یک شانس دیگر
بهنوش عاشق میلاد بود .. سالها بود که با هم دوست بودند .. بالاخره دست تقدیر زمینه رو طوری فراهم کرد که اونا رو به هم برسونه . جشن مفصل .. امید و آرزوهایی که اونا رو به آینده می رسوند … -باورم نمیشه میلاد .. -منم همین طور بهنوش .. و در سویی […]
