داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

افتتاح کون دختر داییم

سلام به همه.   من حامدم ۲۱ سالمه ومیخوام خاطره اولین سکسم رو با دختر دایی براتون تعریف کنم. اول بگم که کلا رابطه ام با دختر داییم حتی قبل از سکس هم خوب بوده وتقریبا هر روز به هم اس میدادیم و باهم چت میکردم و همیشه هر وقت میرفتم خونشون با یه شلوار […]

افتتاح کون دختر داییم بیشتر بخوانید »

سکس با ساغر

اسمش ساغر بود. تو يه رستوران باهاش اشنا شدم. دختري بود با اندام سكسي و پاهاي كشيده…   روزها مي گذشت و احساس سكسي من به ساغر بيشتر ميشد.. دوست داشتم به اوج شهوت برسم بعد سكس با ساغر و تجربه كنم…. خيلي دلم ساغر رو ميخواست اون شب دعوتش كردم به همون رستوران… رفتم

سکس با ساغر بیشتر بخوانید »

یه حس تازه

من و الناز دردانشگاه با هم آشنا شدیم و واقعا عاشق هم بودیم و جز عشق پاک چیزی بین ما نبود اما مانند بسیاری از مردم نیازهایی داشتیم و چه بهتر که این نیازها را با عشق و معشوقت برطرف بشه ما هر از چندگاهی شیطنت هایی تو ماشین و پارک جنگلی در حد مالیدن

یه حس تازه بیشتر بخوانید »

آتش به دلم می زد نگاهش

هر شب وقتی شهر خاموش می شد و سیاهی همه جا پخش می شد، بعد از یک روز خسته کننده پناه می بردم به اتاقم، اروم کلید رو می چرخوندم در و قفل می کردم. لباس هام رو که در می آوردم با خودم فک می کردم تنها انگیزه ی من فقط همین اتاق است.

آتش به دلم می زد نگاهش بیشتر بخوانید »

سکس‌های تلخ و شیرین من

سلام دوستان. موقعی که  دانشجو بودم مي دونستم يکي تو فاميل از من خوشش مياد اما کي نميدونستم ، خلاصه آدميزاد يه سري چيزا رو حس ميکنه اونم مني که حس ششم واقعا قوي دارم . دوران دانشجوي تازه با فرشته بهم زده بودم خيلي ناراحت بودممي خواستم از همه انتقال بگيرم ، با دوستام قرار

سکس‌های تلخ و شیرین من بیشتر بخوانید »

ستايش

سلام. خاطرم برميگرده به يه هفته پيش من يه دوست دختر دارم به نام ستايش خيلي خوشگله سه ماه بود حرف ميزديم يه بار بم زنگ زد گف بيا خونمون مامانم اينا رفتن سرعين شب برميگردن اونم به خاطر امتحان زبانش نرفته بود چون خيلي به زبان اهميت ميداد منم از خدا خواسته رفتم خونشون

ستايش بیشتر بخوانید »

عشق متال باز من

سلام.   سروش هستم ۲۰ سالمه بوشهر زندگی میکنم یه مدت بود با یه دختر اسمشم باران بود ۱۷ ساله مشهد زندگی میکرد آشنا شده بودم وای چه دختر بود وقتی عکسشو فرستاد موهای بلند تا آرنجاش با رنگ قهوه ای شکلاتی چشمای آبی‌ شفاف با یه صورت تقریبا لاغر و پوست سفید وای خوشگل

عشق متال باز من بیشتر بخوانید »

سکس با کارگر افغانی

سلام به همه. یه بار بدجوری داغ کرده بودم تابستون بود اولین تابستونی که سعیدکنارم نبود چندجا زنگ زدم کسی در دسترسم نبود دنبال کسی بودم که ابم رودربیاره رفتم بیرون چرخی زدم کناریه میدون شهردوتا افغانی دیدم یکیشون حدودا 45-47 ساله میخورداون یکی جوونتربودوایستادم صداشون کردم جونتره اومدگفتم تورونمیخوام اون مسنه روبگوبیا جوونه اصرارکردمن

سکس با کارگر افغانی بیشتر بخوانید »

اونی‌ که نمیداد بالاخره داد

سلام دوستان.اين داستان خيلي وقت پيش اتفاق افتاده و اصل مطلب در مورد رابطه من و دختر عمومه که اولش تحويلم نميگرفت. اين وسط پسر عموم هم يه نقشي داره و خلاصه بي نصيب نميمونه… *** همه مون نوجوون بوديم: سن احساسات و فکر کردن با مغزهائي که همه چي رو به شکل کس و

اونی‌ که نمیداد بالاخره داد بیشتر بخوانید »

سكس شب اول ازدواجمون

سلام. من پريسا هستم ٣٢ ساله اين خاطره مربوط به ٩ سال پيشه زماني كه با شوهرم (عليرضا) ازدواج كردم . من و شوهرم ٣٢ ساله كه همديگرو ميشناسيم در واقع خوانواده هاي ما روز تولد من توي بيمارستان با هم آشنا شدن كه اون موقع عليرضا ٣ سالش بود و مريض شده بود و

سكس شب اول ازدواجمون بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا