﺎﻣــــــــــــــــــــــــﻮﺵ

ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺑﻬﻢ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺍﺯ ﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﻨﻢ ﻭﻟﯽ ﮔﻮﺷﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩ . ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺯﻥ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﻣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺩ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﻣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻧﻪ . ﻭﻟﯽ ﻫﺮ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﻮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ . ﻧﺸﻮﻥ ﺑﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺗﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺍﻡ

ﺳﺘـــــــــــــــــــــﺎﺭﻩ ﺧﺎﻣــــــــــــــــــــــــﻮﺵ Read More »

حیف که نشد از جلو بکنمش

می خوام داستان سکسیم رو با زهره براتون تعریف کنم اما اول بزار یه چند تا مطلب رو براتون روشن کنم اسم دوست دختر زهره نیست یه جورای الکی گذاشتم تا کسی متوجه نشه و کلا از کس شعر گفتن بدم میاد هرچه هم اینجا میخونید عین حقیقته خوب بریم سر اصل مطلب.. اسم من

حیف که نشد از جلو بکنمش Read More »

نمی کنمش

چیزی که بیشتر از همه بین اون و من مشهود بود اعتماد بود , همیشه می دونست به باکره بودنش احترام می گذارم به خاطر همین همیشه می گفت خیلی بهت اعتماد دارم اما خیلی وقتها ازم می خواست و التماس می کرد تا بکونمش اما من می دونستم تو اون لحظات اینقدر داغ و

نمی کنمش Read More »

کون سفید خالم

سلام منم یه خاله دارم که حدود یک ساله با هم رابطه داریم خالم 38 سالشه و یه کون سفید وگنده داره کسشم خیلی نازه فقط سینه هاش یه خورده کوچیکه ولی خیلی باهاله هر وقت که شوهرخالم سر کاره من به بهانه ی دانشگاه رفتن میرم خونشون و یه حال اساسی با هم میکنیم

کون سفید خالم Read More »

داداش جونم

سلام به همه کسانی که عاشق سکس خانوادگی هستن خودمو معرفی کنم من مریم 28ساله 2ساله که ازدواج کردم از یکی از شهرهای ایران. داستانو بنویسم که حوصلتون سر نره من یه داداشی دارم خیلی پسر خوش هیکل وخوشگل هست شوهرم خیلی موقع یخاطر کارش به بیرون شهر میره یه بار زنگ زد که 2شب

داداش جونم Read More »

يك فرشته نجات ، يك عجوزه پير

ساچمه پولوي سگي را كه كوفت كردند بساط عرقشان را پهن كردند. من چپيدم كنج ديوار و يك سيگار آتش زدم ، با تماشاي آدمهاي بيچاره و درب و داغان و از ياد رفته حال خوشي به آدم دست نميداد ، انگار نه انگار كه يكيشان امروز از طبقه چهارم زمين خورده بود و مغزش

يك فرشته نجات ، يك عجوزه پير Read More »

Scroll to Top