داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکس با ساغر

اسمش ساغر بود. تو يه رستوران باهاش اشنا شدم. دختري بود با اندام سكسي و پاهاي كشيده…   روزها مي گذشت و احساس سكسي من به ساغر بيشتر ميشد.. دوست داشتم به اوج شهوت برسم بعد سكس با ساغر و تجربه كنم…. خيلي دلم ساغر رو ميخواست اون شب دعوتش كردم به همون رستوران… رفتم […]

سکس با ساغر Read More »

یه حس تازه

من و الناز دردانشگاه با هم آشنا شدیم و واقعا عاشق هم بودیم و جز عشق پاک چیزی بین ما نبود اما مانند بسیاری از مردم نیازهایی داشتیم و چه بهتر که این نیازها را با عشق و معشوقت برطرف بشه ما هر از چندگاهی شیطنت هایی تو ماشین و پارک جنگلی در حد مالیدن

یه حس تازه Read More »

آتش به دلم می زد نگاهش

هر شب وقتی شهر خاموش می شد و سیاهی همه جا پخش می شد، بعد از یک روز خسته کننده پناه می بردم به اتاقم، اروم کلید رو می چرخوندم در و قفل می کردم. لباس هام رو که در می آوردم با خودم فک می کردم تنها انگیزه ی من فقط همین اتاق است.

آتش به دلم می زد نگاهش Read More »

سکس‌های تلخ و شیرین من

سلام دوستان. موقعی که  دانشجو بودم مي دونستم يکي تو فاميل از من خوشش مياد اما کي نميدونستم ، خلاصه آدميزاد يه سري چيزا رو حس ميکنه اونم مني که حس ششم واقعا قوي دارم . دوران دانشجوي تازه با فرشته بهم زده بودم خيلي ناراحت بودممي خواستم از همه انتقال بگيرم ، با دوستام قرار

سکس‌های تلخ و شیرین من Read More »

ستايش

سلام. خاطرم برميگرده به يه هفته پيش من يه دوست دختر دارم به نام ستايش خيلي خوشگله سه ماه بود حرف ميزديم يه بار بم زنگ زد گف بيا خونمون مامانم اينا رفتن سرعين شب برميگردن اونم به خاطر امتحان زبانش نرفته بود چون خيلي به زبان اهميت ميداد منم از خدا خواسته رفتم خونشون

ستايش Read More »

عشق متال باز من

سلام.   سروش هستم ۲۰ سالمه بوشهر زندگی میکنم یه مدت بود با یه دختر اسمشم باران بود ۱۷ ساله مشهد زندگی میکرد آشنا شده بودم وای چه دختر بود وقتی عکسشو فرستاد موهای بلند تا آرنجاش با رنگ قهوه ای شکلاتی چشمای آبی‌ شفاف با یه صورت تقریبا لاغر و پوست سفید وای خوشگل

عشق متال باز من Read More »

سکس با کارگر افغانی

سلام به همه. یه بار بدجوری داغ کرده بودم تابستون بود اولین تابستونی که سعیدکنارم نبود چندجا زنگ زدم کسی در دسترسم نبود دنبال کسی بودم که ابم رودربیاره رفتم بیرون چرخی زدم کناریه میدون شهردوتا افغانی دیدم یکیشون حدودا 45-47 ساله میخورداون یکی جوونتربودوایستادم صداشون کردم جونتره اومدگفتم تورونمیخوام اون مسنه روبگوبیا جوونه اصرارکردمن

سکس با کارگر افغانی Read More »

اونی‌ که نمیداد بالاخره داد

سلام دوستان.اين داستان خيلي وقت پيش اتفاق افتاده و اصل مطلب در مورد رابطه من و دختر عمومه که اولش تحويلم نميگرفت. اين وسط پسر عموم هم يه نقشي داره و خلاصه بي نصيب نميمونه… *** همه مون نوجوون بوديم: سن احساسات و فکر کردن با مغزهائي که همه چي رو به شکل کس و

اونی‌ که نمیداد بالاخره داد Read More »

سكس شب اول ازدواجمون

سلام. من پريسا هستم ٣٢ ساله اين خاطره مربوط به ٩ سال پيشه زماني كه با شوهرم (عليرضا) ازدواج كردم . من و شوهرم ٣٢ ساله كه همديگرو ميشناسيم در واقع خوانواده هاي ما روز تولد من توي بيمارستان با هم آشنا شدن كه اون موقع عليرضا ٣ سالش بود و مريض شده بود و

سكس شب اول ازدواجمون Read More »

سکس با مامانم تو هتل

سلام من اسمم سیاوش 17سالمه و قدم 181سانته قیافه ام جذاب نیست و معمولی اما هیکلم عالیه چون از بچگی ورزش میکنم من یه مامان دارم خیلی خوشگل و ناز وقدش 172 سنش هم 37 سالشه خیلی جذاب عینه مانکن می مونه مامانم تو خونه خیلی با من راحته با لباس های تنگ و کوتاه

سکس با مامانم تو هتل Read More »

Scroll to Top